تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب قسمت نهم
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




وی شـرکت هیـچ دوست صـمیمـی نـداشتـم کـه بـاهـاش راحـت باشم و حرف بزنم توی اتاق مشغول انجام کار بودیم که ازیتا گفت : سوگند توام  
خوشکلیا ناقال به خودت نمیرسیدی...  
- لبخندی زدم گفتم : مرسی عزیزم  
بعد از کار خسته کننده شرکت رفتم خونه و مثل دیروز یه غذای جدید درست کردم ... تندی یه دوش گرفتم یه بلوز حریر کوتاه باالی ناف به رنگ  
صورتی پوشیدم با یه شلوارک کوتاه که تا وسط رونم بیشتر نبود ... موهامو مدل ولو نیمه باز و نیمه بسته با کلیپسم باالی سرم جمع کردم  
گشواره های بلند که ته گودی گردنم میرسید به گوشم کردم یه ارایش که این بار ارایش چشمم بیشتر بود انجام دادم ... تمام خونه رو شمع  
معطر روشن کردم گالی مریم و تو گلدون گذاشتم از بوی خوش مریم نفسی تازه کردم ... فقط شمع با چندتا آباژور روشن بود ... همین که  
صدای ماشین حامی رو شنیدم رفتم پشت در ... در سالن و نیمه باز گذاشتم منتظر ایستادم تا وارد خونه بشه ، تا خواست در و باز کنه ... یک  
مرتبه در و باز کردم گفتم : سالم  
انگار کمی ترسید که اخمی کرد گفت : یاد بچگیات افتادی که قایم باشک بازی میکنی این کارا چیه ...  
بی توجه با اخمش که خدا میدونه هنوزم ازش حساب می بردم ... کیفش و گرفتم گفتم : خوبه که تو قایم باشک دوست نداری ...  
پالتوشو در اورد خیلی جدی گفت : تو نه و شما نخیر من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ...  
پالتوشم گرفتم با ناز پشت چشمی نازک کردم ... با طنازی که از تک تک حرکاتم پیدا بود رفتم وسایالش و توی اتاق گذاشتم هنوز وسط سالن
بود و چشمش به اتاقی بود که من رفته بودم ...  
با دیدن من روشو اونور کرد به مدتی روی مبل نشست ... میدونستم که اول باید چایی ببرم ...  
بعد از خوردن چایی میزو چیدم ،با اخم همیشگی اش اومد، توی سکوت شروع به خوردن شامش کرد بدون هیچ تشکری ،از جاش بلند شد گفت  
: خسته ام ،میرم استراحت کنم ...  
تندی گفتم : می خوای بیام بدنتو ماساژ بدم  
یه ابروشو باال انداخت و با شیطنت گفت : تو اتاقم منتظرتم ... پشتش را به من کرد و رفت دستامو بهم مالیدم گفتم : اقا حامی از حاال معتاد ماساژم میشی خودت میای التماس کنی ... تندی میزو جمع کردم ظرفا رو تو ماشین گذاشتم  
رفتم سمت اتاقش نفس عمیقی کشیدم تا استرسم کم بشه دوتا تقه به درش اتاقش زدم ...
با صدای خشداری گفت : بیا تو  
وارد اتاقش شدم ... با دیدن حامی توی اون وضعیت تندی رومو اونور کردم  
پسره بی ادب با یه شلوارک روی تختش لم داده بود داشت سیگار می کشید و یعنی نمیدونست بوی سیگار برای این قلب بیمار من سمه ...
- چیه عینهو جذامیا رو تو اونور کردی
- چرا لختین ؟
- کی لخته من ... من که لخت نیستم گفتم حاال چی شده ...
دستمو جلوی دماغم گرفتم ... برگشتم طرفش  
میشه سیگارتو خاموش کنی من نمی تونم نفس بکشم  
سیگارشو تو جا سیگاری خاموش کرد و گفت : یادم رفته بود یه زن ناقص گرفتم  
- میشه به پشت دراز بکشی من کار دارم  
- اوهوع اینو تو گوشت فرو کن هیچ کاری مهم تر از خدمت به من نیست فهمیدی ...  
به پشت دراز کشید ... کرم مخصوص ماساژو کف دستم ریختم یه بسم اهلل زیر لب گفتم ... استرس داشتم چطور دستمو روی بدن لختش بکشم  
... دل و زدم به دریا ... دستمو روی گردنش گذاشتم .ِ.. پوستش برنزه بود و گرمای تنش زیر دستم احساس میکردم ... از گردن تا کمرش رو
شروع به ماساژ کردم ... انگار خیلی خوشش اومده که ساکته و بدنشو ریلکس کرده . بعد از نیم ساعت کمرمو صاف کردم
- تموم شد ...  
با صدای خمار از خواب گفت : بد نبود حاال برو می خوام بخوابم مزاحمم نشو ...  
وقتی به در نزدیک شدم گفتم : دستم درد نکنه
....





نوع مطلب : گناهکارپارت5قسمت دوم-فرزین چت | بارباراچت، گناهکارپارت4قسمت دوم-فرزین چت | بارباراچت، قسمت هفدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت پایانی، قسمت پایانی، قسمت ششم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت سیزدهم، قسمت سیزدهم، من خانواده داشتم پارت57، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت58، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت60، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، من خانواده داشتم پارت64، فرزین چت، 
برچسب ها : چت، چتروم فرزین، فرزین چت، بارباراچت، چت باربارا، چت فرزین، فرزین تندیس چت،
لینک های مرتبط : بارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت چتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراوبلاگ شخصی بارباراوبلاگ شخصی بارباراوبلاگ شخصی بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت باربارا نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین فرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارابارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس تندیس بارباراتندیس بارباراتندیس باربارا،


شنبه 30 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
با سپهر بهترین ساعتها رو گذروندم.
نمیخواستم دیگه خودمو عذاب بدم.
درست چهار روز بود که از شمال برگشته بودم.
نه من خبر رسیدنمو داده بودم.
نه حاجی یا حاج خانم  تماسی گرفته بودن.
دیگه ناامید شده بودم.
یعنی دیگه امیرعلی و از دست دادم!
خدایا چرا وضع من این شد.
من تا بحال عاشق نشده بودم.
ارتباطم با مردای اطرافم در حد همکار یا دوستیه عادی بود.
با اینکه سپهر منو میخواست.
ولی این دله من  به یه غیرممکن دل بسته بود.
با حرف سپهر که پرسید آیلین تو فکری انگاری امروز
خوش نگذشت با من بودی؟
نه اتفاقا خیلی هم خوب بود.
پس هنوز سر قراری که داشتیم هستی؟
کدوم قرار سپهر؟
واقعا یادت رفت! قرار بود جواب خواستگاری رو بدی.
بله یادم نبود.خب سپهر پرونده خوبی بین همکارا نداشت.البته من چیزی ندیده بودم.
با این حال نمیخواستم سرسری جواب رد به سپهر بدم.
خب من منتظرم.
خدایا چکار کنم.باز ازش فرصت بخوام.شاید خبری از امیرعلی شد.
راستش من  دوبار بیشتر با تو بیرون نیومدم.خب اینطور خواستگاری  کردن
و جواب دادن برام یکم سخته.
آیلین خودت نخواستی که بیشتر باهم باشیم.منکه اول گفتم بیا با هم باشیم.
ببین سپهر من  اون با هم بودنی که تو گفتی رو نمیخواستم.
پس  میخواستی چطوری باهم باشیم.
من بچه نیستم.سپهر میدونم پیشنهاد باهم بودنت  چیزه دیگه ای بود.
درست میگم؟
از اینکه تو دختر تیزی هستی شکی نیست.آره اولش منظورم  چیزه دیگه ای بود.
ولی با این حالا  الان میخوام هرطوری که تو صلاح بدونی
بیشتر باهم باشیم.هم من تو رو بهتر بشناسم.و هم تو منو.
چی میگی؟
باشه.ولی هنوز سر شرطم هستم.تو محیط کاری مثل دو همکار باشیم.
بیرون از بیمارستان هم آخر هفته ها اگه موقعیتی پیش اومد  مثل امروز
میریم بیرون.فقط بیرون.قبوله؟
اوممممم چی بگم بخاطر اینکه واقعا  مایلم این آشنایی به ازدواجمون ختم بشه .قبوله.
ولی یه مدتی رو در نظر بگیریم.اینطوری هی منو سرکار نمیزاری.
عجب آدمی بود.اونوقت به من میگفت دختر تیزی هستی!
باشه یک ماه.
خوبه.
بفرما  خانم رسیدیم.
ممنون سپهر امروز خیلی خوش گذشت.
شب خوش.باز متشکرم.
فقط یه تشکر خشک و خالی؟
منظورت چیه؟
لااقل منو به یه قهوه به خونت دعوت کن.
چی میگی؟ما همین الان توافق کردیم.که دیدارهامون بیرون از خونه باشه.
چقدر سخت میگیری آیلین.همه قرارا بمونه از  فردا هوم ؟
نه اصلا حرفشو هم نزن.
تو با این طرز فکر واقعا امریکا زندگی کردی؟یا تو یه خانواده مذهبی تو یکی از
ده کوره های پرت کشور خودمون  بودی؟
ببین سپهر من همینم.با این عقاید.حالا تو فرض کن  ،اصلا تو روستا زندگی کردم.
با این حال بیا  یه کاری بکنیم.
چکاری خانم؟
من فکرامو کردم.و میخوام حالا جواب خواستگاری تو بدم.
خب ،بگو که قبول کردی،
راستش نه.جوابم منفیه.
چی منفی چرا؟
چون  من اینطوری تشخیص دادم.
امکان نداره جوابت این باشه!
چرا؟
چون من با این موقعیت اجتماعی و خانوادگی آرزوی هر دختری هستم.
میدونم.ولی آرزوی من نیستی.
من نمی تونم با مردی باشم.که تو بیمارستان از اینکه  با دکتر و پرستار رو گارگرش
زیر آبی میره کنار بیام.البته ببخشید که این و گفتم.چون خودم با چشم ندیده بودم.
میخواستم  مطمعن بشم.بعدا جواب بدم.ولی دیدم تو اونقدر خودخواه
هستی که فقط از کمر به پایین تو می بینی.
دیگه چی میدونی از من؟اگه این همه اطاعات داشتی چرا منو دنبال خودت کشیدی؟
همون اول می گفتی نه.
یا میخواستی یکم باهام  خوش باشی؟

خب تو هر دوست داری فکر کن.و هم زمان دست تو کیفم کردم.و چندین
تراول صدی رو صندلی گذاشتم و  از ماشین پیاده شدم.
و گفتم:اینم کرایه خوش بودن امروزم.و خرجی که کردی.
سپهر با صورتی از خشم و چشمهایی قرمز  خم شد و پولها رو به طرفم
پرت کرد.
داری بهم توهین میکنی خانم دکتر.
خودت خواستی.تازه پول خوشگذرونیمو دادم.
و از ماشی دور شدم.
صدای سپهر بلند شد.که همینطور داشت تو هین میکرد.
ولی برام مهم نبود.فکر نمبکردم.رابطیه منو سپهر به همین سادگی بهم بخوره.
زنگ درو زدم و نگهبان درو باز کرد.
یک لحظه برگشتم که دیدم سپهر از ماشین پباده شده و داره  تراولهارو از زمین
جمع میکنه.
واقعا من  به چیه این مرد دل خوش کرده بودم.که باهاش  بگردم.و کمی بخوام براش ناز دخترونه
بیام.این مردی که من دیدم.نزده میرقصید.کافی بود براش یکم ناز کنم.سه سوته دخلمو می آورد




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت73، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت، چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس ت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت، فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت باراباراچت بارباراچت، تندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارابارا،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
حسابی قاطی کرده بودم.یزدان و شیدا هم منو تو منگه قرار داده بودن.
واقعا نیما  فردا چی داشت که برام بگه.
از طرفی هم رفتار امروز امیرعلی روانمو بهم ریخته بود.
بی حوصله گوشی رو برداشتم.و شماره سرایداری رو گرفتم.
و به زینت خانم گفتم که فردا کلیدو به شوهرش کریم میدم.بیاد هم خونه رو
تمیز کنه.و کمی هم خرید بکنه.شام هم اگه تونست درست کنه.
اگر نه که از بیرون شام سفارش بده.
بعداز قطع کردن  تلفن.لباسامو با لباس تو خونه عوض کردم.
و قهوه سازو زدم.دلم یه قهوه تلخ میخواست .تلخ مثل روزهای زندگیم.
بعداز آماده شدن قهوه تو کاپ ریختم.و روی کاناپه دراز کشیدم.
فکر فردا و شروع هفته کاری فکرمو مشغول کرده بود.
باید کمی خودمو از امیرعلی دور می کردم.
فردا با گروه هماهنگ می کردم.و مدتی از این شهر دور میشدم.

صبح با حسی مزخرف از خواب بیدار شدم.انگار که ساعتها توی بیابون برهوت
تشنه و خسته راه رفته بودم.
سریع دوشی گرفتم.و آماده شدم.
امروز روز پرکاری داشتم.
سوار ماشین که شدم.به خودم گفتم آیلین  از این ساعت وقتت مختصص
بیمارهات .پس  فقط به این فکر کن




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت83، فرزین چت، فرزین چت اصلی، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، باربارافرزین، چتروم فرزینن،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
روزهام به این منوال میگذشـت.تو این مدت  نذاشتم کسی
حال و روزمو بفهمه.
تو خونه هم از صبح که چشـم باز میکردم.تا شب تعریف
مریم از دهن پدرو مـادرمو نـسترن نمی افتاد.
یجورایی رفتار و منـش مریم رو نسترن هم تاثیر گذاشته بود.
 کپی مریم شده بـود.تنها فرقشون حجاب مریم بود.
منم که هر روز عاشق تر از دیروز.
روزها و ماها و سـالها گذشـت.
این عشق تو سـینم مثل یه راز بود.تا اینکه انقلاب شد.کشور هرج و مرج شده بود.
تو این بین هم پـدرم فوت کرد.
فوت پدرم.و سربازی نرفتن من،دست آویزی شد برای داییها و خاله ام که قبل از انقلاب از ایران
مهاجرت کرده بودن.
اونقدر تو گوش مامان خواندن که ماهم عزم سفر کردیم.
اما مگه من میتونستم یه روز بدونه مریم بگذرونم.چطور حالا باید  بکل مریمو فراموش میکردم.
مثل پسربچه هـای کوچیک شبا تا صبح  گریه میکردم وبا خدا رازو نیاز میکردم.
با خودم گفتم اصلا میرم مامانمو نسترن و میزارم و برمیگردم.
ولی جنگ همه نقشه هام«و بهم ریخت.یادم شبه آخر اونقدر گریه کرده بودم.
که صبح هرچی مامان صدام میکرد محل نمیزاشتم.
حتی وقتی صدای زنگ خونه اومد.هم از طبقه بالا پایین نیومدم.
با صدای نسترن  به هر جون کندنی بود.بلند شدم.تا لباس بپوشم.
که با حرف مریـم انگار دنیا رو به نامم زدن.
داداش  مریم هم باهامون میاد.
مریم!چطوری؟
خب مریم میخـواد از دست زور گفتنهای خانوادش  فرار کنه.
اصلا برام مهم نبود.که انگ فرار به مریم میخوره.یا
اینکه کسی بـخواد فردا روز اون و زیر سوال ببره.
اونقدر سریع لباس پوشیدم.و چمدون بدست از پله ها اومدم پایین که چند بار
نزدیک بود.پرت شم پایین.
وقتی رسیدم که حرفهای مامان و مریم تمام شده بود.
خب میدونستـم.مامان هم مریمو دوست داره.حالا چطور مریم راضیش کرده رو
هیچ وقت نفـهمیدم.
هنوز تو هنگ اومدن مری«م بودم. که یکی از اقوام که قرار بود.تا مرز همراهمون باشه

کی اومد.و مـا کی راه افتادیم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت86، فرزین چت، فرزین چت اصلی، فرزین چتی، باربارا، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
احلام گفت:اگه سرده بریم تو سالن و بشینیم.
مادر دکتر فرحانی گفت : گم مادر .
با تعجب برگشتم طرفش.گم شم!
دکتر و احلام وقتی تعجبمو دیدن.لبخندی زدن.
جلوتراز دکتر احلام گفت:مادرم میگن بلندشین.
بله ،من فکرکردم ،میگن گم شو.
هردو با صدای بلند شروع به خنده کردن.
احلام گفت:داداش چقدر بامزه شده بود.وقتی مادر این حرف و زد.
دکتر فرحانی با لبخند گفت:بفرمایید خانم دکتر.مادرم فارسی درست نمی تونند صحبت کنند.
همه به سالون رفتیم.
وای که بوی غذاها  باعث شده بود.که یادم بیاد که صبحانه هم نخوردم.
احلام جان چه بوهای خوبی میاد.
خانم دکتر ،بوی ماهی کبابی و قلیه ماهی میاد.
احالام جان لطفا اسمم و صدا کن.
آخه درست نیست.
چرا درست نیست.من ایجوری راحترم.
باشه آیلین جان.
،ایجوری احساس بهتری دارم.
تو حین صحبت دکتر معذرت خواستن و به طرف اتاقی که طرف درب ورودی بود،رفتن.
احلام گفت:دکتر از اهواز خوشتون اومده؟
آره خوبه.مخوصا مردمش.ولی هواش خیلی گرمه.
آره هوا که  گرمه.تازه هنوز شرجیهاش مونده.
وای ،مگه نزدیک دریا هستین.؟
نزدیک که نه اونطور ولی   خب دور هم نیستیم..اونقدری هست که شرجی
به اهواز هم  برسه.
تازه ما که خوبیم.آبادان و خرمشهر که دیگه از شرجیهاش نمی تونی بیرون بری.
چه بد.ما هفته ی دیگه احتمالا بریم خرمشهر.
خدا به دادتون برسه.
ایشالله که اذیت نمیشین.
توهمین حین صدای مردی اومد.که چند بار یالله گفت.
احالام گفت:پدرم هستن.
سرپا ایستادم.که مردی نسبتا پیر وارد شدن.
من دست پیش گرفتم.و زودتر سلام گفتم.
عیلک سلام.
خیلی خوش امدید.اهلا وسهلا
احلام گفت:پدرم میگن خوش امدیدی.
ممنون حاج آقا.
بفرما دخترم بفرما.
رو به احلام کرد و گفت:پس فرید کجاسـت.
احلام گفت:رفت نماز بخونه.
آقای فرحانی بزرگ سری از راضیت تکـون داد.و روی مبل نشست.
که احلام سریع  لیوانی شربت خاکشـیر خنک به دستش داد.
قبلا ریحان گفته بود.که این دستمال که مردهای عرب به سر میبندن به زبان عربی اسمش چفیه هست.و لباس
مرداشون و هم دشداشه میگن.نمیدونم تلفظ رو درست گفتم یا نه.
جالب بود.من ترکیه عربهای کشورهـای همسایه رو دیده بودم.
ولی  نمیدونم چرا نکه بد باشن.نه،ولی به نظرم عربهای خوزستان مردمی ساده
و بی آلایش  هستن.و البته با محبتر.
کمی با احلام حرف زدیم،که دکتر هـم از اتاق بیرون اومد.و به طرف
پدرش رفت.و خم شد دست پدرشو بوسید.
نمیدونم چرا ولی احساس کردم کـه کدورتی بین پدروپسر هست.
خانم فرحانی بزرگ احلامو صدا کرد که سفره رو بچینه.
احلام رفت و با سفره برگشت.سفـره که انداخته شد.منم بلند شدم تا
کمک کنم.که جاجی فرحانی اجازه نداد.
به ناچار سرجام نشستم.
وقتی سفره پهن شد.دکتر  گفتن:بفرمایید خانم دکتر.
آقای فرحانی لطفا بگین آیلین اینـجوری که صدا میزنید من
احساس غریبی میکنم.
دوباره حرفشو تکرار کرد.بفرماییـد آیلین خانم.
ممنون.مادر و احلام جون بیان.
اونا هم الان میان بفرمایید.
خانم فرحانی و احلام هم اومدن.دکتر یه ماهی کبابی تویه بشقاب جلوم گذاشتن
.برنج و خورشتی سبز و کمی مـایل به قرمز هم بود.که دکتر گفت:براتون قلیه
ماهی بکشم.
نه فعلا میخوام یکم از ماهی کبـابی بخورم.
چطوری بخورم؟
فرحانی بزرگ گفت:خانم آیلین اگه براتون مشکلی نیست با دست
بخورین.که خار ماهی تو گلوتون گیر نکنه.
با دست!
آره .اگه ایرادی نداره منم میخوام با دست بخورم.گفتم:نه چه ایرادی خواهش میکنم هرطور راحتین
همون و انجام بدین.
خلاصه نهار با شوخی و خندهای همه خورده شد.
واقعا ماهی کبابی با سبزیهایی که روی ماهی ریخته بودن محشر بود.
قلیه که دیگه  نگو طوری که بدونه خجالت دو کفگیر برنج کشیدم.
و همراه قلیه خوردم.
واقعا عجب دست پختی داشت مادر دکتر.من تا حالا همچین غذایی نخورده بودم.
واقعا  مهمان نواز بودن.اونقدر ی که بعداز نهار احساس راحتی میکردم.که اول
که وارد شدم شاید تا قبل از نهار کمی معذب بودم.
طوری که مادر دکتر و پدرش و احلام ازم قول گرفتن که حتما آخر هر هفته
به منزلشون برم.
دکتر به جای من گفت:چشم مـادرجان خودم هر هفته اگه اهواز بودیم حتما آیلین خانمو
با خودم میارم.
دروغ چرا خودم هم بدم نمیومـد که بیام و همچین غذاهایی جلوم بزارن.




نوع مطلب : نیلوفروعلیرضا، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت اول، قسمت نهم، قسمت نهم، فرزین چت، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، بارباراچت، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت96، چتروم فرزین، فرزین چت، فرزین تندیس چت، فرزین چت اصلی، باربارا، باربارافرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
دخترک توی هوای سرد و زیر هوای ابری
منتطر ایستاده بود انقدر عجله کرده بود که یادش رفت پالتویش را بردارد
از سرما میلرزید
گاهی دستانش را جلوی دهانش میاورد تا گرم شوند
نیم ساعتی میشد که ایستاده بود
بالاخره اومد
مثل همیشه نبود
رنگش پریده بود و صورتش آشفته بود
آرام قدم بر میداشت
دخترک دوان دوان خودش را به او رساند
سلام کرد
اما پسر در جواب سلام خداحافطی کرد
دخترک ماتش برده بود
پسر گفت:
امروز آخرین ملاقاتمونه
من دارم میرم
دختر نگران پرسید: چی شده؟
پسر گفت: هیچی ازت زده شدم
دیگه نمیخوام با هم باشیم
و سرش را پایین انداخت و رفت
باران باریدن گرفته بود
دخترک همچنان همانجا ایستاده بود
دیگر نمی لرزید
تنها به پسر نگاه میکرد که هر لحظه از او دور میشد
چند روزی گذشت دختر دل شکسته در خانه نشسته بود
صدای زنگ در آمد
شخصی که پشت در ایستاده بود برادر پسر بود
قیافه اش آشفته تر از قیافه ی آن روز پسر بود
پاکتی در دست داشت
آن را به دختر داد و فورا از آنجا رفت
دختر پاکت را باز کرد دفتر چه خاطرات پسر بود
تمام خاطراتشان در آن بود
دختر صفحات آخر را آورد تا دلیل قهر را پیدا کند
در صفحه ایی نوشته بود امروز با او دیدار دارم
نمیدانم چطور بهش بگم
در صفحه ی بعد نوشته بود
داشتم دیوانه میشدم
میخواستم بهترین خاطره رو از آخرین ملاقاتمون براش بسازم
اما نشد
نتونستم
نخواستم تحمل دوریم براش سخت بشه
میدونستم نمیتونه طاقت بیاره
چاره ای نداشتم
اون لحظه وقتی با چشمای ناز و مظلومش بهم نگاه میکرد
نتونستم تو صورتش نگاه کنم
کاش میتونستم یه دل سیر نگاهش کنم
اما نشد نتونستم بیشتر از اون تو سرما نگهش دارم
قبل از اینکه برم پیشش
نیم ساعتی داشتم نگاهش میکردم اما از دور
دلم میخواست برای آخرین بار لبخندش رو میدیدم
در صفحه ای دیگر نوشته بود امروز خون بالا آوردم
دیگه دارم رفتنی میشم
توی صفحه ی آخر نوشته بود
دارم میرم
خانواده ام گریه میکنن
دارم برای آخرین بار می بینمشون
همه هستن جز عشقم. .




نوع مطلب : قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت هفدهم، قسمت هفدهم، قسمت اول، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : خداحافظ....فقط همین، فرزین فرزینی، فرزین چت اصلی، روم باربارا، رمان باربارا، بارباراچت، باربارافرزین،
لینک های مرتبط : فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین،


چهارشنبه 20 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
برای ورودکلیک کنید



نوع مطلب : قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت سوم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت پنجم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت هفدهم، قسمت هفدهم، قسمت اول، 
برچسب ها : باربارافرزین، روم باربارا، فرزین رمان، بارباراچت، چتروم باربارا، بارباراچتروم، باربارا،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سونجدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ،


سه شنبه 19 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
مردی، اسب اصیل و بسیار زیـبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خـود جلب می‌کرد. همه آرزوی تـملک آن را داشتند. بادیه‌نـشین ثروتمندی پیشنهاد کـرد کـه اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکـرد. 
حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند. باد‌یه‌نشین با خود فکر کـرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی مـن معاوضه کند، باید به فکر حیله‌ای باشم. 
روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ جـاده‌ای دراز کشید. او می‌دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور مـی‌کنـد. همین اتفاق هم افتاد...
مرد با دیدن آن گدای رنجور، سـرشـار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد. مرد گدا نـالـه‌کـنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخورده‌ام و نمی‌تـوانم از جا بلند شوم. دیـگر قدرت ندارم.

مرد بـه او کمک کرد که سوار اسـب شود. به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خـود را به پهلوهای اسب زد و به سرعـت دور شد. مرد متوجه شد که گول بادیه‌نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می‌خواهم چیزی به تو بگویم. بادیه‌نشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد. 
مرد گفت: تو اسب مرا دزدیـدی. دیگر کاری از دست من برنمـی‌آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن. "برای هیچ‌کس تـعریـف نکن که چگونه مرا گول زدی..." بادیه‌نشین تمسخرکـنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟! مرد گفت: چون ممـکن است، زمانی بیمار درمـانده‌ای کنار جاده‌ای افـتاده باشد.
اگر همه این جریان را بشـنونـد، دیگر کسی به او کمک نخواهد کرد. بادیه‌نشین شرمنده شـد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند ، اسـب اصیل را به صاحـب واقـعی آن پس داد..




نوع مطلب : قسمت اول، قسمت دوم، قسمت دوم، قسمت چهارم، قسمت پنجم، قسمت ششم، قسمت ششم، قسمت هشتم، قسمت نهم، قسمت دهم، قسمت دهم، قسمت دوازدهم، قسمت سیزدهم، قسمت چهاردهم، قسمت چهاردهم، قسمت شانزدهم، قسمت هفدهم، قسمت هجدهم، قسمت هجدهم، قسمت نوزدهم، قسمت نوزدهم، قسمت بیستم، قسمت بیستم، قسمت پایانی، فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، پارت اول رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، 
برچسب ها : حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، فرزین چت، باربارافرزین، باربارابارباراباربارابارباراباربارا، چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین فرزین فرزین فرزین، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت باربباراچت بارباراچت، هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین،
لینک های مرتبط : بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت باربباراچت بارباراچت، هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین هات سی چت فرزین، رابارباراچت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین فرزین فرزین فرزینباربارا،


یکشنبه 17 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند.  سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال بـرنداشته، بلنـد می‌شود تا آنها را بیاورد.  وقتی برمی‌گردد، با شگفـتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه به قیافه‌اش) آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست! بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد کـه مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خـصوصی آشـنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد.  در هـر حال، تصـمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبـخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد. دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند. اینکه غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.

  به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند و یکـی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای مـیوه را.  هـمۀ ایـن کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کـمرویی و زن راحت، دلگرم ‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند. آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیـاورد.  و اینجاسـت که کمی آنورتر پشت سر مرد سیاه‌پوست، در کـنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتـی می‌بینـد و ظرف غذایش را که دست‌نخورده و روی آن یکی میز مانده اسـت!

توضیح پائولو کوئیلیو: من این داسـتان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیـگران با ترس و احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند. داستـان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیـت‌های خوبـشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنـها احساسـ سَـروَری دارند. چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیـش‌داوری‌ها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل  کوته فکران رفـتار کنیم؛ مثـل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقـطۀ تمدن است، در حالی که آفریقاییِ دانش‌آموخته به او اجـازه داد از غذایــش بخورد .




نوع مطلب : قسمت اول، قسمت دوم، قسمت سوم، قسمت پنجم، قسمت نهم، قسمت هفدهم، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : باربارابارباراباربارابارباراباربارابارابارباربارابارباراباربارا، رمان باربارا، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت، باربارافرزین باربارافرزین فرزین بارباراباربارافرزین فرزین چت فرزین باربارا، باربارافرزین چت فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین چت چت چتروم فرزیم بارباراچت،
لینک های مرتبط : باربارافرزین باربارافرزین فرزین بارباراباربارافرزین فرزین چت فرزین باربارا، فرزین، ادرس اصلی فرزین چت، باربارافرزین چت فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین چت چت چتروم فرزیم بارباراچت،


یکشنبه 17 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت