تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب من خانواده داشتم پارت99
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




از چیزی كه دیدم شكه و شرمگین سرموبرگدردوندم ... سیاوش تازه از حمام بیرون اومده بود داشت با حوله اندام ورزیدشو خشك میكرد ... با دیدن منگفت : چی میخواستی بگی نیما؟ چرا روتو برگردوندی پسر ... با لكنت زبون گفتم : هه...هیچ..هیچی... دارم میرم اماده شم ... همونطور كه سرمو انداخته بودم پایین سریع خواستم از اتاقش بیام بیرون كه با خنده جلوم ایستادو گفت : نیما واقعا بعضی كارات ادمو به خنده میندازه ... چون لباس تنم نیست اینطوری میكنی؟ خوب نیست پسر این قدر خجالتی باشه ... حتما استخرم كه میری چشماتو میبندی هان؟ هلش دادم عقب و گفتم: نخیر.....برو كنار اما ول كن نبود باز جلوم وایساد و گفت:چی میخواستی بگی؟ تا نگی نمیزارم بری... سرمو گرفتم بالا و خواستم بگم كه نمیام اما با دیدن اون چشمای خمار قهوه ایش گفتم: هیچی میخواستم بپرسم چی میپوشی تا منم باهات ست كنم؟ خندیدو گفت همین...؟ _اره رفت سمت كمدشو ربدوشامشو پوشید بعد جعبه بزرگ كادو پیچ شده ای از تو كمدش بیرون اورد وداد دست من وگفت : اینم عیدی تو پسر گل.. كمی جا خوردم فكر نمیكردم واسه من كادو گرفته باشه ... گفتم: لازم نبود خودتو به زحمت بندازی ... _چه زحمتی این كادو حتی جبران یه ذره از كارایی كه واسه مانی كردی رو نمیكنه .... برو سریع اماده شو كه دیگه باید بریم ... خودمو سپردم دست تقدیرم ..همون تقدیری كه منو به اونجا كشیده بود . تو اتاقم در جعبه رو كه خیلی زیبا كادو پیچ شده بود و باز كردم...
.
.
.
بارباراچت-فرزین چت




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت74، صفت های مداد-فرزین چت | بارباراچت، مردانگی-فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، دخترک زیرک-فرزین چت | بارباراچت، من خانواده داشتم پارت2 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت3 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، 
برچسب ها : فرزین چتfarzinchat، farzinchatفرزین چت، فرزین چت اصلی، فرزین چت، فرزین تندیس چت، فرزین باربارا، بارباراچت اصلی،
لینک های مرتبط : فرزین، بارباراچت، تندیس چت، ادرس اصلی فرزین چت، سایت سرگرمی تفریحی فرزین،


یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
با سپهر بهترین ساعتها رو گذروندم.
نمیخواستم دیگه خودمو عذاب بدم.
درست چهار روز بود که از شمال برگشته بودم.
نه من خبر رسیدنمو داده بودم.
نه حاجی یا حاج خانم  تماسی گرفته بودن.
دیگه ناامید شده بودم.
یعنی دیگه امیرعلی و از دست دادم!
خدایا چرا وضع من این شد.
من تا بحال عاشق نشده بودم.
ارتباطم با مردای اطرافم در حد همکار یا دوستیه عادی بود.
با اینکه سپهر منو میخواست.
ولی این دله من  به یه غیرممکن دل بسته بود.
با حرف سپهر که پرسید آیلین تو فکری انگاری امروز
خوش نگذشت با من بودی؟
نه اتفاقا خیلی هم خوب بود.
پس هنوز سر قراری که داشتیم هستی؟
کدوم قرار سپهر؟
واقعا یادت رفت! قرار بود جواب خواستگاری رو بدی.
بله یادم نبود.خب سپهر پرونده خوبی بین همکارا نداشت.البته من چیزی ندیده بودم.
با این حال نمیخواستم سرسری جواب رد به سپهر بدم.
خب من منتظرم.
خدایا چکار کنم.باز ازش فرصت بخوام.شاید خبری از امیرعلی شد.
راستش من  دوبار بیشتر با تو بیرون نیومدم.خب اینطور خواستگاری  کردن
و جواب دادن برام یکم سخته.
آیلین خودت نخواستی که بیشتر باهم باشیم.منکه اول گفتم بیا با هم باشیم.
ببین سپهر من  اون با هم بودنی که تو گفتی رو نمیخواستم.
پس  میخواستی چطوری باهم باشیم.
من بچه نیستم.سپهر میدونم پیشنهاد باهم بودنت  چیزه دیگه ای بود.
درست میگم؟
از اینکه تو دختر تیزی هستی شکی نیست.آره اولش منظورم  چیزه دیگه ای بود.
ولی با این حالا  الان میخوام هرطوری که تو صلاح بدونی
بیشتر باهم باشیم.هم من تو رو بهتر بشناسم.و هم تو منو.
چی میگی؟
باشه.ولی هنوز سر شرطم هستم.تو محیط کاری مثل دو همکار باشیم.
بیرون از بیمارستان هم آخر هفته ها اگه موقعیتی پیش اومد  مثل امروز
میریم بیرون.فقط بیرون.قبوله؟
اوممممم چی بگم بخاطر اینکه واقعا  مایلم این آشنایی به ازدواجمون ختم بشه .قبوله.
ولی یه مدتی رو در نظر بگیریم.اینطوری هی منو سرکار نمیزاری.
عجب آدمی بود.اونوقت به من میگفت دختر تیزی هستی!
باشه یک ماه.
خوبه.
بفرما  خانم رسیدیم.
ممنون سپهر امروز خیلی خوش گذشت.
شب خوش.باز متشکرم.
فقط یه تشکر خشک و خالی؟
منظورت چیه؟
لااقل منو به یه قهوه به خونت دعوت کن.
چی میگی؟ما همین الان توافق کردیم.که دیدارهامون بیرون از خونه باشه.
چقدر سخت میگیری آیلین.همه قرارا بمونه از  فردا هوم ؟
نه اصلا حرفشو هم نزن.
تو با این طرز فکر واقعا امریکا زندگی کردی؟یا تو یه خانواده مذهبی تو یکی از
ده کوره های پرت کشور خودمون  بودی؟
ببین سپهر من همینم.با این عقاید.حالا تو فرض کن  ،اصلا تو روستا زندگی کردم.
با این حال بیا  یه کاری بکنیم.
چکاری خانم؟
من فکرامو کردم.و میخوام حالا جواب خواستگاری تو بدم.
خب ،بگو که قبول کردی،
راستش نه.جوابم منفیه.
چی منفی چرا؟
چون  من اینطوری تشخیص دادم.
امکان نداره جوابت این باشه!
چرا؟
چون من با این موقعیت اجتماعی و خانوادگی آرزوی هر دختری هستم.
میدونم.ولی آرزوی من نیستی.
من نمی تونم با مردی باشم.که تو بیمارستان از اینکه  با دکتر و پرستار رو گارگرش
زیر آبی میره کنار بیام.البته ببخشید که این و گفتم.چون خودم با چشم ندیده بودم.
میخواستم  مطمعن بشم.بعدا جواب بدم.ولی دیدم تو اونقدر خودخواه
هستی که فقط از کمر به پایین تو می بینی.
دیگه چی میدونی از من؟اگه این همه اطاعات داشتی چرا منو دنبال خودت کشیدی؟
همون اول می گفتی نه.
یا میخواستی یکم باهام  خوش باشی؟

خب تو هر دوست داری فکر کن.و هم زمان دست تو کیفم کردم.و چندین
تراول صدی رو صندلی گذاشتم و  از ماشین پیاده شدم.
و گفتم:اینم کرایه خوش بودن امروزم.و خرجی که کردی.
سپهر با صورتی از خشم و چشمهایی قرمز  خم شد و پولها رو به طرفم
پرت کرد.
داری بهم توهین میکنی خانم دکتر.
خودت خواستی.تازه پول خوشگذرونیمو دادم.
و از ماشی دور شدم.
صدای سپهر بلند شد.که همینطور داشت تو هین میکرد.
ولی برام مهم نبود.فکر نمبکردم.رابطیه منو سپهر به همین سادگی بهم بخوره.
زنگ درو زدم و نگهبان درو باز کرد.
یک لحظه برگشتم که دیدم سپهر از ماشین پباده شده و داره  تراولهارو از زمین
جمع میکنه.
واقعا من  به چیه این مرد دل خوش کرده بودم.که باهاش  بگردم.و کمی بخوام براش ناز دخترونه
بیام.این مردی که من دیدم.نزده میرقصید.کافی بود براش یکم ناز کنم.سه سوته دخلمو می آورد




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت73، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت، چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس ت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت، فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت باراباراچت بارباراچت، تندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارابارا،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
 و قتی رفتم پایین. با ظاهر خونسرد
 سلام کردم.اونم با یکم اخم چاشنی صورتش جواب داد.
همینطور نگاش میکردم.که با دست اشاره کرد.که سوار ماشینش بشم.
نمیدونم چرا  دلم خواست یکم امیرعلی رو اذیت کنم.
واسه همین گفتم.شما  بفرمایید ،من با ماشین خودم میام.
وقتی این حرف و زدم.
امیرعلی شونه بالا انداخت و گفت هر طور راحتین.
بیا اومدم یکم براش ناز کنم.قشنگ منو قهوه ای کرد.  مغرور.
با خودم گفتم بهتر  حالا شب با ماشین خودم برمیگردم.

وقتی رسیدم امیرعلی هم پشت سرم ایستاد.
پس اون نرفته بود.پشت سر من حرکت کرده بود.
با اینکارش لبخندی رو لبم اومد.
واقعا من کمبود محبت داشتم.
که با اینکار امیرعلی  خوشحال شده بودم.
هم زمان از ماشین پیاده شدیم.
منکه معلوم بود.ماشین و داخل نمیبردم.
ولی امیرعلی چرا ماشینش و داخل نبرد!
یه تک زنگ زد.و کلید انداخت و با دست
اشاره کرد اول من برم.
عجب روزه سکوت گرفته بود.
بی خیال به داخل خونه رفتم.
هنوز به در ورودی چند قدمی مونده بود.که حاج خانم
درو باز کرد.
سلام حتج خانم
سلام عزیز دلم خوبی قربونت برم.کجا بودی تو دختر تو این چند روز.
جای خاصی نبودم.هر جا بودم زیر سایه شما بودم.
عزیزم زیر سایه مرتضی علی باشی.بفرما که حاجی تو این چند روز کلافمون کرده.
امیرعلی گفت:حاج خانم این حرفا رو هم میشه تو خونه زد.
وای آیلین عزیزم ببخشید.
خواهش میکنم حاج خانم.
همه وارد خونه شدیم.حاجی  تا منو دید چند قدم جلو اومد.
سلام حاجی.
سلام دخترم. فکر دل منه پیرمرد و نمی کنی .رفتی حاجی حاجی مکه.
شرمنده بخدا  خودم هم دلم برای  شماها تنگ شده بود.
اما منتظر یه اشاره بودم.که با سر خدمت برسم.
آیلین مادر  بشین دخترم.سرپا نگه ندار  آیلین دخترمو حاجی.
بیا بابا بیا بشین که کلی حرف داریم با هم.
با تعارفات حاجی و حاج خانم نشستم.
حاج خانم.پس مربم جون کجان.بقیه نیستن؟
مریم  پسرش  دنبال امیرعلی گریه میکرد.که  پاش به مبل خورد.افتاد یکم دستش به میز
گیر کرد.زخم شد.بردن همین درمانگاه دکتر یه نگاه بندازه که اگه بخیه
میخواد بخیش کنند.حال میاد عزیزم.
تو حین حرفای منو حاجی امیرعلی به طبقه بالا رفته بود.
حاج خانم به آشپزخونه رفت.
که حاجی آروم گفت:توهم مثل مادرت  مارو تو بی خبری گذاشتی بابا.
شرمنده سرمو پایین انداختم.و یکم  لبمو به دندون گرفتم.
باید حرفی میزدم.
واسه همین گفتم.راستش  میخواستم یکم با خودتون خلوت کنید.
و اینکه ببینید می تونید دختر کسی رو که شما رو این همه سال با کارش
جلو فامیل اذیت کرده کنار بیاین یا نه.
دخترم این چه حرفیه.،هیچ کس و جای کسه دیگه مجازات نمیکنند.
تو  فامیل من و مهلا هستی این و هیچ وقت فراموش نکن.
بعدهم مهلا  خیلی دوست داره.
یعنی میدونه من دختر کی هستم.
نه هنوز نمیدونه و این همه دوست داره.اگه بدونه
که دیگه  عزیز کردش میشی.
واقعا حاجی؟
بله.
ولی فکر کنم بچه هاتون از اینکه بدوند من کیم .ناراحت بشن.
این چه حرفیه.هیچ کدومشون ناراحت نمیشن.تازه خوشحال میشن.
ولی فکر کنم آقا امیرعلی از بودن من  اینجا زیاد راضی نباشن.
امیرعلی!  چطور به این نتیجه رسیدی.نمیدونی تو این چند روز بیشتراز همه امیرعلی
بی تابی میکرد.
ولی اونقدر مغروره که چیزی به زبون نیاره.من پسرمو میشناسم.
خدا میدونه که با حرف حاجی تو دلم چلچراغ روشن کرده بودن.اونقدر
خوشحال شدم.که هرکاری کردم.نتونستم جلوی حاجی آبروداری کنم.
و لبخند پهنی رو لبم جا گرفت.
حاجی با خنده سرشو تکون داد.و گفت: ایشالله که خیره .
تو همین موقع حاج خانم هم با سینی چای وارد شد.
خب بگو ببینم آیلین جان چرا گوشیت خاموش بود.نمیدونی
چقدر نگرانت بودم.دلم هزار راه رفت.
همش  امیرعلی و حاجی آرومم میکردن.
ممنون حاج خانم.نظر لطف شماست به من.
والله به حاجی هم گفتم که مهر  آیلین بدجوری به دلم نشسته.
احساس میکنم دختر خودم هستی.
خانم چرا احساس میکنی.خب آیلین جان واقعا دختر خودت بدون.
وا حاجی خب منم می،گم اون مثل مریمم دوست دارم.
حاج خانم منو شرمنده نکنید تو رو خدا .
شرمنده چرا.چایی بخور.بیا مادر از این شیرینیها بخور با چاییت که دوست داری.
چشم شما زحمت نکشی خودم برمیدارم. یک ساعتی بود.که منو حاجی
و حاج خانم نشسته بودیم.ولی خبری از امیرعلی نبود.بی اراده چشمم  به پله ها
برمیگشت.
نمیدونم چرا نمیاد پایین بشینه.یعنی از بودن من ناراحته؟
حاج خانم گفت من برم یه سر به غذا بزنم.وقتی رفت.
حاجی گفت:آیلین بابا اون پدر صلواتی رو فعلا ولش کن.تا به موقش خودم
درستش کنم.
از اینکه   جلو حاجی دستم  رو شده بود.
از خجالت قرمز شدم.و  هیچ  توجیحی واسه نگاه بی پروام نداشتم .حتی توان انکار هم
نداشتم.واسه همین خودمو با میوه پوست کندن سرگرم کردم.
حاجی براتون میوه پوست بگیرم.
فکر کنم حاجی فهمید که خجالت کشیدم.که اونم گفت: آره این میوه خوردن داره
از دست  دخترم.
مشغول پوست کندن میوه بودم.که  حاجی گفت:فکر کنم امیرعلی تو رو شناخته
حالا از کجا نمیدونم.
آره
حاجی اون روز که حالتون بد شد.دفتر  مامان مریمو یادم رفت بردارم.
بعد امیرعلی اون و خونده.
حاجی کمی سکوت کرد،و گفت :منم فهمیده بودم.یه چیزایی میدونه.ولی فکر میکردم
ممکنه دفتر رو از رو میز من برداشته خونده.نگو اون زودتر از من  همه چیزو میدونه.




نوع مطلب : جرات ابراز عشق، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت بیست و یکم، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، گاهی سکوت لازم است، گاهی سکوت لازم است، پارت دوم رمان عاطفه، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت91، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت76، فرزین رمان، فرزین چت، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، فرزین چت فرزین چت فرین چت فرین چت، باربارافرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
حسابی قاطی کرده بودم.یزدان و شیدا هم منو تو منگه قرار داده بودن.
واقعا نیما  فردا چی داشت که برام بگه.
از طرفی هم رفتار امروز امیرعلی روانمو بهم ریخته بود.
بی حوصله گوشی رو برداشتم.و شماره سرایداری رو گرفتم.
و به زینت خانم گفتم که فردا کلیدو به شوهرش کریم میدم.بیاد هم خونه رو
تمیز کنه.و کمی هم خرید بکنه.شام هم اگه تونست درست کنه.
اگر نه که از بیرون شام سفارش بده.
بعداز قطع کردن  تلفن.لباسامو با لباس تو خونه عوض کردم.
و قهوه سازو زدم.دلم یه قهوه تلخ میخواست .تلخ مثل روزهای زندگیم.
بعداز آماده شدن قهوه تو کاپ ریختم.و روی کاناپه دراز کشیدم.
فکر فردا و شروع هفته کاری فکرمو مشغول کرده بود.
باید کمی خودمو از امیرعلی دور می کردم.
فردا با گروه هماهنگ می کردم.و مدتی از این شهر دور میشدم.

صبح با حسی مزخرف از خواب بیدار شدم.انگار که ساعتها توی بیابون برهوت
تشنه و خسته راه رفته بودم.
سریع دوشی گرفتم.و آماده شدم.
امروز روز پرکاری داشتم.
سوار ماشین که شدم.به خودم گفتم آیلین  از این ساعت وقتت مختصص
بیمارهات .پس  فقط به این فکر کن




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت83، فرزین چت، فرزین چت اصلی، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، باربارافرزین، چتروم فرزینن،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
فنجان و به لب زد.و کمی از چـای نوشید.
انگار که میخواست کمی گلوش و خیس کند.
بعد گفت:یادمه  تازه وارد دانـشگاه شده بودم.
نسترن هم   اول دبیرستان بـود.
اون روز کلاس نداشتم.تا ساعت یازده خوابیدم.
بلند که دشدم .خواب آلود از اتاقم اومدم بیرون.
پله اول و که اومدم.صدای دختری به گوشم خورد.
اونقدر نرم و مخملی بود.کهـ بی اراده روی اولین پله نشستم.
واسه اولین بار صدای دختری منو از خود بی خود کرده بود.
منی که  اونقدر دختر اطرافـم بود.که هیچ وقت کاری به دوستای نسترن نداشتم.
اصلا برام بچه بودن.هر وقـت هم که اتفاقی می دیدمشون در حد سلامی ازشون رد میشدم.
ولی حالا  با صدای یه دخـتر اینطور وا رفته بودم.
دلم می گفت اگه برم پایـین این دختر  دیگه حرف نمیزنه.یا میگفتم اگه برم پایین
میتونم صورت این صدای مخملی رو ببینم.اونقدر با خودم تو جدال بودم.
که با صدای نسترن به خودم اومدم.
وا داداش  چرا اینجا نشـستی؟
هیچی،از خواب زیاد  سـرم گیج رفت.
نسترن مامان کجاست.
نمیدونم من که اومدم مامان خونه نبود.حتما رفته  مغازه حالا میاد.
مگه امروز کلاس نداشـتی؟
نه زنگ آخر دبیر نداشـتیم.
کسی باهات بود؟
آره مریم دوستم بود.
این مریمه جدیده انگاری؟
آره امسال باهاش دوست شدم.هردو سر یه میز میشینیم.
آهان پس همکلاسی هستین.
آره داداش اگه بدونی چه دختره خوبیه.
اونقدر  قشنگ حرف میزنه که  شیفتش میشه آدم.
تازه نمیدونی که  محـجبست.تو دبیرستان هم روسری سرش میکنه.
روسری سرش میکنـه !  مگه مدیرتون اجازه میده با روسری سر کلاس بشبنه.
آره.انگاری از یه خانـواده مذهبی هستن.تازه  بیرون هم چادر میزنه.
نسترن از وجهات مـریم می گفت.منم صورتمو میشستم.
با حوله صورتمو خـشک کردم.
تو خانواده مادر یا پدری چیزی به اسم چادر یا روسری برامون معنا نداشت.
.فقط مادربزرگم بود.که اونم خیلی پیر بود.همین.
کلا از چادرو حجابـ بدم میومد.
واسه همین چند روزی بیخیال اون دختر شدم.
نزدیک به یک ماهـی گذشت،که باز اون دختر رو دیدم.
وقتی نسترن مریـمو منو بهم معرفی کرد.پررو بازی دراوردم.
و مستقیم نگاش کردم.باورم نمی شد.که خدا این همه زیبایی رو خرج یک نفرکرده باشه.
دهنم باز مونده بود.نمیدونم اون روز صداش از خود بی خودم کرده بود.
و امروز صورت زیبـاش.به ولله که تو این چند سال عمرم دختری به زیبایی مریم
ندیده بودم.
از اون روز  کارم این بود.که برم در دبیرستان تا زنگ آخر بخوره و من مریمو ببینم.
اصلا دیگه سرخیـال درس و دانشگاه نبودم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت94، من خانواده داشتم پارت98، جرات ابراز عشق، قسمت هشتم، شروع رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، قسمت پانزدهم، من خانواده داشتم پارت93، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت85، فرزین فرزینی، فرزین چت اصلی، باربارافرزین، روم باربارا، فرزین تندیس چت، چت فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
روزهام به این منوال میگذشـت.تو این مدت  نذاشتم کسی
حال و روزمو بفهمه.
تو خونه هم از صبح که چشـم باز میکردم.تا شب تعریف
مریم از دهن پدرو مـادرمو نـسترن نمی افتاد.
یجورایی رفتار و منـش مریم رو نسترن هم تاثیر گذاشته بود.
 کپی مریم شده بـود.تنها فرقشون حجاب مریم بود.
منم که هر روز عاشق تر از دیروز.
روزها و ماها و سـالها گذشـت.
این عشق تو سـینم مثل یه راز بود.تا اینکه انقلاب شد.کشور هرج و مرج شده بود.
تو این بین هم پـدرم فوت کرد.
فوت پدرم.و سربازی نرفتن من،دست آویزی شد برای داییها و خاله ام که قبل از انقلاب از ایران
مهاجرت کرده بودن.
اونقدر تو گوش مامان خواندن که ماهم عزم سفر کردیم.
اما مگه من میتونستم یه روز بدونه مریم بگذرونم.چطور حالا باید  بکل مریمو فراموش میکردم.
مثل پسربچه هـای کوچیک شبا تا صبح  گریه میکردم وبا خدا رازو نیاز میکردم.
با خودم گفتم اصلا میرم مامانمو نسترن و میزارم و برمیگردم.
ولی جنگ همه نقشه هام«و بهم ریخت.یادم شبه آخر اونقدر گریه کرده بودم.
که صبح هرچی مامان صدام میکرد محل نمیزاشتم.
حتی وقتی صدای زنگ خونه اومد.هم از طبقه بالا پایین نیومدم.
با صدای نسترن  به هر جون کندنی بود.بلند شدم.تا لباس بپوشم.
که با حرف مریـم انگار دنیا رو به نامم زدن.
داداش  مریم هم باهامون میاد.
مریم!چطوری؟
خب مریم میخـواد از دست زور گفتنهای خانوادش  فرار کنه.
اصلا برام مهم نبود.که انگ فرار به مریم میخوره.یا
اینکه کسی بـخواد فردا روز اون و زیر سوال ببره.
اونقدر سریع لباس پوشیدم.و چمدون بدست از پله ها اومدم پایین که چند بار
نزدیک بود.پرت شم پایین.
وقتی رسیدم که حرفهای مامان و مریم تمام شده بود.
خب میدونستـم.مامان هم مریمو دوست داره.حالا چطور مریم راضیش کرده رو
هیچ وقت نفـهمیدم.
هنوز تو هنگ اومدن مری«م بودم. که یکی از اقوام که قرار بود.تا مرز همراهمون باشه

کی اومد.و مـا کی راه افتادیم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت86، فرزین چت، فرزین چت اصلی، فرزین چتی، باربارا، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
آیلین نگو نمیشه.من اگه تو بخوای دنیارو برات زیررو میکنم.
منو از خودت نرون.
این امیرعلی بود !   باور این حرفها از زبون امیرعلی برام سخت بود.
یعنی عرض چند روز صدو هشتاد درجه تغییر !امکان نداشت.
چرا باور حرفاش برام سخت بود.
نباید دیگه با حرفاش وا میدادم.باید بفهمم قصدش از این حرفا چیه.
خدا منو ببخشه که میخوام یکم دروغ بگم.
ببین من نمی تونم باهات ازدواج کنم.تو این مدت که اومدم.
یه چیزای فهمیدم.
چی فهمیدی آیلین؟
خب چیزه من چطوری بگم.
هرطور که راحتی.
خب فهمیدم که مردای ایرانی میخوان
واسه زنشون اولین باشن.من ....منم  تو اولین نیستی برام.
خدایا ببخش منو .بعدا از این دروغ توبه میکنم.و دیگه دروغ نمیگم.فقط همین یه بار.
سرمو بلند کردم.امیرعلی از عصبانیت صورتش قرمز شده بود.دستشو مشت کرده بود.
و زبونشو روی لبش کشید.و با صدایی که به زور از حنجرش بیرون اومد،گفت:
دروغ میگی.امکان نداره.من تو رو اینطوری نشناختم.امکان نداره همچین چیزی.
چرا آدم جایزالخطاست.منم یه انسانم تو یه مقطع اشتباه کردم.
با  فهمیدن این موضع هنوز سر  خواستنت هستی؟

چرا حالا این حرف زدی؟میخواستی خرد شدنمو ببینی.بعد گندی که زدی رو
بازگو کنی؟حتما اون شخص هم یزدان بوده آره.
من چقدر احمق بودم.که سرمیز با افتخار اسمشو جلوی من گفتی نفهمیدم.
منو به سخره گرفتی آره.
حقا که دختر اون مادری.برو همونجایی که بودی.
و بعد با عصبانیت اتاق و ترک کرد.
با دست یکی زدم رو پیشونیم.خاک برسرت آیلین.
دیگه امیرعلی رو از دست دادی.همه چی رو خراب کردی.
اول از همه وجه خودت و به گند کشیدی.
کمی بعد از اتابیرون رفتم.
نگاهی به سالون انداختم.امیرعلی نبود.
شاید رفته تو آشپزخونه پیش پدرو مادرش.
رفتم  تو آشپزخونه.نه نبود.حاجی و حاج خانم تنها نشسته بودن.
حاج خانم  نگاهی بهم کرد.و گفت:این پسرو چیکارش کردی مادر
مثل  اسفند رو آتیش از خونه زد بیرون.
حاج خانم اگه حاجی اجازه بدن چند دقیقه باهاتون حرف بزنم.
حاجی از روی صندلی بلند شد.
و گفت:راحت باشین.من یکم خستم  رو مبل یه چرت بزنم.
وای حاجی چرا رو مبل بفرمایید اتاق مهمان اونجا استراحت کنید.
و ببخشیدی گفتم و جلوتر از حاجی راه افتادم تا  حاجی رو راهنمایی کنم.
بعداز برگشتن رو به روی حاج خانم  نشستم.و دستامو توهم قفل کردم.
چی  شده مادر؟جون به لبم کردین شما دوتا،
حاج خانم خراب کردم.اونم افتضاع .
چیکار کردی؟
من حرف خوبی نزدم.فقط خواستم  بفهمم خودمو چقدر میخواد.
آخه فکر کردم.منو امیرعلی نمی تونیم یه زندگی نسبتا آرومی باهم
داشته باشیم.
وای مادر بگو ببینم چه حرفی زدی که خودت هم پشیمون شدی.
وقتی گفتم چیا گفتم به امیرعلی حاج خانم با دست رو دست دیگش
زد.وای مادر چرا این حرف و زدی اونم به دروغ.اگه  جوابت منفی بود.لازم نبود.این
توهین و به خودت نسبت بدی.می گفتی نه.و خلاص.
حاج خانم من حالا چکار کنم.
چی بگم مادر  بزار یه مدت بگذره.تا ببینیم چی میشه.
اگه واقعا دوست داشته باشه با خودش کنار میاد.اگر نتونست که دیگه
کاری از دست من برنمیاد.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت101، من خانواده داشتم پارت103، بارباراچت، قسمت اول، قسمت هفدهم، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، قسمت دوم، قسمت دوم، قسمت دوم، ادامه قسمت هجدهم :، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت94، من خانواده داشتم پارت94، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت91، فرزین فرزینی، فرزین چت اصلی، باربارافرزین، روم باربارا، فرزین رمان، فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت