تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب قسمت هفدهم
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




وی شـرکت هیـچ دوست صـمیمـی نـداشتـم کـه بـاهـاش راحـت باشم و حرف بزنم توی اتاق مشغول انجام کار بودیم که ازیتا گفت : سوگند توام  
خوشکلیا ناقال به خودت نمیرسیدی...  
- لبخندی زدم گفتم : مرسی عزیزم  
بعد از کار خسته کننده شرکت رفتم خونه و مثل دیروز یه غذای جدید درست کردم ... تندی یه دوش گرفتم یه بلوز حریر کوتاه باالی ناف به رنگ  
صورتی پوشیدم با یه شلوارک کوتاه که تا وسط رونم بیشتر نبود ... موهامو مدل ولو نیمه باز و نیمه بسته با کلیپسم باالی سرم جمع کردم  
گشواره های بلند که ته گودی گردنم میرسید به گوشم کردم یه ارایش که این بار ارایش چشمم بیشتر بود انجام دادم ... تمام خونه رو شمع  
معطر روشن کردم گالی مریم و تو گلدون گذاشتم از بوی خوش مریم نفسی تازه کردم ... فقط شمع با چندتا آباژور روشن بود ... همین که  
صدای ماشین حامی رو شنیدم رفتم پشت در ... در سالن و نیمه باز گذاشتم منتظر ایستادم تا وارد خونه بشه ، تا خواست در و باز کنه ... یک  
مرتبه در و باز کردم گفتم : سالم  
انگار کمی ترسید که اخمی کرد گفت : یاد بچگیات افتادی که قایم باشک بازی میکنی این کارا چیه ...  
بی توجه با اخمش که خدا میدونه هنوزم ازش حساب می بردم ... کیفش و گرفتم گفتم : خوبه که تو قایم باشک دوست نداری ...  
پالتوشو در اورد خیلی جدی گفت : تو نه و شما نخیر من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ...  
پالتوشم گرفتم با ناز پشت چشمی نازک کردم ... با طنازی که از تک تک حرکاتم پیدا بود رفتم وسایالش و توی اتاق گذاشتم هنوز وسط سالن
بود و چشمش به اتاقی بود که من رفته بودم ...  
با دیدن من روشو اونور کرد به مدتی روی مبل نشست ... میدونستم که اول باید چایی ببرم ...  
بعد از خوردن چایی میزو چیدم ،با اخم همیشگی اش اومد، توی سکوت شروع به خوردن شامش کرد بدون هیچ تشکری ،از جاش بلند شد گفت  
: خسته ام ،میرم استراحت کنم ...  
تندی گفتم : می خوای بیام بدنتو ماساژ بدم  
یه ابروشو باال انداخت و با شیطنت گفت : تو اتاقم منتظرتم ... پشتش را به من کرد و رفت دستامو بهم مالیدم گفتم : اقا حامی از حاال معتاد ماساژم میشی خودت میای التماس کنی ... تندی میزو جمع کردم ظرفا رو تو ماشین گذاشتم  
رفتم سمت اتاقش نفس عمیقی کشیدم تا استرسم کم بشه دوتا تقه به درش اتاقش زدم ...
با صدای خشداری گفت : بیا تو  
وارد اتاقش شدم ... با دیدن حامی توی اون وضعیت تندی رومو اونور کردم  
پسره بی ادب با یه شلوارک روی تختش لم داده بود داشت سیگار می کشید و یعنی نمیدونست بوی سیگار برای این قلب بیمار من سمه ...
- چیه عینهو جذامیا رو تو اونور کردی
- چرا لختین ؟
- کی لخته من ... من که لخت نیستم گفتم حاال چی شده ...
دستمو جلوی دماغم گرفتم ... برگشتم طرفش  
میشه سیگارتو خاموش کنی من نمی تونم نفس بکشم  
سیگارشو تو جا سیگاری خاموش کرد و گفت : یادم رفته بود یه زن ناقص گرفتم  
- میشه به پشت دراز بکشی من کار دارم  
- اوهوع اینو تو گوشت فرو کن هیچ کاری مهم تر از خدمت به من نیست فهمیدی ...  
به پشت دراز کشید ... کرم مخصوص ماساژو کف دستم ریختم یه بسم اهلل زیر لب گفتم ... استرس داشتم چطور دستمو روی بدن لختش بکشم  
... دل و زدم به دریا ... دستمو روی گردنش گذاشتم .ِ.. پوستش برنزه بود و گرمای تنش زیر دستم احساس میکردم ... از گردن تا کمرش رو
شروع به ماساژ کردم ... انگار خیلی خوشش اومده که ساکته و بدنشو ریلکس کرده . بعد از نیم ساعت کمرمو صاف کردم
- تموم شد ...  
با صدای خمار از خواب گفت : بد نبود حاال برو می خوام بخوابم مزاحمم نشو ...  
وقتی به در نزدیک شدم گفتم : دستم درد نکنه
....





نوع مطلب : گناهکارپارت5قسمت دوم-فرزین چت | بارباراچت، گناهکارپارت4قسمت دوم-فرزین چت | بارباراچت، قسمت هفدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت پایانی، قسمت پایانی، قسمت ششم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت سیزدهم، قسمت سیزدهم، من خانواده داشتم پارت57، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، فرزین چت، 
برچسب ها : چت، چتروم فرزین، فرزین چت، بارباراچت، چت باربارا، چت فرزین، فرزین تندیس چت،
لینک های مرتبط : بارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت چتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراوبلاگ شخصی بارباراوبلاگ شخصی بارباراوبلاگ شخصی بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت باربارا نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین فرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارابارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس تندیس بارباراتندیس بارباراتندیس باربارا،


شنبه 30 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
آیلین نگو نمیشه.من اگه تو بخوای دنیارو برات زیررو میکنم.
منو از خودت نرون.
این امیرعلی بود !   باور این حرفها از زبون امیرعلی برام سخت بود.
یعنی عرض چند روز صدو هشتاد درجه تغییر !امکان نداشت.
چرا باور حرفاش برام سخت بود.
نباید دیگه با حرفاش وا میدادم.باید بفهمم قصدش از این حرفا چیه.
خدا منو ببخشه که میخوام یکم دروغ بگم.
ببین من نمی تونم باهات ازدواج کنم.تو این مدت که اومدم.
یه چیزای فهمیدم.
چی فهمیدی آیلین؟
خب چیزه من چطوری بگم.
هرطور که راحتی.
خب فهمیدم که مردای ایرانی میخوان
واسه زنشون اولین باشن.من ....منم  تو اولین نیستی برام.
خدایا ببخش منو .بعدا از این دروغ توبه میکنم.و دیگه دروغ نمیگم.فقط همین یه بار.
سرمو بلند کردم.امیرعلی از عصبانیت صورتش قرمز شده بود.دستشو مشت کرده بود.
و زبونشو روی لبش کشید.و با صدایی که به زور از حنجرش بیرون اومد،گفت:
دروغ میگی.امکان نداره.من تو رو اینطوری نشناختم.امکان نداره همچین چیزی.
چرا آدم جایزالخطاست.منم یه انسانم تو یه مقطع اشتباه کردم.
با  فهمیدن این موضع هنوز سر  خواستنت هستی؟

چرا حالا این حرف زدی؟میخواستی خرد شدنمو ببینی.بعد گندی که زدی رو
بازگو کنی؟حتما اون شخص هم یزدان بوده آره.
من چقدر احمق بودم.که سرمیز با افتخار اسمشو جلوی من گفتی نفهمیدم.
منو به سخره گرفتی آره.
حقا که دختر اون مادری.برو همونجایی که بودی.
و بعد با عصبانیت اتاق و ترک کرد.
با دست یکی زدم رو پیشونیم.خاک برسرت آیلین.
دیگه امیرعلی رو از دست دادی.همه چی رو خراب کردی.
اول از همه وجه خودت و به گند کشیدی.
کمی بعد از اتابیرون رفتم.
نگاهی به سالون انداختم.امیرعلی نبود.
شاید رفته تو آشپزخونه پیش پدرو مادرش.
رفتم  تو آشپزخونه.نه نبود.حاجی و حاج خانم تنها نشسته بودن.
حاج خانم  نگاهی بهم کرد.و گفت:این پسرو چیکارش کردی مادر
مثل  اسفند رو آتیش از خونه زد بیرون.
حاج خانم اگه حاجی اجازه بدن چند دقیقه باهاتون حرف بزنم.
حاجی از روی صندلی بلند شد.
و گفت:راحت باشین.من یکم خستم  رو مبل یه چرت بزنم.
وای حاجی چرا رو مبل بفرمایید اتاق مهمان اونجا استراحت کنید.
و ببخشیدی گفتم و جلوتر از حاجی راه افتادم تا  حاجی رو راهنمایی کنم.
بعداز برگشتن رو به روی حاج خانم  نشستم.و دستامو توهم قفل کردم.
چی  شده مادر؟جون به لبم کردین شما دوتا،
حاج خانم خراب کردم.اونم افتضاع .
چیکار کردی؟
من حرف خوبی نزدم.فقط خواستم  بفهمم خودمو چقدر میخواد.
آخه فکر کردم.منو امیرعلی نمی تونیم یه زندگی نسبتا آرومی باهم
داشته باشیم.
وای مادر بگو ببینم چه حرفی زدی که خودت هم پشیمون شدی.
وقتی گفتم چیا گفتم به امیرعلی حاج خانم با دست رو دست دیگش
زد.وای مادر چرا این حرف و زدی اونم به دروغ.اگه  جوابت منفی بود.لازم نبود.این
توهین و به خودت نسبت بدی.می گفتی نه.و خلاص.
حاج خانم من حالا چکار کنم.
چی بگم مادر  بزار یه مدت بگذره.تا ببینیم چی میشه.
اگه واقعا دوست داشته باشه با خودش کنار میاد.اگر نتونست که دیگه
کاری از دست من برنمیاد.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، قسمت اول، قسمت هفدهم، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، قسمت دوم، قسمت دوم، قسمت دوم، ادامه قسمت هجدهم :، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت94، من خانواده داشتم پارت94، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت91، فرزین فرزینی، فرزین چت اصلی، باربارافرزین، روم باربارا، فرزین رمان، فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
بعداز رفتن مهمانهام روی کاناپه دراز کشیدم.
به حرفی که زده بودم،فکر میکردم.
و نتیجه آخر همین کاری بود که  انجام داده بودم.
چون بعداز حرفهای امیرعلی وقتی به چشماش نگاه کرده بودم.احساس میکردم
حرف دلش با حرف زبونش یکی نیست.
نمیدونم با چه نقشه ای اومده بود جلو.ولی خوب میدونستم
که امیرعلی میخواهد تقاص کار مامان مریمو سر من دربیاره.
این و مطمعن بودم.البته حرفها و کارای گذشته او هم دال بر  درست
بودن شکم به او بود.
بعداز تماس با پدر و همینطور شیدا و یزدان بلند شدم.و کم کم
آماده رفتن شدم.دلم به این رفتن و دور شدن راضی بود.
خودمو به خدا سپردم،و از خونه بیرون زدم.
ماشین اداره منتظر بود.سوار شدم.و به سوی آینده ای که در انتظارم بود رفتم..
.
.
.به اهواز که رسیدیم.مسطقیم گروه رو موقتن به هتل بردن.
اونقدر خسته بودم.که فقط  به هم اتاقیم سلامی ردوبدل کردیم.
و هردو روی تخت افتادیم.من برای اولین بار بدونه عوض کردن لباسام
چشم روی هم گذاشتم و بخواب رفتم.
صبح با صدای کسی که می گفت خانم دکتر بیدار شین چشم باز کردم.
سلامصبح بخیر خانم دکتر ماشالله چقدر میخوابین.
سلام صبح شما هم بخیر .بله دیروز خسته بودم.
ببخشی اونقدر هردو خسته بودیم که فراموش کردیم.خودمون و معرفی کنیم.
من دکتر حسین وند هستم.دکتر بی هوشی.
منم آیلین دایان هستم دکتر و جراح قلب.
خوشبختم از آشنایتون خانم دایان.
ممنون من خوشحالم از اینکه با شما آشنا شدم.
خب آیلین خانم بریم صبحونه؟
مگه الان صبحونه هست.ساعت ده صبحه؟
آره  .ولی من اول باید دوش بگیرم.
پس یکار میکنیم.تا شما برین دوش بگیرن من میرم صبحونه میخورم.
واسه شما هم میارم.خوبه.فقط چای داغ باشه.
باشه.حتما.پس فعلا عزیزم.

بعداز رفتن خانم حسین وند .سریع  دوش گرفتم.
و خستگی دیروز و کسلی امروزممو  به آب دادم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت هفدهم، شروع رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت92، فرزین چت، بارباراچت، باربارا، فرزین چت اصلی، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قرار شده بود،دوهفته اول اهواز مسقر باشیم.منو دکتر فرحانی.
هردو  متخصص و جراح قلب بودیم.وباید عصر بیمارها رو ویزیت کنیم.و صبح اتاق عمل
باشیم.دکتر حسین وند هم که دکتر بی هوشی گروه  ما بود.بچه های اتاق عمل هم
هر روز یه گروه بودن.
کلا همه چیز داشت با برنامه اجرا میشد.
منو دکتر فرحانی خیلی باهم مچ بودیم.تو تشخیص بیماری بیمارا همیشه اجازه میداد اول من
تشخیصمو بگم.و خیلی کم اتفاق میوفتاد  در باره تشخیصم حرفی کم یا اضافه بزند.
هفته اول اگر حرفی هم تو اتاق عمل یا موقع ویزیت بیمار زده می شد.فقط کاری
و بدیه آب و هوای اهواز بود.
روی هم رفته مردی متواضع بود.
قد نسبتا بلند و کشیده ای داشت.با پوستی سبزه و چشمایی درشت و کشیده و لبهایی عادی
چیزی که اونو مقتدر نشون میداد.جذبه ای بود که تو صورتش بود.
همیشه اول گوش میداد به حرف طرف مقابل .مرد خوش بیان و خوش برخورد و صبوری بود.
من توی این مدت کمتر کسی رو دیده بودم که تمام خصلتهای خوب رو یکجا داشته باشد.
برخوردش با پرسنل که دیگه جای گفتن نداشت.درحین احترامی که به پرسنل میذاشت
ولی اجازه پیشروی به پرسنل و نمیداد.واقعا تو کارش اقتدار داشت.
عجیب حساس شده بودم به دکتر فرحانی و همه
رفتارهاشو زیر زره بین گذاشته بودم.
منو این همه حساسیت به یک مرد بجز امیرعلی برام باورکردنی نبود.
آخر هفته  کاری بود.دلم میخواست برم رو تخت و فقط بخوابم.از ساعت هشت صبح
تا صده شب  سرپا بودیم.هم من و هم دکتر .
دکتر دادیان....
اولین بار بود.که مستقیم تو صورتم داشت نگاه میکرد.
بله دکتر.
دکتر امشب که هردو خسته هستیم.ولی اگه اجازه بدین برای فردا  نهار دعوتمو
قبول کنید.
دکتر فرحانی،نهار ! با این هوای گرم؟
قرار نیست که بیرون نهار بخوریم.قراره بریم خونه پدریم خانواده
اونجا منتطرتون هستن.
دکتر زحمت میشم  برا خانوادتون.
ننفرمایید زحمتی نیست.مادر شخصا خواستن که فردا نهار
تشریف بیارین.
خیلی دلم میخواست بپرسم اگه خانواده اینجا هستن.پس چرا با دکتر همدانی در سوئیت
هستن.ولی خب این به من ربطی نداشت.
واسه همین گفتم:پس حتما خدمت میرسم.
دکتر گفت:ساعت یازده و نیم بیرون خوابگاه منتطرتون هستم.
و بعداز خدا حافظی از هم جدا شدیم.
من که تقریبا یک هفته هرروز نزدیک به دوازده ساعت  با دکتر همکاری
میکردم. و مشکلی با خود دکتر نداشتم.ولی با خانوادش !نمیدونم
میتونم ارتباط برقرار کنم یا نه.
میخواستم پیشنهاد دکتررو هم به ریحان بگم.ولی پیش خودم می گفتم
شاید فقط منو دعوت کرده باشن.فعلا حرفی از دعوت دکتر به زبون نمیارم.
وقتی رسیدم خوابگاه  تازه یادم افتاد که ریحانه چند فامیل توی این شهر دارن.
و اقراه که با شوهرش آخرهفته رو با اونا باشن.
پس ریحان فردا دعوت دکتر فرحانی نبود.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت هفدهم، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت94، فزین چت، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، بارباراچت، چتروم باربارا، فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
حاضرو آماده منتظر زنگ دکتر فرید فرحانی بودم.
روسریو طبق روال همیشه لبنانی بسته بودم.
دوست نداشتم حتی یه تار موهام بیرون باشه.
مامان مریم همیشه می گفت:دختر حجابش سلاحشه.
واقعا به حرف مامان تو این چند سال رسیده بودم.
چه بسا اگر  از خودم مواظبت نمیکردم.هیچ وقت نمی تونستم
این پاکی رو توی اون کشور  حفظ کنم.
هنوز داشتم تو آینه خودمو برنداز می کردم،که صدای گوشیم بلند شد.
دکمه تماس و زدم.
سلام.
سلام دکتر.اگه حاظرین تشریف بیارین پایین منتظرتون هستم.
بله چند لحطه دیگه میام پایین.
اصلا عادت نداشتم کسی رو منتظر خودم بزارم یا بقول شیدا واسه خودم
کلاس بزارم.
کیفمو دست گرفتم،و از سوئیت بیرون رفتم.
دکتر تکیه زده به ماشین روبرو رو نگاه میکرد.
لبخندی زدم.و جلو رفتم.
سلام شرمنده امروز وقتون و گرفتم.
نفرمایید خانم دکتر منم تازه اومدم.
بعد در جلو رو برام باز کرد.بفرمایید ممنون.
سوار شدم.دکتر در و بست و  خودش هم پشت فرمان نشست.
دکتر خسته که نیستین.
نه ابدا .خستگی مال دیروز بود.که رفع شد.
خب خدا رو شکر.
توی مسیر هم طبق معمول  بیشتر به بحث آب و هوای گرم و گردوخاک
اهواز  حرف زدیم.
کلا من آدم  کنجکاوی نبودم.ولی عجیب برام سوالهای زیادی
درباره دکتر بوجود اومده بود.ولی درست نبود.بخوام درباره خودش و خانوادش سوالی بپرسم.
تقریبا بیست دقیقه ای توی راه بودیم.
که جلوی  خونه ای آخرنمای دو طبقه نگه داشت.
بفرمایید رسیدیم.
آخ دکتر  من دست خالی اومدم.واقعا شرمنده .اگه ممکنه برگردیم من
لااقل یه جعبه شیرینی بگیرم.
خانم دکتر این تعارفات و ول کنید .مادر اصلا توی این مسال نیستن.
نه دکتر خواهش میکنم.اگه میشه برگردین چون من خودم خجالت میکشم.
دکتر نچی کرد.و گفت:نه بخاطر اینکه دست خالی اومدین
دارم برمیگردم.
چون دارین میگین درست نیست دارم می برموتون.
مرسی .واقع نمیدونم چرا فراموش کردم.
ایرادی نداره خانم.
بعداز ده دقیقه جلوی یه قنادی نگه داشت.
و گفت:شما بمونید تو ماشین بیرون گرمه.
الان میام.
دکتر  اینجوری که نمیشه.بزارین خودم بیام بخرم.
دکتر فکر نکم.ندونید که وقتی تو ایران با یه مرد بیرون میرید دست
تو جیبتون بزارید.
بله متاسفانه اینو میدونم.و این منو بیشتر توی مغذورات میزاره.
بعداز رفتن دکتر .با خودم گفتم فرحانی از کجا میدونه من ایران زندگی نکردم.
حتما باید توی یه موقعیت ازشون بپرسم.
دکتر با یه جعبه شیرینی سوار ماشین شد.و جعبه رو صندلی عقب گذاشت.
خب خانم دکتر دیگه امری ندارید.
ببخشید باعث زحمت شما هم شدم.
خواهش میکنم خانم چه زحمتی.
دوباره راه اومده رو برگشتیم.
با دو بوق در حیاط باز شد.و دکتر ماشین و داخل برد.
بفرمایید دکتر خیلی خوش اومدین.
کیف و جعبه رو برداشتم که دکتر درو باز کرد.
تشکری کروم.و با راهنمایی دکتر به طرف  ساختمان حرکت کردیم.

در حال کفش در اوردن خانمی مسن با لباسی محلی  عربهای خوزستان درو باز کرد.
و با لهجه قشنگی که سعی داشت فارسی صحبت کنه،خوش امد گفت.
و بعد صورت دکتر رو بوسید.و به عربی با دکتر صحبت کرد.
هل بیک. .نمیدونستم .این کلمه چه معنی میده که او خانم مسن چند بار تکرار کرد.
دکتر بعداز حال و احوال با زن رو به من کرد و گفت بفرمایید.
اون زن دست پشت کمرم گذاشت.
بفرما خوش اومدی بنتی.
با تعجب به طرف دکتر برگشتم.
دکتر گفت:مادرم دارن میگن خوش اومدین.
ممنون مادر.بعداز نشستن سری به اطرافم گردوندم.واقعا اتاق بزرگی بود.
تمام پشتی و زیر اندازهای قشنگ دور تا دور اتاق رو چیده بودن.
و یه گوشه از اتاق هم یه دست مبل خیلی شیک بودکه ما روی اون نشسته بودیم.
بی اراده گفتم:واو اتاق خیلی بزرگه.تمیز کردنش خیلی سخته!
دکتر لبخندی زد.و گفت:پدرم شیخ طایفه هستن.به این اتاق هم میگن موزیف
وقتی شیخ های طایفه های دیگه جمع میشن جای نشستن واسه جوانترها نیست.
بعداز چند دقیقه دختری قد بلند و هیکلی پر با سبنی شربت به دست وارد
اتاق شد.سلام .
دکتر فرحانی بلند شد و سینی رو از دست دختر گرفت.
و حین تعارف گفت:خواهرم احلام.
و خانم دکتر آیلین دایان.
شربت و روی میز گذاشتم و بلند شدم.و دست احلام که به طرفم دراز بود و توی دستم
فشردم.
خوشبختم.از دیدنتون.
خوش اومدین خانم دکتر.
بفرمایید.
وقتی نشستم صورت دخترو بهتر نگاه کردم.
چقدر با نمک و خوشکل بود.پوستی سبزه و بینی قلمی لبهایی گوشتی و صورتی تقریبا گرد.
چشمایی سیاه به رنگ شب.
احلام مبل کناریمو اشغال کرد.و رو به برادرش گفت:اخوی .
دکتر فرحانی اجازه ادامه حرف به خواهرش نداد.احلام فارسی صحبت کن.
که خانم دکتر متوجه بشن.
احلام چشمی گفت. ودنباله حرفشو ادامه داد.
داداش چرا دیر کردین.
وای خدا... از این دختر و   لهجه شیرینش دلم ضعف رفت .

.با لبخندی که همه صورتمو گرفته بود.نگاش میکردم.
فکر کنم دکتر فهمیده بود.از لهجه ی خواهرش و مادرش لذت میبرم.
که با لبخند نگام میکرد.
دکتر واقعا از دیدنه خانوادتون خوشحال شدم.
دکتر گفت:نظر لطف شماست خانم.
مادر دکتر با

--------------------------------------------------
میوه و بشقاب وارد اتاق شد.
واقعا اگه این کولرگازیها رو اختراع نمیکردن خوزستانیها از گرما هلاک میشدن.
اتاق به این بزرگی نزدیک به چهار کولر پنجره ای و دو کولر دو تیکه رو  مثل یخچال کرده بود.
کمی سردم شده بود.که دکتر گفت:سردتونه خانم دکتر.
اره یکم هوا سرده به نظرم همه کولرها رو نباید روشن میکردین.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت هفدهم، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت95، فرزین چت اصلی، باربارافرزین، چتروو فرزین، فرزین تندیس چت، فرزین چت، چت فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
روز خوبی  بود.شب هم با دکتر فرحانی  شام بیرون خوردیم.
و در آخر کمی پیاده روی کردیم.وقتی بـه خوابگاه رسیدیم
خیلی زیاد  از دکتر تشکر کردم.مخصوصا از نهار خوشمزه ای که
خونه ی اونها خوردم.
با شب بخیر از هم جدا شدیـم.
 میدونستم دعوت دکتر از مـن با منظور خاصی هست.
 بخاطره اینه که با خانوادش آشنام کنـه.
ولی من تا این دلم از اسم امیرعلی  تند میزنه.و هنوز با یادش این یک هفته رو
گدرونده بودم.بدونه اینکه زره ای از عـلاقم بهش کم بشه.
چه جایی برای دکتر فرحانی یا بقیه میموند.
تا زمانی که امیرعلی هست نمی تونم کسی رو به خلوت دلم راه بدم.
کاش اون روز طور دیگه ای امیرعلی رو محک میزدم.
تو این یک هفته فقط دوبار حاج خانم و حاجی تماس گرفته بودن.
نه اونها از امیرعلی حرفی زدن.و نه من سراغی از امیرعلی گرفتم.
.
.
.
روزها از پی هم میگذشتن .و من غرق کار شده بودم.
تو این بین هم  دوباره دیگه به اصرار دکتر فرحانی به منزل پدریش رفتم.
دکتر مرد با سیاستی بود.نزدیک به ده روز به پایان دوره مونده بود.
که بلاخره دکتر به حرف اومـد.
واقعا مونده بودم چه جوابی بدم.
کم کم داشتم به پایان بسیـت و نه سالگیم میرسیدم.
دلم یه تکیه گاه میخواست.دلم میخواست چند فرزند داشته باشم.
اصلا دلم یه خانواده بزرگ از گوشت و پوست و خون خودم
میخواست.
اما این دل که حرف حالیش نبود.به هر سازی که میزدم.اول و آخرش فقط یه اسم و
صدا میزد،امیرعلی.
لعنت به من کاش خودمو بـه نفهمی میزدم.
یعنی این مرد زره ای توی ایـن سه ماه دل تنگم نشده بود!
پس چرا دل من هر ثانیه بـه یادش دل تنگی و بی قراری میکرد!
چرا لحطه شماری دیدنش آروم و قرارو از من گرفته بود!
با این حال از دکتر وقت گرفتـم.تا بعداز برگشتن به تهران
جواب بدم.

بلاخره روز برگشت رسید.خدا میدونه فقط یه آرزو داشتم .که وقتی از هواپیما پیاده میشم
امیرعلی به استقبالم اومده باشه.تازه از ریحانه باد گرفته بودم که وقتی چیزی از خدا  میخوام
می تونم ندر کنم.
و حالا من  صلوات بر محمـد(ص)و آل محمد(ص) نذر کرده بودم.
از هواپیما که پیاده شدم سـاعت یازده و نیم  شب بود.
قرار بود.حاج خانم و حاجـی و همینطور پدرم به استقبالم بیاین.
هرچه مخالفت کرده بودم. که به فردوگاه  نیایند بی فایده بود.
البته زودتر به پدر گفته بودم.که همراه حاج خانم به منزل اونها میرم.
نسیم خنک شب و دیدار با خانواده موسوی و همینطور پدرم تازه فهمیدم
چقدر دلم براشون تنگ شده بود.
چقدر که حاج خانم منو به آعوشش فشار داده بود.و قربان صدقه ام رفته بود.
پدر هم که صورتمو بوسیده بود.و گریه کرده بود.
باور اینکه کسی هم نگران من شده یه حس قشنگ بهم دست داده بود.
با تعارفات بین حاج خانم و پدرم بلاخره پدرم کوتاه آمده بود.
و قرار بود بعداز خستگی در کردن و استراحت حتما به دیدار او هم در منزل
مادرش ناهید خانم بروم.
با تعارف حاج خانم و حاجی پا به سالون گذاشتم.
مثل آدمی که گمشده ای دارد با چشم تمام خانه رو  از نظر گذروندم
ولی خبری از امیرعلی نبود.
بگمونم حاج خانم و حاجی متوجه شده بودن.
چون حاج خانم گفت:امیرعـلی چند روزه رفته شمال ،فردا نهار  خونست.
ای وای بر این دل بی طاقت که خودشو رسوای عالمو آدم کرده بود.
با خجالت سرمو زیر انداختم .
چی داشتم به این زن مهربون بگم.بجز سکوت حرفی واسه گفتن داشتم.
بخدا که از کاری که با پسرشون کرده بودم خجالت می کشیدم.
حاج خانم گفت:چقدر ساکتی مادر اونجا خوب بود.خسته که
نشدی تو این مدت؟




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت هفدهم، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت97، فرزین فرزینی، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، بارباراچت، فرزین چت، فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
تا اومدم جواب بدم.حاجی گفت:حاج خانم ،دخترم  خسته ست تازه از راه رسیده ،
سوال جوابها بمونه واسه فردا.
حاج خانم گفت:وای راست میگین حاجی اصلا حواسم نیست.
پاشو مادر برو بخواب .فردا هم روز خداست.
با لبخند بلند شدم.و صورت حاج خانمو بوسیدم گفتم:چقدر دلم واسه مادر گفتن شما تنگ شده بود.
الهی عزیزم خدا شاهد منم اینجا بودم،ولی دلم پیشه تو بود.
برو عزیزم.فردا اونقدر حرف واسه گفتن داریم که  وقت کم میاریم.
با شب بخیر به هردو عزیز  ساکو بلند کردم و رو پله ها کشون کشون به اتاقم بردم.
وای که چقدر دلم واسه این اتاق تنگ شده بود.
بدونه اینکه لباس عوض کنم روی تخت دراز کشیدم.و متکا رو به آعوش گرفتم.
چه بویی میداد.بوی تند ادکالن و امیرعلی بود.یعنی اون شبا رو اینجا میخوابیده؟
باورم نمی شد.ممکـنه منو ببخشیده باشه؟
نمیدونم.بد حرفایی زدم. دست رو غیرت مردونش گذاشته بودم.
با فکر به گذشته.بی حال بلند شدم و لباس راحتی پوشیدم.و
دوباره روی تخت خـوابیدم.
اونقدر به چپ و راست چرخ زدم تا بلاخره خوابم برد.
 با صدای زنگ گوشیم که تو کیف دستیم بود.روی تخت نشستم.
و کیفمو که روی پا تختی گذاشته بودم کشیدم و با چشم بسته گوشیو بیرون اوردم.
بدونه اینکه به صفحـه گوشی نگاه کنم
خوا آلود گفتم: بلهـ بفرمایید
سلام آیلین خانم.
ای وای دکتر فرحانی بود.
سلام دکتر .حال شما
ممنون .ببخشید بـد موقع مزاحم شدم.
نه خواهش میکنـم.دیگه باید بیدار می شدم.
آیلین خانم غرض از مزاحمت اینکه پرونده کاریوتون و انگاری با خودتون بردین.
با دست یکی بهـ پیشونیم زدم.و گفتم:ای وای یادم نبود.حالا چکار کنم.
خودتون و اذیت نکنید من با دکتر افخم صحبت کردم.
و قرار شد فردا  ساعت یازده پرونده رو ببرین بدین بهشون.
ممنون دکتر.شرمنده باعث زحمت شدم براتون.
اصلا خانم دکتر زحمتی نبود.اگر پرونده رو دیروز میدادین احتیاجی نبود خودتون بیاین
من با پرونده خودم میدادم دکتر افخم.
حالا هم کاریه که شده.
شاید قسمت ایـن بوده که با شما دیداری تازه کنم.
چون دلم واسه همکار سه ماهم تنگ شده.
مچکرم دکتر نظر لـطفتونه.
مزاحم نمیشم.پـس تا فردا.روزتون بخیر.
روز شما هم بخیـر.
اوف این و کجای دلم بزارم بقول مامان مریم.والله.
نگاهی به ساعـت گوشیم انداختم.ای وای ساعت ده ونیمه.
مگ چقدر خوابـیدم.ولی هنوز خوابم میومد.واسه همین دوباره پتو رو کشیدم رو خودم
چون باد کولر مستقیم  طرفم بود.
و دوباره خوابـیدم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت هفدهم، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت98، فرزین چت | فرزین تندیس چت، فرزین چت، چتروم فرزین، باربارا، بارباراچت، فرزین باربارا،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
دخترک توی هوای سرد و زیر هوای ابری
منتطر ایستاده بود انقدر عجله کرده بود که یادش رفت پالتویش را بردارد
از سرما میلرزید
گاهی دستانش را جلوی دهانش میاورد تا گرم شوند
نیم ساعتی میشد که ایستاده بود
بالاخره اومد
مثل همیشه نبود
رنگش پریده بود و صورتش آشفته بود
آرام قدم بر میداشت
دخترک دوان دوان خودش را به او رساند
سلام کرد
اما پسر در جواب سلام خداحافطی کرد
دخترک ماتش برده بود
پسر گفت:
امروز آخرین ملاقاتمونه
من دارم میرم
دختر نگران پرسید: چی شده؟
پسر گفت: هیچی ازت زده شدم
دیگه نمیخوام با هم باشیم
و سرش را پایین انداخت و رفت
باران باریدن گرفته بود
دخترک همچنان همانجا ایستاده بود
دیگر نمی لرزید
تنها به پسر نگاه میکرد که هر لحظه از او دور میشد
چند روزی گذشت دختر دل شکسته در خانه نشسته بود
صدای زنگ در آمد
شخصی که پشت در ایستاده بود برادر پسر بود
قیافه اش آشفته تر از قیافه ی آن روز پسر بود
پاکتی در دست داشت
آن را به دختر داد و فورا از آنجا رفت
دختر پاکت را باز کرد دفتر چه خاطرات پسر بود
تمام خاطراتشان در آن بود
دختر صفحات آخر را آورد تا دلیل قهر را پیدا کند
در صفحه ایی نوشته بود امروز با او دیدار دارم
نمیدانم چطور بهش بگم
در صفحه ی بعد نوشته بود
داشتم دیوانه میشدم
میخواستم بهترین خاطره رو از آخرین ملاقاتمون براش بسازم
اما نشد
نتونستم
نخواستم تحمل دوریم براش سخت بشه
میدونستم نمیتونه طاقت بیاره
چاره ای نداشتم
اون لحظه وقتی با چشمای ناز و مظلومش بهم نگاه میکرد
نتونستم تو صورتش نگاه کنم
کاش میتونستم یه دل سیر نگاهش کنم
اما نشد نتونستم بیشتر از اون تو سرما نگهش دارم
قبل از اینکه برم پیشش
نیم ساعتی داشتم نگاهش میکردم اما از دور
دلم میخواست برای آخرین بار لبخندش رو میدیدم
در صفحه ای دیگر نوشته بود امروز خون بالا آوردم
دیگه دارم رفتنی میشم
توی صفحه ی آخر نوشته بود
دارم میرم
خانواده ام گریه میکنن
دارم برای آخرین بار می بینمشون
همه هستن جز عشقم. .




نوع مطلب : قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت هفدهم، قسمت هفدهم، قسمت اول، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : خداحافظ....فقط همین، فرزین فرزینی، فرزین چت اصلی، روم باربارا، رمان باربارا، بارباراچت، باربارافرزین،
لینک های مرتبط : فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین،


چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
برای ورودکلیک کنید



نوع مطلب : قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت هفدهم، قسمت هفدهم، قسمت اول، 
برچسب ها : باربارافرزین، روم باربارا، فرزین رمان، بارباراچت، چتروم باربارا، بارباراچتروم، باربارا،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سونجدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ،


سه شنبه 19 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
وارد اتوبوس شدم، جایی برای نشستـن نبود، همانجا روبروی در، دستم را به میله گرفتم...

پیرمرد با کُتی کهنه، پـشت به من، دسـتش به ردیف آخر صندلی های اقایون گره کرده! (که میـشود گفت تقریـبا در قسمت خـانم ها)

خانم دیگری وارد اتوبـوس شد، کنار دست من ایستاد، چپ چپ نگاهی به پیردمرد انداخت، شروع کرد بـه غرلند کردن!

ـ برای چی اومده تو قسمت زنونه! مگه مردونه جا نداره؟ این همه صندلی خالی!
ـ خانم جان ایـنطوری نگو، حتما نمی تونسته بره!
ـ دستش کجـه نمی تونه بشینه یا پـاش خم نمیشه؟
ـ خب پیرمرد ِ! شاید پاش درد میکنـه نمی تونه بره بشینه!
ـ آدم چشم داره می بینه! نیگاه کـن پاش تکون میخوره، این روزها حیاء کجا رفته؟!...

سکوت کردم، گفتم اگر همینطور ادامه دهم بازی را به بازار می کشاند! فقط خدا خدا میکردم پیرمرد صحبـت ها را نشنیـده باشد!

بیخیال شدم، صورتم را طرف پنجـره کردم تا بارش برفها را تماشا کنم...

به ایستگاه نزدیک مـی شدیم.....
پیرمرد میخواست پیـاده شود..
دستش را داخل جیـبش برد
پنجاه تومنی پاره ایـی را جلوی صورتم گرفت
گفت:"دخترم این چـند تومنیه؟"

بغض گلویم را گرفـت، پیرمرد نابینـا بود! خانم بغـل دست من خجالت زده سرش را پایین انداخت و سرخ شد...

نجوا ................................
چه راست گفت پـیامبر خدا( صلی الله علیه و آله ) « برای گفتار و کرداری که از برادرت سر می زند، عذری بجوی و اگر نـیافتی، عذری بتراش»




نوع مطلب : قسمت اول، قسمت دوم، قسمت چهارم، قسمت پنجم، قسمت ششم، قسمت هشتم، قسمت دوازدهم، قسمت نوزدهم، قسمت سوم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت دهم، قسمت دهم، قسمت پایانی، فرزین چت، فرزین چت، فرزین چت، فرزین چت، فرزین چت، ادرس های همیشگی فرزین چت، ادرس های همیشگی فرزین چت، پارت دوم رمان عاطفه، قسمت چهاردهم، قسمت پانزدهم، قسمت پانزدهم، قسمت هفدهم، قسمت هجدهم، ادامه قسمت هجدهم :، ادامه قسمت هجدهم :، قسمت بیستم، قسمت بیست و یکم، 
برچسب ها : بخشید من عذر دارم | فرزین چت، فرزین چت اصلی، بارباراچت، چت باربارا، روم باربارا، بارباراچت اصلی، رمان باربارا،
لینک های مرتبط : بخشید من عذر دارم | فرزین چت، فرزین چت اصلی، www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون،


یکشنبه 17 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت