تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب من خانواده داشتم پارت95
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




محبوب چتروم اصل چت اصلی محبوب - محبوب چت-چتروم محبوب-روم محبوب-اهورا محبوب چت-اهورا-محبوب-چت-روم-محبوب محبوب محبوب



نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، 
برچسب ها : سایت محبوب، ادرس همیشگی فرزین چت -ایناز چت-بیتا چت-ویناز چت-نازلی چت-ایاز چت، محبوب، محبوب چتروم اصل چت اصلی محبوب - محبوب چت-چتروم محبوب-روم محبوب-اهورا محبوب چت-اهورا-محبوب-چت-روم-محبوب محبوب محبوب،
لینک های مرتبط : محبوب چتروم اصل چت اصلی محبوب - محبوب چت-چتروم محبوب-روم محبوب-اهورا محبوب چت-اهورا-محبوب-چت-روم-محبوب محبوب محبوب، درس همیشگی فرزین چت -ایناز چت-بیتا چت-ویناز چت-نازلی چت-ایاز چت محبوب چت اصلی محبوب چت چرتوم اصلی محبوب محبوب وبلاگ محبوب چت روم روم محبوب،


دوشنبه 22 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
مامـان...آقا عـطا!از شما توقع نداشتم بخدا.
خلاصـه نتـیجهـ تـمام حـرفهـا این شد.
که من استعداد ندارم.همون بهتر که به کلاس زبان برم.

1359تابستان

امروز نتیجه های شهریورو زدن.
و من قبول شدم.
امشب هم طبق  همه سالهـا شام این هفته خانهء آقا بزرگ بود.
و من هم طبق روال این چند سال به کمک خان جون رفتم.
همه کاراها رو به دستور خان جون انجام دادمو برگشتم خونه.
تا آماده بشم.
مامان دیگه دستمو خونده بود.و تا وقتی من حاضر نمی شدم
از خونه بیرون نمیرفت.
با کمک اقوام سفره پهن شد.و برعکس همیشه که
شام تو سکوت خورده میشد.
امشب مردا همه دو به دو حـرف میزدن
و از جنگی که صدام حسین شروع کننده بود.حرف
میزدن.بحث داغ بود.
یکی می گفت:که خرمشهر رو گرفتن.

یکی می گفت:آبادان درمحاصره عراقی هاست.
خلاصه هر کس  حرفی میزد.
این وسط جوانهای فامیل هم همه با هم میخواستن
برای رفتن  به جنگ از هردو پدربزرگ اجازه
بگیرن.
وحید پسر کوچکتر عمه صفورا تعصب بیشتری
برای رفتن به خرج میداد.
که با حرف آقا بزرگ هم لقمه به
گلویه من و هم به گلویه وحید پرید.
آقا بزرگ.....اول تو و مریم  ازدواج می کنید.
بعد به جبهه میروی.
بابا و مامان انگار که از تصمیم آقا بزرگا با خبر بودن.
چون سکوت کردن.عمه صفورا و  شوهرش هم با لبخند به وحید و من نگاه میکردن.
من هنوز سرفه می کردم.ولی وحید کمی بهتر از
من بود.
بعداز چند بار آب خوردن بلاخره این سرفه لعنتی
دست از سرم برداشت.
اومدم حرف بزنم که مامان با نبشگونی که از پهلوم گرفت.
نطقم تو گلوم خفه شد
ولی من مریم بودم.اجازه نمیدادم.که بخوان برای
آینده ام کسی غیراز خودم تصمیم بگیره.
مریم....آقا بزرگ
آقابزرگ...جانم مریم
عمرا که ،گول جانم ،گفتن شما رو بخورم.
مریم...ولی من نمیخوام حالا ازدواج کنم.
یعنی من ازدواج فامیلی نمیخوام البته اگه روزی که
خواستم ازدواج کنم.
بابا ....مریم تو به چه حقی رو حرف آقاجون حرف زدی.
مریم..به حقه ابنکه ایشون واسه زندگی و آینده من
تصمیم می گبرن.
مامان با اعصبانیت بازوی منو گرفت و به طرف خونه برد.
توی راه صدای  تعجب همه بلند شده بود.
و همه منو مستحق تنبیه حسابی میدونستن.
وقتی به خونه رسیدیم.مامان منو پرت کرد.توی هال.
که چادر پیچید به پام و به ضرب به زمین خوردم.
مامان...دختره خیره سر.تو خجالت نکشیدی .تو جمع
به آقا بزرگ و پدرت بی احترامی کردی.
وبعد شروع به زدن من کرد.
برای اولین بار از دست مامان کتک میخوردم تمام بدنم درد
گرفته بود.
آبجی مرضیه هی به در میزد.که مامان درو باز کنه.ولی
انگار مامانو با حرفام آتیش زده بودم.مثل کسی که
قتل نفس انجام داده باشه کتکم میزد.
وقتی موهامو تو مشت گرفت و پرتم کرد طرف میز وسط هال
فقط چیزی گرم روی سرم حس کردم. وبعد همه جا سیاه شد.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، من خانواده داشتم پارت39 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت40 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، قسمت بیست و یکم، 
برچسب ها : بارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس اصلی بارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس بدون فیلتربارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت ادرس همیشگی بارباراچت چتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراوبلاگ شخصی بارباراوبلاگ شخصی بارباراوبلاگ شخصی بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت بارباراسایت باربارا نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت نسخه موبایل بارباراچت باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین فرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارافرزین باربارابارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس تندیس بارباراتندیس بارباراتندیس باربارا، فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین روم فرزین روم فرزین روم فرزین روم فرزین روم فرزین فرزینی فرزین فرزینی فرزین فرزینی فرزین فرزینی فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین فرزادفرزین ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت ادرس یاب فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت نسخه موبایل فرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت ادرس بدون فیلترفرزین چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ورودبه فرزین چت ادرسهمیشگی فرزین چت ادرس همیشگی فرزین چت ادرس همیشگی فرزین چت ادرس همیشگی فرزین چت ادرس همیشگی فرزین چت ادرس همیشگی فرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت مدیرفرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت درجه فرزین چت بهترین کاربرفرزین چت بهترین کاربرفرزین چت فرزین درفرزین چت فرزین درفرزین چت فرزین درفرزین چت، تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چروم تندیس چتروم تندیس تندیس چت اصلی تندیس چت اصلی تندیس چت اصلی تندیس چت اصلی تندییس چت اصلی تندیس چت اصلی تندیس چت اصلی تندیس چت اصلی ادرس همیشگی تندیس چت ادرس همیشگی تندیس چت ادرس همیشگی تندیس چت ادرس همیشگی تندیس چت ادرس همیشگی تندیس چت ادرس همیشگی تندیس چت ادرس همیشگی تندیس چت ادرس یاب تندیس چت ادس یاب تندیس چت ادرس یاب تندیس چت ادرس یاب تندیس چت ادرس بدون فیلترتندیس چت ادرس بدون فیلترتتندیس چت ادرس بدون فیلترتندیس چت تندیس روم تندیس روم تندیس روم نسخه موبایل تندیس چت نسخه موبایل تندیس چت نسخه موبایل تندیس چت نسخه موبایل تندیس چت ادرس جدیدتندیس چت ادرس جدیدتندیس چت ادرس جدیدتندیس چن ادرس جدیدتندیس چت ادرس جدیدتندیس چت، پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلیپاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی ادرس اصلی پاپلی چت ادرس اصلی پاپلی چت روم پاپلی روم پاپلی ادرس یاب پاپلی چت ادرس یاب پاپلی چت ادرس یاب پاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپللی چت نسخه موبایل پاپلی چت نسخه موبایل پاپلی چت پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم، گویاچت چویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچتگویاچت گویاچت گویاچت گویاچت چت گویا چت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاادرس جدیدگویاچت ادرس جدیدگویاچت ادرس جدیدگویا چت ادرس بدون فیلترگویاچت ادرسبدون فیلترگویاچت ادرس بدون فیلترگویاچت ادرس بدون فیلترگویاچت ادرس اصلی گویا چت ادرس اصلی گویاچت ادرس اصلی گویاچت ادرس اصلی گویاچت ادرس اصلی گویا چت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ادرس یاب گویا چت ادرس یاب گویا چت ادرس یاب گویاچت ادرس یاب گویاچت ادرس یاب گویاچت برنامه اندرویگویاچت نسخه موبایل گویاچت نسخه موبایلگویاچت نسخه موبایل گویاچت نسخه موبایل گویاچت نسخه موبایل گویاچت ادرس همیشگی گویاچت ادرس همیشگی گویاچت ادرس همیشگی گویاچت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین،
لینک های مرتبط : گویاچت چویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچتگویاچت گویاچت گویاچت گویاچت چت گویا چت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاچت گویاادرس جدیدگویاچت ادرس جدیدگویاچت ادرس جدیدگویا چت ادرس بدون فیلترگویاچت ادرسبدون فیلترگویاچت ادرس بدون فیلترگویاچت ادرس بدون فیلترگویاچت ادرس اصلی گویا چت ادرس اصلی گویاچت ادرس اصلی گویاچت ادرس اصلی گویاچت ادرس اصلی گویا چت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ورودبه گویاچت ادرس یاب گویا چت ادرس یاب گویا چت ادرس یاب گویاچت ادرس یاب گویاچت ادرس یاب گویاچت برنامه اندرویگویاچت نسخه موبایل گویاچت نسخه موبایلگویاچت نسخه موبایل گویاچت نسخه موبایل گویاچت نسخه موبایل گویاچت ادرس همیشگی گویاچت ادرس همیشگی گویاچت ادرس همیشگی گویاچت، پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلیپاپلی چت اصلی پاپلی چت اصلی ادرس اصلی پاپلی چت ادرس اصلی پاپلی چت روم پاپلی روم پاپلی ادرس یاب پاپلی چت ادرس یاب پاپلی چت ادرس یاب پاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپلی چت ادرس بدون فیلترپاپللی چت نسخه موبایل پاپلی چت نسخه موبایل پاپلی چت پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم پاپلی چتروم، www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,ادرس جدید عسل چت,ادرس بدون فیلتر عسل چت ,ادس جدید و بدون فیلتر عسل چت,برنامه اندروید و ادرس یاب ادرس یاب عسل چت,باران چت, باران چت,چت باران,چت باران,ادرس جدید باران چت,ادرس بدون فیلتر باران چت ,ادس جدید و بدون فیلتر باران چت,برنامه اندروید و ادرس یاب ادرس یاب باران چت,ققنوس چت, ققنوس چت,چت ققنوس,چت ققنوس,ادرس جدید ققنوس چت,ادرس بدون فیلتر ققنوس چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ققنوس چت,برنامه اندروید و ادرس یاب ادرس یاب ققنوس چت,ناز چت, ناز چت,چت ناز,چت ناز,ادرس جدید ناز چت,ادرس بدون فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز،


دوشنبه 25 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
تو مسیر  بین ما سکوت برقرار بود.
تعجب کرده بودم.به یاد روزی افتادم کـه چه قدر
اصرار کرد تا اسم و فامیلمو بدونه.شده بود شبیه پسرای تخس
ولی الان خیلی آروم و متین رانندگی مـیکرد.
و آهنگی ملایم تو ماشین پخش میشـد.
به درب  بزرگ و قهوه ای رسیدیم.و بـا تک بوقی
در باز شد.و پیرمردی  کنار درب به انـتظار ایستاد
 ماشین وارد خانه شد.و پیرمرد سلـامی کرد.
منو امیرعلی پیاده شدیم.
امیرعلی ......آقا صادق به کریم بگـو ماشین و بغل پارک کنه.
آقا صادق چشمی گفت.و با تعارف امیرعلی به طرف ساختمان حرکت کردیم.
عجب خونه بزرگی بود.به طرز زیبـاییی گل کاری و  درخت کاری شده.و چراغ هایی به رنگهای مختلف
که بین حیاط   روشن شده بود.فـضای قشنگی بوجود اورده بود.اونقدر محو  حیاط
بودم.که متوجه نشدم کی روبروی خانم موسوی رسیده بودم.
اگر امیرعلی به خانم موسوی سلام نمیداد من متوجه حضورش نمی شدم.
خانم موسوی......سلام عزیزم خوش اومدی.
آیلین....مرسی خانم .باعث زحمت شدم.
خانم موسوی....نگو دخترم شما مراحمی عزیزم.
آیلین ...مچکرم.
با رهنمایی خانم موسوی به داخل رفتیم.
فرصت آنالیز کردن داخل خونه رونداشتم.
با وردو ما چند خانم و آقا جلو آمدن و سلام احوالپرسی گرمی کردن.
خب من آدم سردی نبودم.ولی  خیلی راحت هم با کسی گرم نمیگرفتم.
ولی  این جماعت  چنان رفتار گرم و صمیمی باهام داشتن که احساس معذب بودن
نداشتم.
خانم موسوی  افردا حاضرو بهم معرفی کرد.
مادرم جاج خانم  مرضیه موسوی
پدرم حاج محمد موسوی.
خواهرم محدث خانم
برادرم  مجتبی
پدر شوهرم حاج حمید موسوی
مادر شوهرم حاج صفورا موسوی.
و
بعد برادر شوهر و خواهرشوهر هاشو بهم معرفی کرد.
چقدر این اسمها بگوشم آشنا مـی آمدن.
ولی با  تعارف و احوال پرسی این خانواده بکل از فکر بیرون آمدم.
ظرف میوه رو  خانم جوانی که معلوم بود.خدمتکار  هستن  جلوم گرفته شد.
با برداشتن سیبی  تشکر کردم.
حاج آقا موسوی  پدر امیرعلی  که تشکر کردن که دعوت اونها رو قبول کردم.
دوباره هرکدام از تلاشم برای نـجات آقای موسوی تشکر کردن.
زبونم دیگه خسته شده بود.از بس گفته بودم.من کاری بجز وظیفه انجام ندادم.
بلاخره همه مشغول به حرف زدن شدن.دو به دو باهم حرف میزدن که امیرعلی
از پله ها پائین امدم.و روبروی من که صندلی خالی بود.نشست.
و با لبخندی به لب پرسیدن که چیزی احتیاج ندارم.که من جواب دادم.نه همه چیز هست.
خانم موسوی  با صدا جیغه خـفه ای و ضربه ای که به دستش زد.به طرفش برگشتم
که گفت:خدا مرگم بده اصلا فـراموش کردم که  بگم  اگه میخواین بریم لباستون و عوض کنید.
آیلین.....من راحتم .اشکال نداشت.خانم موسوی.نیازی نیست.
خانم موسوی...واقعا دخترم.
آیلین....بله مطمعن باشید.
هر چند دقیقه یک بار منو مخـاطب قرار میدادن. فکر کنم میخواستن که من تو جمع احساس
قریبی نکنم.
فقط دلم میخواست بدونم که امیرعلی خواهر یا برادری دیگر دارد یا نه.
انگاری حس کنجکاوی ایرانیاها به من هم سرایت کرده بود.
تا شام هنوز وقت زیاد بود.
پس منم فرصت و غنیمت شـمردم.و از آقای موسوی خواستم تا اجازه دهند.که  ایشون و معاینه کنم.
چون روز آخر من شیفت بیمارستان دولتی بودم.،و ایشون موقع مرخص شدن ندیده بودم.
همراه آقا و خانم موسوی به اتاقی راهنمای شدم.
بعداز پرسیدن  وضع قلب و گرفتن فشار خون  و اینکه حتما مصرف قرصها رو سر وقت بخورن
بلند شدم.که خانم موسوی گفتن:  آیلین جان اگه اذیت نمیشین  پدر و مادر منو حاج موسوی رو هم
یه معاینه بکنید.
خب ایرادی نداشت.چون از بیکار نشستن و به حرفهای روزمره که بین مهمانها  زده میشد،بهتر بود.
آیلین....ایراد نداشت.یکی یکـی تشریف بیارن اینجا اگه  مـشکلی نیست.
خانم موسوی......نه عزیزم.چه مشکلی اتفاقا اینجا بهتره.
بعد رفت و اول خانمی مسن تقریبا زیبا که بگمانم مادر  خود خانم موسوی بود.
داخل شد.
خانم مسن......شرمنده دخترم.من به مهلا گفتم  که مشکل آنچنانی ندارم.
آیلین....شرمنده چرا حاج خانم.
لطفا بشینید.
بعداز نشستن گفتم.خب کجای قلبتون درد میکنه.  حاج خانم؟
بعداز گفتن اینکه درد در کجا  ی قفسه سینه اش  هست.
فشار خونشون و هم گرفتم.
ماشالله قلبشون مثل ساعت کار میکرد.و مشکل معده داشتن.
خواستم براشون قرص رانیـتدین بنویسم.
حاج خانم اسمتون  بگین؟
مرضیه موسوی هستم.
مرضیه مهلا وحید  خدایا دارم خواب می بینم.چقدر این اسـمها
تو دفتر خاطرات مامان مریـم تکرار شده بود.
فکر کنم.مرضیه خواهر مامـان مریم باشه.
ولی با این حال سکوت کردم.
شاید من اشتباه میکنم.کاش مامان از فامیلی خودش هـم می نوشت.
نکنه ندونم فامیل مامان چـی بود.
فامیل پدر رو  انتخاب کرده بود.واسه همین فامیلی ایرانـیش و نمیدونستم.

بعداز مرضیه خانم.
مادر آقای موسوی اومدن.
ایشون هم که  حاج خانم صفورا بودن.
ایشون هم فقط طپش قلـب داشتن.که اونم به نسبت سنشون  مشکل حادی نبود.
بعد پدر آقای موسوی حاج حمید اومدن. و آخری هم آقـا محمد پدر مهلا.
بعداز معاینه کامل هر چهار نفر از اتاق بیرون اومدم.
امیرعلـّی

_------------------------------------------------------------------------------
......خانم دکتر با این جـوانها که اذیت نشدین؟
آیلین....نه خدارو شکر هیـچکدام مشکل خاصی نداشتن.
فقط  آقای موسوی پدرتـون  یکم اذیت هستن که اونم با مصرف به موقع داروها رفع میشه.
مادر آقای موسوی یا هـمان حاج صفورا......گفتن:ای مادر از بس فکر گذشته و استرس خبرهای راست و دروغ
هستن.که به حرف کسـی گوش نمیدن.
عجیب کنجکاو شده بودم.که این گذشته چه چیزی میتونه باشه.که باعث شده که آقای
موسوی به سکته بیوفتـن.
آیلین....ببخشید.من خواست فضولی کرد.
در گذشته چه اتفاقی براشون افتاده که اینقدر باعث اذیت شدن حاج آقا میشه.
همه یک دور به هم نگاه کردن.
که  مادر حاجی گفتن ....چیزه خاصی نیست.
پسرم دیگه از کنکاش گـذشت دست نمیکشن.
دلم میخواست حرفی بـزنم تا شک خودم هم برطرف بشه.واسه همین
گفتم:گمشده دارین حاج آقا؟
از سوالم همه به صورت آقای موسوی نگاه کردن.
ولی حتج موسوی سکـوت کرد.
و گفت:حاج ختنم پس این شام چی شد.
خب مثل اینکه دوست ندارن من قریبه ای که برای اولین بار پا
در خانه اش گذاشته ام چیزی از گذشته بدانم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت87، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، شروع رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت48 | فرزین چت | بارباراچت، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس تندیس تندیس تندیس تندیس تندیس تندیس تندیس، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
با سپهر بهترین ساعتها رو گذروندم.
نمیخواستم دیگه خودمو عذاب بدم.
درست چهار روز بود که از شمال برگشته بودم.
نه من خبر رسیدنمو داده بودم.
نه حاجی یا حاج خانم  تماسی گرفته بودن.
دیگه ناامید شده بودم.
یعنی دیگه امیرعلی و از دست دادم!
خدایا چرا وضع من این شد.
من تا بحال عاشق نشده بودم.
ارتباطم با مردای اطرافم در حد همکار یا دوستیه عادی بود.
با اینکه سپهر منو میخواست.
ولی این دله من  به یه غیرممکن دل بسته بود.
با حرف سپهر که پرسید آیلین تو فکری انگاری امروز
خوش نگذشت با من بودی؟
نه اتفاقا خیلی هم خوب بود.
پس هنوز سر قراری که داشتیم هستی؟
کدوم قرار سپهر؟
واقعا یادت رفت! قرار بود جواب خواستگاری رو بدی.
بله یادم نبود.خب سپهر پرونده خوبی بین همکارا نداشت.البته من چیزی ندیده بودم.
با این حال نمیخواستم سرسری جواب رد به سپهر بدم.
خب من منتظرم.
خدایا چکار کنم.باز ازش فرصت بخوام.شاید خبری از امیرعلی شد.
راستش من  دوبار بیشتر با تو بیرون نیومدم.خب اینطور خواستگاری  کردن
و جواب دادن برام یکم سخته.
آیلین خودت نخواستی که بیشتر باهم باشیم.منکه اول گفتم بیا با هم باشیم.
ببین سپهر من  اون با هم بودنی که تو گفتی رو نمیخواستم.
پس  میخواستی چطوری باهم باشیم.
من بچه نیستم.سپهر میدونم پیشنهاد باهم بودنت  چیزه دیگه ای بود.
درست میگم؟
از اینکه تو دختر تیزی هستی شکی نیست.آره اولش منظورم  چیزه دیگه ای بود.
ولی با این حالا  الان میخوام هرطوری که تو صلاح بدونی
بیشتر باهم باشیم.هم من تو رو بهتر بشناسم.و هم تو منو.
چی میگی؟
باشه.ولی هنوز سر شرطم هستم.تو محیط کاری مثل دو همکار باشیم.
بیرون از بیمارستان هم آخر هفته ها اگه موقعیتی پیش اومد  مثل امروز
میریم بیرون.فقط بیرون.قبوله؟
اوممممم چی بگم بخاطر اینکه واقعا  مایلم این آشنایی به ازدواجمون ختم بشه .قبوله.
ولی یه مدتی رو در نظر بگیریم.اینطوری هی منو سرکار نمیزاری.
عجب آدمی بود.اونوقت به من میگفت دختر تیزی هستی!
باشه یک ماه.
خوبه.
بفرما  خانم رسیدیم.
ممنون سپهر امروز خیلی خوش گذشت.
شب خوش.باز متشکرم.
فقط یه تشکر خشک و خالی؟
منظورت چیه؟
لااقل منو به یه قهوه به خونت دعوت کن.
چی میگی؟ما همین الان توافق کردیم.که دیدارهامون بیرون از خونه باشه.
چقدر سخت میگیری آیلین.همه قرارا بمونه از  فردا هوم ؟
نه اصلا حرفشو هم نزن.
تو با این طرز فکر واقعا امریکا زندگی کردی؟یا تو یه خانواده مذهبی تو یکی از
ده کوره های پرت کشور خودمون  بودی؟
ببین سپهر من همینم.با این عقاید.حالا تو فرض کن  ،اصلا تو روستا زندگی کردم.
با این حال بیا  یه کاری بکنیم.
چکاری خانم؟
من فکرامو کردم.و میخوام حالا جواب خواستگاری تو بدم.
خب ،بگو که قبول کردی،
راستش نه.جوابم منفیه.
چی منفی چرا؟
چون  من اینطوری تشخیص دادم.
امکان نداره جوابت این باشه!
چرا؟
چون من با این موقعیت اجتماعی و خانوادگی آرزوی هر دختری هستم.
میدونم.ولی آرزوی من نیستی.
من نمی تونم با مردی باشم.که تو بیمارستان از اینکه  با دکتر و پرستار رو گارگرش
زیر آبی میره کنار بیام.البته ببخشید که این و گفتم.چون خودم با چشم ندیده بودم.
میخواستم  مطمعن بشم.بعدا جواب بدم.ولی دیدم تو اونقدر خودخواه
هستی که فقط از کمر به پایین تو می بینی.
دیگه چی میدونی از من؟اگه این همه اطاعات داشتی چرا منو دنبال خودت کشیدی؟
همون اول می گفتی نه.
یا میخواستی یکم باهام  خوش باشی؟

خب تو هر دوست داری فکر کن.و هم زمان دست تو کیفم کردم.و چندین
تراول صدی رو صندلی گذاشتم و  از ماشین پیاده شدم.
و گفتم:اینم کرایه خوش بودن امروزم.و خرجی که کردی.
سپهر با صورتی از خشم و چشمهایی قرمز  خم شد و پولها رو به طرفم
پرت کرد.
داری بهم توهین میکنی خانم دکتر.
خودت خواستی.تازه پول خوشگذرونیمو دادم.
و از ماشی دور شدم.
صدای سپهر بلند شد.که همینطور داشت تو هین میکرد.
ولی برام مهم نبود.فکر نمبکردم.رابطیه منو سپهر به همین سادگی بهم بخوره.
زنگ درو زدم و نگهبان درو باز کرد.
یک لحظه برگشتم که دیدم سپهر از ماشین پباده شده و داره  تراولهارو از زمین
جمع میکنه.
واقعا من  به چیه این مرد دل خوش کرده بودم.که باهاش  بگردم.و کمی بخوام براش ناز دخترونه
بیام.این مردی که من دیدم.نزده میرقصید.کافی بود براش یکم ناز کنم.سه سوته دخلمو می آورد




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت73، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت، چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس ت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت، فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت باراباراچت بارباراچت، تندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارباراتندیس بارابارا،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
 و قتی رفتم پایین. با ظاهر خونسرد
 سلام کردم.اونم با یکم اخم چاشنی صورتش جواب داد.
همینطور نگاش میکردم.که با دست اشاره کرد.که سوار ماشینش بشم.
نمیدونم چرا  دلم خواست یکم امیرعلی رو اذیت کنم.
واسه همین گفتم.شما  بفرمایید ،من با ماشین خودم میام.
وقتی این حرف و زدم.
امیرعلی شونه بالا انداخت و گفت هر طور راحتین.
بیا اومدم یکم براش ناز کنم.قشنگ منو قهوه ای کرد.  مغرور.
با خودم گفتم بهتر  حالا شب با ماشین خودم برمیگردم.

وقتی رسیدم امیرعلی هم پشت سرم ایستاد.
پس اون نرفته بود.پشت سر من حرکت کرده بود.
با اینکارش لبخندی رو لبم اومد.
واقعا من کمبود محبت داشتم.
که با اینکار امیرعلی  خوشحال شده بودم.
هم زمان از ماشین پیاده شدیم.
منکه معلوم بود.ماشین و داخل نمیبردم.
ولی امیرعلی چرا ماشینش و داخل نبرد!
یه تک زنگ زد.و کلید انداخت و با دست
اشاره کرد اول من برم.
عجب روزه سکوت گرفته بود.
بی خیال به داخل خونه رفتم.
هنوز به در ورودی چند قدمی مونده بود.که حاج خانم
درو باز کرد.
سلام حتج خانم
سلام عزیز دلم خوبی قربونت برم.کجا بودی تو دختر تو این چند روز.
جای خاصی نبودم.هر جا بودم زیر سایه شما بودم.
عزیزم زیر سایه مرتضی علی باشی.بفرما که حاجی تو این چند روز کلافمون کرده.
امیرعلی گفت:حاج خانم این حرفا رو هم میشه تو خونه زد.
وای آیلین عزیزم ببخشید.
خواهش میکنم حاج خانم.
همه وارد خونه شدیم.حاجی  تا منو دید چند قدم جلو اومد.
سلام حاجی.
سلام دخترم. فکر دل منه پیرمرد و نمی کنی .رفتی حاجی حاجی مکه.
شرمنده بخدا  خودم هم دلم برای  شماها تنگ شده بود.
اما منتظر یه اشاره بودم.که با سر خدمت برسم.
آیلین مادر  بشین دخترم.سرپا نگه ندار  آیلین دخترمو حاجی.
بیا بابا بیا بشین که کلی حرف داریم با هم.
با تعارفات حاجی و حاج خانم نشستم.
حاج خانم.پس مربم جون کجان.بقیه نیستن؟
مریم  پسرش  دنبال امیرعلی گریه میکرد.که  پاش به مبل خورد.افتاد یکم دستش به میز
گیر کرد.زخم شد.بردن همین درمانگاه دکتر یه نگاه بندازه که اگه بخیه
میخواد بخیش کنند.حال میاد عزیزم.
تو حین حرفای منو حاجی امیرعلی به طبقه بالا رفته بود.
حاج خانم به آشپزخونه رفت.
که حاجی آروم گفت:توهم مثل مادرت  مارو تو بی خبری گذاشتی بابا.
شرمنده سرمو پایین انداختم.و یکم  لبمو به دندون گرفتم.
باید حرفی میزدم.
واسه همین گفتم.راستش  میخواستم یکم با خودتون خلوت کنید.
و اینکه ببینید می تونید دختر کسی رو که شما رو این همه سال با کارش
جلو فامیل اذیت کرده کنار بیاین یا نه.
دخترم این چه حرفیه.،هیچ کس و جای کسه دیگه مجازات نمیکنند.
تو  فامیل من و مهلا هستی این و هیچ وقت فراموش نکن.
بعدهم مهلا  خیلی دوست داره.
یعنی میدونه من دختر کی هستم.
نه هنوز نمیدونه و این همه دوست داره.اگه بدونه
که دیگه  عزیز کردش میشی.
واقعا حاجی؟
بله.
ولی فکر کنم بچه هاتون از اینکه بدوند من کیم .ناراحت بشن.
این چه حرفیه.هیچ کدومشون ناراحت نمیشن.تازه خوشحال میشن.
ولی فکر کنم آقا امیرعلی از بودن من  اینجا زیاد راضی نباشن.
امیرعلی!  چطور به این نتیجه رسیدی.نمیدونی تو این چند روز بیشتراز همه امیرعلی
بی تابی میکرد.
ولی اونقدر مغروره که چیزی به زبون نیاره.من پسرمو میشناسم.
خدا میدونه که با حرف حاجی تو دلم چلچراغ روشن کرده بودن.اونقدر
خوشحال شدم.که هرکاری کردم.نتونستم جلوی حاجی آبروداری کنم.
و لبخند پهنی رو لبم جا گرفت.
حاجی با خنده سرشو تکون داد.و گفت: ایشالله که خیره .
تو همین موقع حاج خانم هم با سینی چای وارد شد.
خب بگو ببینم آیلین جان چرا گوشیت خاموش بود.نمیدونی
چقدر نگرانت بودم.دلم هزار راه رفت.
همش  امیرعلی و حاجی آرومم میکردن.
ممنون حاج خانم.نظر لطف شماست به من.
والله به حاجی هم گفتم که مهر  آیلین بدجوری به دلم نشسته.
احساس میکنم دختر خودم هستی.
خانم چرا احساس میکنی.خب آیلین جان واقعا دختر خودت بدون.
وا حاجی خب منم می،گم اون مثل مریمم دوست دارم.
حاج خانم منو شرمنده نکنید تو رو خدا .
شرمنده چرا.چایی بخور.بیا مادر از این شیرینیها بخور با چاییت که دوست داری.
چشم شما زحمت نکشی خودم برمیدارم. یک ساعتی بود.که منو حاجی
و حاج خانم نشسته بودیم.ولی خبری از امیرعلی نبود.بی اراده چشمم  به پله ها
برمیگشت.
نمیدونم چرا نمیاد پایین بشینه.یعنی از بودن من ناراحته؟
حاج خانم گفت من برم یه سر به غذا بزنم.وقتی رفت.
حاجی گفت:آیلین بابا اون پدر صلواتی رو فعلا ولش کن.تا به موقش خودم
درستش کنم.
از اینکه   جلو حاجی دستم  رو شده بود.
از خجالت قرمز شدم.و  هیچ  توجیحی واسه نگاه بی پروام نداشتم .حتی توان انکار هم
نداشتم.واسه همین خودمو با میوه پوست کندن سرگرم کردم.
حاجی براتون میوه پوست بگیرم.
فکر کنم حاجی فهمید که خجالت کشیدم.که اونم گفت: آره این میوه خوردن داره
از دست  دخترم.
مشغول پوست کندن میوه بودم.که  حاجی گفت:فکر کنم امیرعلی تو رو شناخته
حالا از کجا نمیدونم.
آره
حاجی اون روز که حالتون بد شد.دفتر  مامان مریمو یادم رفت بردارم.
بعد امیرعلی اون و خونده.
حاجی کمی سکوت کرد،و گفت :منم فهمیده بودم.یه چیزایی میدونه.ولی فکر میکردم
ممکنه دفتر رو از رو میز من برداشته خونده.نگو اون زودتر از من  همه چیزو میدونه.




نوع مطلب : جرات ابراز عشق، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، قسمت هفتم، قسمت هفتم، قسمت بیست و یکم، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، گاهی سکوت لازم است، گاهی سکوت لازم است، پارت دوم رمان عاطفه، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت91، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت76، فرزین رمان، فرزین چت، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، فرزین چت فرزین چت فرین چت فرین چت، باربارافرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
نهار در محیطی آروم  صرف شد.
حاجی و حاج خانم اونقدر تعارف کردن و هی پشقابمو پر کردن
که فکر کردم برای باره اوله که پا تو این خونه گذاشتم.
بعداز نهار و کمک به حاج خانم با ظرف میوه به سالن رفتم.
حاجی جفت امیرعلی نشسته بود.معلوم بود که حاجی داره واسه امیرعلی خط و نشون میکشه.
که دست از بی محلیهاش در برابر من برداره.
ظرف میوه رو تعارف حاجی کردم.ولی نیم نگاهی هم به امیرعلی نداختم.
حاجی زیر چشمی نگاهی به هردوی ما کرد.
و گفت :آیلین بابا برین قبل از اینکه بخوای نظری درباره همدیگه بدین.اول خوب
سنگهاتون و با هم وا کنید.
بعد رو به امیرعلی کرد.و گفت پشقاب میوه رو واسه خودت و آیلین پر کن.
بیرین یه گوشه بشینید و حرفهای هم دیگه رو بشنوید.بعد  سه روز وقت دارین که جواب مثبت به هم بدین.
با تعجب به طرف حاجی برگشتم.
حاجی ولی من حرفی با آقای موسوی ندارم.و اگه اجازه بدین همین  حالا نظرمو بگم.
حاجی گفت: ببین آیلین من  خیلی دوست دارم که عروس خانواده ما بشی.البته این و از طرف
امیرعلی هم دارم میگم.
با لبخندی که بیشتر به نیشخند میموند.به طرف امیرعلی برگشتم.و جواب حاجی رو دادم.
حاجی مطمعنید که از طرف پسرتون هم این حرف میزنید.امیرعلی سرشو بلند کرد.
و چند لحظه نگام کرد.چشماش یه حرف داشت و  لباش یه حرف.
ولی حاجی اجازه حرف زدن به امیرعلی نداد.آره  دخترم من از طرف امیرعلی مطمعنم.
نمیدونم چرا رو دنده لج افتادم.منی که آرزوم بود.یه روزی به چشم این خانواده و البته امیرعلی بیام
داشتم کلاس میزاشتم.ولی من یک ساعت پیش به خودم قول داده بودم.تا زمانی که امیرعلی از خواستن
من لب باز نکرده این عشق و تو سینم نگه دارم.حالا به هر قیمتی که شده.
امیرعلی که دید حاجی سکوت کرده و منتظر حرکتی از طرف اونه  خودشو از تکاپو ننداخت.
حاجی به خاطر شما و حاج خانم چشم.آیلین خانم بفرمایید بریم سالون بالا.یکم بقول حاجی سنگامون
وا کنیم.
تو همین موقع حاج خانم هم با سینی چای وارد سالون شد.و با لبخند گفت:آیلین مادر شما هم تو سینی دو چایی بریز
و با خودت ببر بالا.ایشالله که اومدین پایین همین امروز جواب بله رو از هردوی شما بشنوم.
نمیدونم چرا نتونستم  نسبتمو از حاج خانم مخفی کنم.تو یه لحظه تصمیم  گرفتم.
حاج خانم ولی من اول باید با شما حرف بزنم.باید بدونید قراره چه کسی عروستون بشه.

حاجی و امیرعلی با دهن باز نگام میکردن.
حاجی فکر کنم  زیاد از حرفم تعجب نکرده بود.ولی فکر نمیکرد که این موضع از طرف من گفته
بشه.
ولی امیرعلی با اخم نگام کرد.و با چشمو ابرو برام خط و نشون کشید.
شونه ای بالا انداختم.و گفتم بهتر از زبون خودم بشنوه.اینطوری  کمتر ناراحت میشن.
حالا چه جوابم مثبت باشه چه منفی.درست نمیگم حاجی.
حاجی با لبخند نگام کرد.و گفت حقا که دختر اون خدا بیامرزی.
بعد گفت حاج خانم با آبلین برین تو اتاق فکر کنم.این حق آیلین و شماست که اول با هم حرف بزنید.
حاج خانم که متوجه حرفامون نشده بود.گفت:وا حاجی این چه حرفیه.
من که از خدامه که آیلین جان عروسم باشه.
ولی من جلوتر از حاجی گفتم.حاج خانم حالا شما تشریف بیارین من براتون توضیح میدم.
و هم زمان دستمو پشت کمر حاج خانم گذاشتم و به طرف اتاق راه افتادم.
که صدای امیرعلی توی نیمه راه متوقفم کرد.
خانم دایان مواظب حرف زدنتون باشین .چون اگه حاج خانم ناراحت بشن.به هیچ وج اینبار کوتاه
نمیام.
سرمو برگردوندم.خب کوتاه نیاین چی میشه.یعنی خواستگاری که نکردین و پس میگیرین.
بگیرین برام مهم نیست.با  لبخند همراه حاج خانم به اتاق مشترک حاجی و حاج خانم رفتیم.و در و پشت
سرم بستم.
حاج خانم گفت:امیرعلی منظورش چی بود.مادر.
حاج خانم امیرعلی رو ولش کنید.پسرتون خیلی خودخواه و مغررو هستن.
حاج خانم گفت:این و درست گفتی مادر.
بعد انگار که یادش اومده باشه من چه حرفی باهاشون دارم که اون و به اتاق اوردم.
برگشت طرفم.و گفت: آیلین چی میخواستی بگی مادر که جلو پدر و پسر نخواستی حرف بزنی؟




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت94، من خانواده داشتم پارت98، جرات ابراز عشق، قسمت هشتم، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت102، من خانواده داشتم پارت102، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، قسمت چهاردهم، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت80، فرزین چت، فرزین چت اصلی، چتروم فرزین، روم فرزین، باربارا، بارباراچت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
با عصابی خراب از خونه زدم بیرون.
پشت فرمان ماشین که نشستم.دلم به حال خود سوخت.
شاید اگر من هم خانواده ای داشتم که حمایتم میکردن.
امیرعلی اینقدر راحت منو نمی کوبوند.
با مشت به روی فرمان ماشین زدم.اجازه نمیدادم که کسی منو خورد کنه.
نزدیک خونه که رسیدم.اشکامو پاک کردم.و ماشین و جلوی مجتمع پارک کردم.
از ماشین پیاده شدم.با خودم فکر کردم که کلیدو به نگهبان میدم تا ماشین و تو پارکینگ ببره.
که صدای مردی که با اشتیاق اسمو صدا میکرد ،به عقب برگشتم.
مردی  قد بلند با محاسنی جو گندمی بود.
با تعجب داشتم نگاش میکردم.که در ماشین بغل ماشین خودم باز شد.
شیدا ویزدان و آقای سبحانی هم به کنار ان مرد رسیدن.
خدایا  امروز نه،من تحمل هیچ حرفی رو نداشتم.
مردی که روبروم بود.انگار که با دیدنه این سه نفر جرات پیدا کرده بود.
به طرفم اومد.و بدونه اینکه اجازه بدهد واکنشی از خودم نشون بدم
منو به آغوش کشید.مات شده بودم.یک لحظه به خودم اومدم.
و با  تمام خشمی که از خودم سراغ داشتم اون مردو به عقب میروندم.
متاسفا زورم به اون مرد نمیرسید.
شیدا که  بعداز چند سال  تمام اخلاقای من دستش بود.
بازوی مرد رو کشید.و هم زمان گفت:دایی دارین آیلین و اذیت می کنید با این کارتون.
اون مرد خودشو عقب کشید،صورتش  از گریه خیس شده بود.
با تغیر  رو به اون سه نفر کردم.و گفتم:این مرد اینجا چکار میکنه؟
آقای سبحانی با ملایمت  منو مخاطب قرار داد.
آیلین خانم اینجا درست نیست جمع شدیم.
شیدا دنباله حرف پدرش و گرفت و گفت:آره عزیزم بریم تو خونه باهم
حرف میزنیم.
چه حرفی .من حرفی با هیچ کس ندارم.لطفا برین.و دیگه اصلا نمیخوام این مرد و ببینم.
یزدان گفت:آیلین بزار بریم بالا  با هم حرف میزنیم.
یزدان من نمیخوام این مرد  پا توی خونه ی من بزاره.
فقط شما.اونم به حرمت چندین سال دوستی و کمک  آقای سبحانی اجازه
میدم فقط شما سه نفر  پا تو خونه ام بزارین.
مرد گفت:اجازه بده باهم حرف بزنیم.آیلین تو دختر منی .من حق دارم که بعداز بیست و هشت
دخترمو ببینم و اون به آغوش بکشم.
نه شما هیچ حقی ندارین.من پدرم چند ساله که مرده.پس خودتون پدر من ندونید.
و حرکت کردم.و به بقیه گفتم فقط شما اجازه دارین بیان.این آقا بیاد.ممکنه
رفتار ناشایستی انجام بدم.و پا تند کردم و به لاوی مجتمع رفتم.
صدای آقای سبحانی رو شنیدم که گفت:من رفتم.اون دختر حق داره.
ولی صدایی از بقیه درنیومد.
هنوز منتظر آسانسور بودم،که دست  شیدا روی بازوم قرار
گرفت،
آیلین خواهش میکنم.به حرمت این همه سال دوستی اجازه بده دایی نیما هم
حرف بزنه.خواهش میکنم.
با صدایی که سعی میکردم بلند نشه گفتم .شیدا من امروز یکی از بدترین روزهای
زندگیمو گذروندم.نزار از این بدتر بشه حالم.خواهش میکنم.
یزدان گفت: شیدا بیا بریم بزارین یه روز دیگه میایم.
شیدا گفت:دایی گناه داره یزدان از صبح  اینجا بوده .
شیدا خواهر من چرا متوجه نیستی .قیافه آیلین و ببین.
دایی درک میکنه.حالا فردا میایم.قبوله آیلین.
با سر حرفش و تایید کردم.
شیدا صورتمو بوسید.و گفت:قول آیلین.
اوهوم.
یزدان و شیدا یکم ازم فاصله گرفتن.و دست نیمارو کشیدن
دایی بریم.فردا عصر همین موقع میایم.
نیما گفت:لااقل اجازه بده یه باره دیگه بغلش کنم.
تو همین حین آسانسور درش باز شد.و خودمو پرت کردم تو اتاقک آسانسور و
دکمه طبقه سوم رو زدم.
در که بسته شد.اشکم سرازیر شد.لعنتی لعنتی  الان چه وقت اومدن بود.
انگار که یکی با چکش تو سرم میزد.و می گفت خودت چند  دقیقه پیش ناراحت بودی که خانواده ای نداری
پس این همه عصبانیت واسه چیه.

شاید
کسی
شبیه تو پیدا شود.
ولی
دیگر کسی شبیه من عاشق نمیشود.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت94، من خانواده داشتم پارت98، جرات ابراز عشق، قسمت هشتم، شروع رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، من خانواده داشتم پارت100، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، قسمت شانزدهم، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت82، فرزین، فرزین چت، فرزین چتی، چتروم فرزین، چت فرزین، بارباراچت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
حسابی قاطی کرده بودم.یزدان و شیدا هم منو تو منگه قرار داده بودن.
واقعا نیما  فردا چی داشت که برام بگه.
از طرفی هم رفتار امروز امیرعلی روانمو بهم ریخته بود.
بی حوصله گوشی رو برداشتم.و شماره سرایداری رو گرفتم.
و به زینت خانم گفتم که فردا کلیدو به شوهرش کریم میدم.بیاد هم خونه رو
تمیز کنه.و کمی هم خرید بکنه.شام هم اگه تونست درست کنه.
اگر نه که از بیرون شام سفارش بده.
بعداز قطع کردن  تلفن.لباسامو با لباس تو خونه عوض کردم.
و قهوه سازو زدم.دلم یه قهوه تلخ میخواست .تلخ مثل روزهای زندگیم.
بعداز آماده شدن قهوه تو کاپ ریختم.و روی کاناپه دراز کشیدم.
فکر فردا و شروع هفته کاری فکرمو مشغول کرده بود.
باید کمی خودمو از امیرعلی دور می کردم.
فردا با گروه هماهنگ می کردم.و مدتی از این شهر دور میشدم.

صبح با حسی مزخرف از خواب بیدار شدم.انگار که ساعتها توی بیابون برهوت
تشنه و خسته راه رفته بودم.
سریع دوشی گرفتم.و آماده شدم.
امروز روز پرکاری داشتم.
سوار ماشین که شدم.به خودم گفتم آیلین  از این ساعت وقتت مختصص
بیمارهات .پس  فقط به این فکر کن




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، قسمت نهم، قسمت نهم، قسمت نهم، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت83، فرزین چت، فرزین چت اصلی، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت، باربارافرزین، چتروم فرزینن،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
فنجان و به لب زد.و کمی از چـای نوشید.
انگار که میخواست کمی گلوش و خیس کند.
بعد گفت:یادمه  تازه وارد دانـشگاه شده بودم.
نسترن هم   اول دبیرستان بـود.
اون روز کلاس نداشتم.تا ساعت یازده خوابیدم.
بلند که دشدم .خواب آلود از اتاقم اومدم بیرون.
پله اول و که اومدم.صدای دختری به گوشم خورد.
اونقدر نرم و مخملی بود.کهـ بی اراده روی اولین پله نشستم.
واسه اولین بار صدای دختری منو از خود بی خود کرده بود.
منی که  اونقدر دختر اطرافـم بود.که هیچ وقت کاری به دوستای نسترن نداشتم.
اصلا برام بچه بودن.هر وقـت هم که اتفاقی می دیدمشون در حد سلامی ازشون رد میشدم.
ولی حالا  با صدای یه دخـتر اینطور وا رفته بودم.
دلم می گفت اگه برم پایـین این دختر  دیگه حرف نمیزنه.یا میگفتم اگه برم پایین
میتونم صورت این صدای مخملی رو ببینم.اونقدر با خودم تو جدال بودم.
که با صدای نسترن به خودم اومدم.
وا داداش  چرا اینجا نشـستی؟
هیچی،از خواب زیاد  سـرم گیج رفت.
نسترن مامان کجاست.
نمیدونم من که اومدم مامان خونه نبود.حتما رفته  مغازه حالا میاد.
مگه امروز کلاس نداشـتی؟
نه زنگ آخر دبیر نداشـتیم.
کسی باهات بود؟
آره مریم دوستم بود.
این مریمه جدیده انگاری؟
آره امسال باهاش دوست شدم.هردو سر یه میز میشینیم.
آهان پس همکلاسی هستین.
آره داداش اگه بدونی چه دختره خوبیه.
اونقدر  قشنگ حرف میزنه که  شیفتش میشه آدم.
تازه نمیدونی که  محـجبست.تو دبیرستان هم روسری سرش میکنه.
روسری سرش میکنـه !  مگه مدیرتون اجازه میده با روسری سر کلاس بشبنه.
آره.انگاری از یه خانـواده مذهبی هستن.تازه  بیرون هم چادر میزنه.
نسترن از وجهات مـریم می گفت.منم صورتمو میشستم.
با حوله صورتمو خـشک کردم.
تو خانواده مادر یا پدری چیزی به اسم چادر یا روسری برامون معنا نداشت.
.فقط مادربزرگم بود.که اونم خیلی پیر بود.همین.
کلا از چادرو حجابـ بدم میومد.
واسه همین چند روزی بیخیال اون دختر شدم.
نزدیک به یک ماهـی گذشت،که باز اون دختر رو دیدم.
وقتی نسترن مریـمو منو بهم معرفی کرد.پررو بازی دراوردم.
و مستقیم نگاش کردم.باورم نمی شد.که خدا این همه زیبایی رو خرج یک نفرکرده باشه.
دهنم باز مونده بود.نمیدونم اون روز صداش از خود بی خودم کرده بود.
و امروز صورت زیبـاش.به ولله که تو این چند سال عمرم دختری به زیبایی مریم
ندیده بودم.
از اون روز  کارم این بود.که برم در دبیرستان تا زنگ آخر بخوره و من مریمو ببینم.
اصلا دیگه سرخیـال درس و دانشگاه نبودم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت94، من خانواده داشتم پارت98، جرات ابراز عشق، قسمت هشتم، شروع رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت96، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، من خانواده داشتم پارت103، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، قسمت پانزدهم، من خانواده داشتم پارت93، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت85، فرزین فرزینی، فرزین چت اصلی، باربارافرزین، روم باربارا، فرزین تندیس چت، چت فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
روزهام به این منوال میگذشـت.تو این مدت  نذاشتم کسی
حال و روزمو بفهمه.
تو خونه هم از صبح که چشـم باز میکردم.تا شب تعریف
مریم از دهن پدرو مـادرمو نـسترن نمی افتاد.
یجورایی رفتار و منـش مریم رو نسترن هم تاثیر گذاشته بود.
 کپی مریم شده بـود.تنها فرقشون حجاب مریم بود.
منم که هر روز عاشق تر از دیروز.
روزها و ماها و سـالها گذشـت.
این عشق تو سـینم مثل یه راز بود.تا اینکه انقلاب شد.کشور هرج و مرج شده بود.
تو این بین هم پـدرم فوت کرد.
فوت پدرم.و سربازی نرفتن من،دست آویزی شد برای داییها و خاله ام که قبل از انقلاب از ایران
مهاجرت کرده بودن.
اونقدر تو گوش مامان خواندن که ماهم عزم سفر کردیم.
اما مگه من میتونستم یه روز بدونه مریم بگذرونم.چطور حالا باید  بکل مریمو فراموش میکردم.
مثل پسربچه هـای کوچیک شبا تا صبح  گریه میکردم وبا خدا رازو نیاز میکردم.
با خودم گفتم اصلا میرم مامانمو نسترن و میزارم و برمیگردم.
ولی جنگ همه نقشه هام«و بهم ریخت.یادم شبه آخر اونقدر گریه کرده بودم.
که صبح هرچی مامان صدام میکرد محل نمیزاشتم.
حتی وقتی صدای زنگ خونه اومد.هم از طبقه بالا پایین نیومدم.
با صدای نسترن  به هر جون کندنی بود.بلند شدم.تا لباس بپوشم.
که با حرف مریـم انگار دنیا رو به نامم زدن.
داداش  مریم هم باهامون میاد.
مریم!چطوری؟
خب مریم میخـواد از دست زور گفتنهای خانوادش  فرار کنه.
اصلا برام مهم نبود.که انگ فرار به مریم میخوره.یا
اینکه کسی بـخواد فردا روز اون و زیر سوال ببره.
اونقدر سریع لباس پوشیدم.و چمدون بدست از پله ها اومدم پایین که چند بار
نزدیک بود.پرت شم پایین.
وقتی رسیدم که حرفهای مامان و مریم تمام شده بود.
خب میدونستـم.مامان هم مریمو دوست داره.حالا چطور مریم راضیش کرده رو
هیچ وقت نفـهمیدم.
هنوز تو هنگ اومدن مری«م بودم. که یکی از اقوام که قرار بود.تا مرز همراهمون باشه

کی اومد.و مـا کی راه افتادیم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت92، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت95، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت99، بارباراچت، بارباراچت، بارباراچت، قسمت نهم، قسمت نهم، من خانواده داشتم پارت91، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت86، فرزین چت، فرزین چت اصلی، فرزین چتی، باربارا، چتروم فرزین، فرزین تندیس چت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


پنجشنبه 21 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت