تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب ادرس های همیشگی فرزین چت
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




رمان پرشان پارت432

- چرا من كه عاشق طبیعتش شدم گفتم بیایم یه بار دیگه تجدید خاطره !

 یكدفعه با صدای تیر چنان زدم روی ترمز كه اگه هردو كمربند نبسته بودیم با سر توی شیشه بودیم !

 - صدای چی بود ؟ تا خواستم جوابش و بدم صدای جیغ دختری بلند شد !

 از ماشین پیاده شدم و رو به آرام گفتم :

 - تو بشین توی ماشین من الان بر می گردم !

- پرشان بیا بریم !

 عجب غلطی كردیما !

 پرشان كجا میری ؟

بدون توجه به حرف آرام از ماشین پیاده شدم !

با بلند شدند چند صدای تیر دیگه و داد و فریادهایی كه میشد فهمیدم صدا از توی باغی كه كمی جلوتره !

 ماشین و كنار دیوار گذاشتم و از دیوار رفتم بالا و پریدم توی باغ !

جای مامانم خالی كه به خاطر این كارام من و بكشه !

داشتم از لابه لای درختا با احتیاط جلو می رفتم تا ببینم چه خبره كه با شنیدن صدایی

 سرجام خشكم زد ! - به به پرشان خانم ! پس خانوادگی تشریف آوردید !

 شوهر و اون خواهرش و شوهرش هم با كلی افرادشم اینجاند !

 باورم نمیشد بازم سامان !

انگار هركجا می رفتم باید یه ردی از این لعنتی اونجا باشه !

 - تو اینجا چیكار میكنی ؟

 - نچ نچ !

 فضولی موقوف !

 فكر نمی كردم شوهرت اینقدر باهوش باشه !

 با نقشه ای كه كشید همه ی كارهامون و ریخت بهم ولی مطمئن باش منم با كشتن

 تو داغش و به دلت میزارم !

- اصلحت رو بنداز !

 نگاه هردو به سمت صدا برگشت ، سامان به مردی كه این حرف و زد لبخندی زد و

 برعكس دستش و روی ماشه فشار داد ! چشمام و بستم ولی پشت سر صدای

 شلیك سامان صدای شلیك دیگه ای بلند شد ولی برای من اتفاقی نیافتاد !

 چشمام و باز كردم سامان روی زمین اتاده بود و خون دور سرش و پر كرده بود

 به جلوی پام نگاه كردم دختری جلوی پام افتاده بود و روی شكمش پر خون بود

 چقدر چهره اش برام آشناس !

توی چشماش خیره شدم !

خودشه صبا !

فوری روی زمین نشستم و سرش و توی بغلم گرفتم





نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، شروع رمان عاطفه، 
برچسب ها : فرزین چت، سون چت، سانی چت، امیرعلی چت، وینازچت، محبوب چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت ، سون چت ، سانی چت ، امیرعلی چت ، وینازچت ، محبوب چت ، بارباراچت ، فرزین چت اصلی ، باربارا ، امیرعلی چت ، سامیناچت ، سانی چت ، کلیک چت ، محبوب چت ، نازی چت ، سون چت روم ، فرزین گپ ، امیرعلی چت اصلی ، سون روم ، نازی چت اصلی ، محبوب فان ، فرزین گپ ، چت باربارا ، چتروم شلوغ نازی چت ، چت امیرعلی چت ، فرزین چت روم ، وینازگپ ، سامیناچت روم ، سانی گپ ، اسلو چت ، کلیک چت ، امیرعلی چت ، سون چت ، نازی چت ، ویناز ، سون ، محبوب چت اصلی ، فرزین ، قالب سون چت ، انلاین نازی چت ، محبوب چت برترین چت ، چت باحال امیرعلی چت ، فرزین چت ، بارباراچت،


چهارشنبه 14 تیر 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
پرشان پارت434

- نمیدونم فكر كنم همون مداركی كه رزانا ازشون حرف زده بود !

 گفت زیر مزاییكای كف آبدارخونه ی شركته !

 بالاخره اخمای شازده باز شد و با خوشحالی گفت :

- عالی شد !

- میشه یه چیزی بگم ؟

- بگو !

- چطوری تونستید سامان و كل باند رو گیر بندازید !

 - كل باند كه گیر نیافتاده فقط یه باند كوچیك كه رییسش كسی ملقب به عقاب !

 بعد از آزاد شدن سامان فهمیدیم دستمون به كل خالی !

 و اونا اینبار با احتیاط بیشتری كارشون و انجام میدادند برای همین تصمیم گرفتیم یه فرد

بفرستیم توی گروهشون و كسی بهتر از فائزه نبود یه وكیل كه با تغییر اسم و نشون

و اطلاعاتی كه درباره اش درست كردیم تا شك و شبهه ی سامان و بقیه رو برطرف كنه !

 8 ماه تموم فائزه شد وكیلی كه باید گندكاری اونا رو درست می كرد ولی خوب همه

 چیز ساب شده بود و ما هنوزم هیچ كاری نمی تونستیم بكنیم مخصوصا كه هنوز

فردی به نام عقاب شناخته نشده بود فقط واسطه ! تا اینكه اونروز توی اون باغ عقاب

 باید با فائزه ملاقات می كرد و اون با كارهاشون آشنایی بیشتری پیدا می كرد یعنی

 سامان اینو بهش گفته بود ولی فرد دیگه ای كه فرستاده بودیم تا مراقب فائزه باشه

 بهمون گفت فائزه لو رفته و میخواند اونروز بكشنش برای همین ما دیگه صبر و جایز

 ندیدیم و با عقاب وسامان و دارو دستشون درگیر شدیم !

- پس ایندفعه با اون مدارك میتونید همه شون و محكوم كنید !

- آره ! ولی كار من هنوز با جنابعالی تموم نشده !

 مگه اونروز .......

 وااااااااااای باز شروع شد !

 خدایا گوشام بخار كرد از دست این شوهر سه پیچی كه نصیبم كردی !

 با پیدا شدن مداركی كه صبا و رزانا جمع آوری كرده بودند ، عقاب به اعدام محكوم شد

 هرچند حرفی از كسی به نام سلطان نزد و وجود كسی به این اسم و انكار كرد ،

 دخترای زیادی كه توی این باند بودند بالاخره تونستند آزاد بشند و من احساس كردم

 روح رزانا و صبا هم آزاد شد از محكومیتی كه به اجبار فردی بنام عقاب و سامان برایشان رقم زده بودند





نوع مطلب : امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و هشت-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجا ه هفتم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل و چهار-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، ازمون راهنمایی و رانندگی، گناهکارپارت3قسمت دوم-فرزین چت | بارباراچت، من خانواده داشتم پارت1 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت21 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، قسمت پایانی، فرزین چت، ادرس های همیشگی فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، سون چت، سانی چت، امیرعلی چت، وینازچت، محبوب چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت ، سون چت ، سانی چت ، امیرعلی چت ، وینازچت ، محبوب چت ، بارباراچت ، فرزین چت اصلی ، باربارا ، امیرعلی چت ، سامیناچت ، سانی چت ، کلیک چت ، محبوب چت ، نازی چت ، سون چت روم ، فرزین گپ ، امیرعلی چت اصلی ، سون روم ، نازی چت اصلی ، محبوب فان ، فرزین گپ ، چت باربارا ، چتروم شلوغ نازی چت ، چت امیرعلی چت ، فرزین چت روم ، وینازگپ ، سامیناچت روم ، سانی گپ ، اسلو چت ، کلیک چت ، امیرعلی چت ، سون چت ، نازی چت ، ویناز ، سون ، محبوب چت اصلی ، فرزین ، قالب سون چت ، انلاین نازی چت ، محبوب چت برترین چت ، چت باحال امیرعلی چت ، فرزین چت ، بارباراچت،


چهارشنبه 14 تیر 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه وهــــشتم

باز جویی های ظالمانه اشو ادامه میداد و منم که در برابر این حرکت امیر محمد اصلا خشک شده بودم ،انگار من

 مرغم که به خودی خود قادر به تخم گذاری باشم و امیرمحمد اصلا مقصر نبود،بعد جلوی مردم ؟

جلوی آدم غریبه به من میگه چرا حامله شدی ؟الان یارو چه فکری میکنه؟!!!

از ضعفم چشمام پر اشک نشد ،این فرق داره امیر محمد دلمنو شکست نه دل شکستن نیست حس

تحقیر محضه،حس کردم وقتی جلوی یه غریبه با من اینطوری حرف میزنه من بی ارزش ترین موجود زمینم

یه آشغال که تو زندگیشمو براش دردسر ساختم ،خردشدم ،انگار فرو ریختم ،نفسم از سوزش قلبم بالا نمی اومد

 داره بامن چیکار میکنه؟به چه حقی؟داره با شخصیت من چیکار میکنه؟نای حرف زدن ندارم موندم به خدا...

فریاد زد:»-خانم...خانومی که فقط بلدی گریه کنی،با تو أم،منه خاک برسر بچه رو تو سرم بزنم؟

چیکار کنم هان؟با توأم هیفا برای من آبغوره نگیر،سرمو می کبونم(به دیوار اشاره کردوهمزمان صدای گوش

 خراش ترمز اومدو سر امیرمحمد هم برگشت طرف دیوار پنجره ی بزرگی که پشت سر میز دکتر بود و دکتر

هم بدتر از من هاج وواج کنار پنجره ایستاده بودو امیر محمد و نگاه میکرد»- به این دیوار....»یهو مسیر عوض

کردو دکتر رو زد کنار و رفت دم پنجره و داد زد:»-اُ ُ ُه،یارو اون ماشین منه ،صبر کنم بینم لعنتی...

«دکتر به بیرون پنجره نگاه کردو امیر داد زد:»-روانی وایستا...«برگشت به اینور میز دکتر که من نشسته بود

و به طرف در رفت قبل اینکه در رو باز کنه رو کرد به منو جدی گفت


-پشو بیا تا من تکلیفتو روشن کنم... پشو بیا«خودش از در زد بیرون با حرص و چونه ی لرزون نگاهش کردم

 دلم داشت می ترکید حیف که من مثل تو نیستم همین جا جوابتو میدادم ،بی شعور منو جلوی مردم یه

 سکه پول کردی به چه حقی؟...واین بغضو دکتر با سوالی که ازم کرد شکوند:»-دوست پسرته؟

«سر بلند کردم،به والله که نفسم بالا نمی اومدهمین مونده بود که دکتره خیال کنه با دوتا بچه دوست

 پسرم دارم ،نهایت رذالت یه زنو بهم چسبود ،لعنت به تو امیرمحمد تو باعث این تفکر شدی ،سرمو تکون

دادم انقدر پر بغض و آه بودم که نتونستم جواب دکتر رو بدم و فقط گریه کردم دکتر گفت:»-اولش که اونطوری

 عصبانی شد خیال کردم وضع مالیتون بده که از پس بچه ی سوم بر نمیاد ولی با این تصادفی که با ماشینش

 کردن،متوجه شدم جز خونواده های مرفعید ،منو ببخش دخترم که این فکر رو در موردت کردم بهم حق بده

با جمله ای که گفت به اشتباه افتادم ،چه مشکلی داره که نمی خواد بچه رو قبول کنه؟

-ما ص*ی*غ*ه ایم «دکتر آهسته پرسید:»-چرا؟!!چرا دختر جان؟«شونه ها مو بالا دادمو گفتم:»

-قضیه اش مفصله،مریض بود میخواست بفهمه درمان جواب داده دکترش پیشنهاد کرده بود چند ماه با یکی

 عقد موقت بکنه ،سر سه ماه که مهلت سر اومد یه شب مست اومد خونه و دوباره محرم شدیم این تقاص شب

مستیشه که منو محاکمه میکنه ،همیشه همینطوریه عادت داره دیگرونو مقصر جلوه بده...

«ازجا بلند شدمو گفتم:»

-بخت آدم که سیاه باشه سوار شتر هم که بشی سگ گازت میگیره

ادامــــــہ دارد...



نوع مطلب : قسمت پایانی، فرزین چت، فرزین چت، فرزین چت، ادرس های همیشگی فرزین چت، 
برچسب ها : امیرعلی چت.سانی چت.کلیک چت.دلارام چت.اسلوچت، کلیک چت.اسلوچت.امیرعلی چت.فرزین چت.ملوسک چت، سامیناچت.فرزین چت.بارباراچت.نازیچت.وینازچت.دیاناچت، سانی چت.چت روم کلیک چت.امیرعلی چت اصلی، فرزین چت اصلی.فرزین.بارباراگپ، روم باربارا.بارباراچت اصلی.فرزین تندیس چت، فرزین چت تندیس چت.تندیس چت.باربارا،
لینک های مرتبط : سانی چت.فرزین چت.تندیس چت.ایازچت.بارباراچت، کلیک چت.فرزین چت.امیرعلی چت.باربارا، فرزین چت اصلی.بارباراچت اصلی.وینازچت.سامیناچت.پاپلی چت،


پنجشنبه 4 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه ونـــهم

از اتاق رفتم بیرون مردم حاضر در سالن مطب منو کنجکاو نگاه میکردن مگه میشه مکالمه ی فریاد زنون امیر

 محمدو نشنیده باشن؟ حد فاصل سالن تا اتاق یه دیوار با قطر چند سانتی متره، بیرون تو خیابونم رفتم،

داشت داد و بیداد میکرد عقده هاشو سر راننده ی متخلف خالی میکرد،مردم جداشون کرده بودن ،سرم

 به شدت گیج میرفت ،نمی تونستم جلوی راهمو ببینم ،همون جا پشت ماشین های پارک شده جلوی

 شمشاد های پیاده رو ،روی پله بانک نشستم ،تموم تصویر جلوی چشمم سیاه شده بود،انگار سوار

قایق بودم و درست وسط دریای پر عمق و مواج و هر آن ممکن با یه تکون محکم موج وسط دریا بیفتم

 تو آب و غرق بشم ،دستمو محکم به لبه ی پله گرفتم ،صدای دادش تو گوشم می پیچید و دردمو ملتهب

 تر میکرد و بیتاب تر می شدم ،صورتم از اشک خیس بود ،خدایا چرا من رنگ روزگار رو نمی بینم؟

قیافه ابتاه اومد جلوی چشمم و های های به گریه افتادم ...نفهمیدم چقدر گذشت که پلیس اومد ،کروکی

 کشید،مردم و پلیس امیرمحمد و از راننده جدا کردن ،خیابون آرامشو بدست آورد که دیدم امیر محمد

 هراسون به اطراف نگاه کرد ،دو سه قدم از ماشین فاصله گرفت و با وحشتی محسوسانه صدام زد:

هیفا...هیفا...تو هیفا میشناسی ظالم؟بد طینت ،هیفا چه نقشی برای تو داره؟دویید داخل مطب هر کی

 ندونه میگه جونش به من وصله،صدای فریادایی که تو مطب زده بود تو سرم پیچید ،خواستم بلند بشم

 تا بلند شدم از سرگیجه دوباره نشستم ،سرم به شدت دوران میرفت و حال تهوعمو شدیدتر میکرد

،دوباره صداش اومد انقدر هول بود ،نمی اومد پشت ماشینا تو پیاده رو رو نگاه کنه که منو پیدا کنه،فقط تو

 خیابون سر در گم دنبالم میگشت ،انقدر بگرد تا سمت گرد بشه ،حالم بهم خورد،به زور خودمو به شمشادا

 رسوندم ،دستش دور کمرم قلاب شد ،عق میزدم ،اشکمم مثل یه جویبار باریک از چشمام جاری بود ،

دوزانو کنار شمشاد های پیاده رو نشسته بودم ،دستام روی زانوم می لرزید ،چرا من تو حصار آغوشت

 می گیری؟ مگه من برات مهمم لعنتی؟تا عق زدنم کمتر شدو آرومتر شدم ،با آرنجم پسش زدم و نفس زنان

 گفتم:»-ولم کن «اومدم بلند بشم تنم ضعف داشت نمی تونستم ،دوباره نشستم،دست و پام می لرزید عصبی

 شدم از ناتوونیم ،امیرمحمد با همون خشمش اومد دوباره دستمو گرفت ،پسش زدمو جیغ زدم:»- ولم کن،

ولم کن لعنتی «همین طور روی زمین نشسته بودم با هق هق گفتم:»برو«باخشم نگاهم کردو با صدای

 گرفته و خش دارش گفت:»تموم کن مسخره بازی رو پاشو«زیر بازومو گرفت و دستمو کشیدموبا صدای

دورگه ام جیغ زدم با همون هق هق و گفتم:»-برو،نمیام باهات «مردمی که تو بانک بودن یا احیانا ًدر حال

بیرون اومدن یا داخل رفتن بودن روی پله های بانک ایستاده بودنو مارو نگاه میکردن ،امیرمحمد بالا سرم بود

 ،زیر بازومو محکم تر گرفتو گفت:»-هیفا بلند شو مسخره بازیتو تموم کن-گفتم :«برووو»«تو صورتم داد زد:»

-داری روی سگ منو بلند میکنی بلند شو میگم«کافی بود اراده کنه تا از زمین کنده بشم و بی جون توی

دستاش باشم ،هق هقم امون نمی داد ،توان تقلا نداشتم باید نفسم بالا میومد تا یه حرکتی بکنم ولی

 دقیقا من همون نفسو نداشتم ،با یه دست دور کمرمو گرفته بود و یه دست بازومو که یه پیرزنی از بین

 جمعیت ناگهونی یه سوال ناشیانه پرسید:»-تو چیکاره اشی هان؟دوساعت بود روی این پله نشسته بود

کجا بودی؟چیکارش کردی که با این سرو شکله...«امیرمحمد سرشو عصبی زیر انداختو زیر لب با حرص گفت:»

-خانم تو زندگی خصوصی مردم خواهشاً دخالت نکنید
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، بارباراچت، چت باربارا، فرزین چت اصلی، رمان باربارا، کلیک چت، امیرعلی چت،
لینک های مرتبط : فرزین چت، کلیک چت، امیرعلی چت، فرزین، وبلاگ شخصی فرزین،


چهارشنبه 3 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت449

قتی توی چشماش خیره شدم زبونم بند اومد !

 نمیدونم توی چشماش چیه كه من و به خودش جذب میكنه اینم یه پا آهنرباسا !

 وقتی فواد دید همینجور بهش خیره شدم كم كم شیطنت توی چشماش پیدا شد و گفت :

 - بپا غرق نشی !

 هی میگم این با ابراز عشق میونه ی خوبی نداره بی جنبه بازی درمیاره دلم میگه نه !

- ولی ضایعی بد دردی آقا فواد دیدی آخرش بچمون پسر شد اسمشم میزاریم پارسا !

فواد در جوابم فقط یه لبخند زد وای این دوباره زد این كانال !

 پدرام با كلافگی و حرص پارسا رو بهم داد و رفت كنار فرحناز نشست و گفت :

 - پرشان این بچه ات به كی رفته وای وای سرم رفت ما كه از این اخلاقای گند نداشتیم

حتما به این بابای گنددماغش رفته ! همه از این حرف پدرام خندیدند و پارسا شروع كرد

به دست و پا زدن !

 توی این مدت انقدر بهش عادت كرده بودم و دوسش داشتم كه انگار هیچ وقت بدون

پارسا زندگی نكردم !

- الهی من فدای تو بشم مامانی !

 - ا این بچه ی تو خندیدنم بلده بزار من یه عكس ازش بگیرم این از همون لحظه هایی كه

هر 2 هزار سال یه بار اتفاق میافته !

 پدرام ازمون یه عكس گرفت و وقتی دید پارسا داره میخنده اومد طرفش و دستاش و

 بطرفش دراز كرد و گفت :

 - الهی این بابای گنده دماغت فدات شه بیا بغل دایی !

پارسا كه دید پدرام میخواد دوباره بغلش كنه زد زیر گریه !

من نیمیدونم پارسا از چیه این داداش ناز من میترسه بیچاره حتما شبا خواست كابوس

 ببینه كابوس پدرام و میبینه !

از این فكرم خنده ام گرفت !

 فواد پارسا رو ازم گرفت و رو به پدرام گفت :

 - پدرام برو بشین پسرم زهرش تركید از ترس !

فكر كنم از این به بعد خواستیم بترسونیمش بهش بگیم پدرام كار حله !

 پدرام با حرص به فواد و پارسا نگاه كرد و رو به مامان گفت :

- دیدی مامان جان دیگه این فسقلی هم برای من ناز میاد !

 دیگه اگه التماسم كنی بیام طرفت جوجه




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، بارباراچت، فرزین جت بارباراچت، تندیس چت، سانی چت، کلیک چت، کلیک چت سانی چت،
لینک های مرتبط : فرزین چت بارباراچت، سانی چت سامیناچت، سون چت نازی چت، وینازچت فرزین چت،


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت450

مامان زیر لب یه چیزی خوند و به پارسا فوت كرد و با ذوق گفت :

 - الهی فداش شم !

بیا بشین مادر الان دوباره چشمش بهت میافته میترسه آ !

 مادر پرشان بلند شو یه اسپند براش دود كن بچه ام چشم نخوره !

دهه این مادر ما بازم یه پسر دید جو زده شد !

بیچاره پدرام كه با نا امیدی داشت به مامان نگاه می كرد این یه مدافع داشت اینم از دست رفت !

 - وای پرشان این چقدر خوشگله !

 چقدر شكل فواده !

 از این حرف آرام زدم زیر خنده این حرفی بود كه پدرام هرموقع پارسا رو می دید میزد !

- خوب تعریف كن چه خبر از آیدین !

پس تهران موندگار شدید !؟
 آرام آهی كشید و گفت :

 - آره اگه بتونم مامان و راضی كنم اوناهم میاند اینجا !

 تو بگو میخوای چیكار كنی برای فوق امتحان نمیدی ؟

 به پارسا كه داشت شیر میخورد نگاه كردم و لبخند زدم ، چنان ملچ و ملوچ می كرد

 كه یاد لواشك خوردنای خودم افتادم وای من دلم لواشك میخواد !

 - نه این شیطون حسابی سرم و شلوغ كرده !

از رضا و ساناز چه خبر ؟

- سانازم مشغول به كار شده و همچنان داره درس میخونه !

 سر رضا و آیدینم حسابی شلوغه كارشون كم كم داره رونق میگیره !

- خوب ایشالا موفق باشند !

 آرام دستش و توی كیفش كرد و یه جعبه ی كوچیك ازش بیرون آورد !

- نا قابل اینم از طرف من و آیدین !

- چرا زحمت كشیدی !

دستتون درد نكنه !

 بعد از رفتن آرام كادوش و باز كردم یه گردنبند كوچیك االله !

صورت پارسا رو كه آروم خوابیده بود بوسیدم و گردنبند و سرش كردم و از خدا خواستم

 مثل همیشه كمكش كنه !





نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت اصلی، فرزین تندیس چت، ادرس همیشگی بارباراچت، کاربربرترفرزین چت، نفس عشق میلاددرفرزین چت، فرزین ت روم، رمان باربارا،
لینک های مرتبط : بارباراچت، فرزین چت، ادرس بدون فیلتربارباراچت، فرزین، وبلاگ شخصی فرزین، سایت سرگرمی تفریحی فرزین،


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت451

- پرشان روی اعصاب من راه نرو !

من ازت پرسیدم این چه كار احمقانه ای بود كه كردی ؟

در اتاق پارسا رو آروم بستم و در حالیكه سعی می كردم صدام آهسته باشه گفتم :

- فواد میشه انقدر حساسیت نشون ندی !

 بابا من فقط با مازیار شوخی كردم نه چیز دیگه ای

چرا نمیخوای بفهمی !

- تو چرا نمیخوای بفهمی كه دیگه 20 ساله ات نیست !

 اصلا ماهان برای چی باید صورت تو رو می بوسید و جلوی همه بغلت می كرد !

 دوباره یاد اون لحظه افتادم و صورتم گر گرفت !

 خودمم وقتی ماهان توی خونه ی مامان ملی بغل كرد و صورتم و بوسید مبخواستم

خفه اش كنم !

 پسره ی غرب زده ی احمق بعد از 15 سال برگشته یكدفعه جلوی همه پریده بغل من !

 - خوب فواد مگه من پریدم بغلش خوب بعد از 15 سال برگشته بود حتما دلش برام

تنگ شده بود اومد من و بغل كرد !

 - غلط كرد !

اه حالا اگه یه امشب و از دل و دماغم نكشید بیرون !

چه گیری داده ول كنم نیست !

 با كوبیده شدن در اتاق خواب دو متر پریدم هوا !

 زهرمار زهرم تركید بغلم كرد كه كرد به جهنم !

اول خواستم توی حال بخوابم ولی دیدم خوب فوادم حق داره ای ماهان خدا بگم چیكارت كنه

بعد از این همه مدت اومدی اونم چه اومدنی !

یه لیوان آب برداشتم و رفتم توی اتاق خواب !

 نخیر این عجیب محل نمیزاره !

 - الان قهری ؟

 یه نگاهی بهم كرد كه میخواستم بگم دارم من و صدام میزنند و در برم !

وا این چه طرز نگاه كردنه!

- خیلی خوب بابا آشتی كن !

 اگه باهام آشتی نكنی میرم خونه ی عمه ثنا پیش ماهانا !

فواد با شنیدن این حرف از جاش پرید و منم آب و پاشیدم تو صورتش !

- بابا آرام چرا یهو حمله میكنی !

 - پرشان همونجا وایسا تا خودم بهت بگم الان میری پیش كی ؟

- آخ جون نكنه خودت میخوای ببریم پیش ماهان




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، چت فرزین، فرزین چت اصلی، بارباراچت، چت باربارا، رمان باربارا، تندیس چت،
لینک های مرتبط : فرزین، وبلاگ شخصی فرزین، سایت سرگرمی تفریحی فرزین، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت، چت باربارا، روم باربارا،


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت454

- وای مونا چه جیگری شدی مواظب باش یاشار با دیدنت سكته نكنه !

 مونا خندید و چیزی نگفت ولی فرحناز ول كن نبود ! 

- ببین من فردا صبح ساعت 6 زنگ میزنم اطلاعات لحظه به لحظه میخواما !

اصلا میخوای امشب پیشتون بمونم ! 

مونا روی بازوی لخت فری كوبید و گفت : 

- برو گمشو بیشعور !

 - د مگه دروغ میگم ! 

- فری میزنم تو سرتا ! 

- مونا حرص نخور ! 

خوب بابا بده میخواد از تجربه های خودش در اختیارت بزاره ! 

- پرشان !

هردو از عصبانیت مونا خندیدیم و با امدن یاشار نیشمون و بستیم ولی وقتی فیلمبردار 

بهشون می گفت چه حركتای عاشقونه ای بكنند فری هی ادای عق زدن در میاورد 

و من می خندیدم بیچاره مونا هم نمی دونست حساب ما رو برسه یا دستورای فیلمبردار 

و اجرا كنه !

 نمیدونم آخرش مونا فكر بهروز بهرامی رو از فكرش بیرون كرد یا نه و هیچ وقت هم ازش

 نپرسیدم!

 - هی مازیار خودكشی نكنی نترس این دخترا تا آخر شب فرار نمی كنند !

- تو ساكت باش و عین این خانم بزرگا بشین وردل شوهرجونت به من چیكار داری من

 اصلا میخوام خودمو خفه كنم !

 - خوب خدا رو شكر از دستت راحت میشیم مطمئن باش حلوات و من خودم می پزم !

مازیار دوباره با حرص نگام كرد ، فرحناز زد زیر خنده و گفت : 

- ولش كن پرشان الان میزنه زیر گریه !

 برو عزیزم برو گریه هم نكن !

 - حساب هردوتون و میرسم !

 بعد از رفتن مازیار هردو زدیم زیر خنده و به فرهود كه داشت با دختری حرف میزد خیره شدیم . - اوه اوه چه تیپی هم زده ببین چطوری داره حرف میزنه یكی ندونه فكر میكنه یه كاره ی مملكته !




نوع مطلب : امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و نه-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل و یکم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، پاپ کده | کسب درآمد از پاپ آپ چیست , کسب درآمد با پاپ آپ , کسب درامد اینترنتی پاپ اپ , اموزش کسب درامد از پاپ اپ , نحوه کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از پاپ آپ , بهترین سایت کسب درآمد از پاپ آپ , اسکریپت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , ، باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت، بیتاچت | چتروم بیتا-bitachat، بارباراچت|باراباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت، گلشن چت-گلشن دوست همیشگی، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و یک-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، دخترک زیرک-فرزین چت | بارباراچت، مردانگی-فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت1 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، فرزین چت، تنهایی دونفر-فرزین چت، عاشقانه-فرزین چت، نیلوفروعلیرضا، بخشید من عذر دارم | فرزین چت، حکایت زیبای مرد و گدا-فرزین چت، داستان کوتاه | ایدا | فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


جمعه 22 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت459

امانی لباست خراب میشه الان بابایی میاد تا بریم شام برو تلویزیون ببین !

 - نیخوام بابا كی میاد ؟

 با بلند شدن صدای در پارسا به سمت در دوید و فریاد زد :

- من باز می كنم من باز می كنم ! ولی چند دقیقه بعد صدای فریاد فواد بلند شد !

- پسره ی شیطون وایسا ببینم !

پارسا با خنده دوید توی اتاق و پشت من قایم شد !

با تعجب بهش نگاه كردم و به سمت در برگشتم كه دیدم فواد با صورت خیسی جلوی در

 ایستاده اینقدر قیافه اش خنده دار شده بود كه زدم زیر خنده !

 - بله خنده داره منم اگه جای جنابعالی بودم می خندیدم پسرتم مثل خودت زلزله اس !

- چرا این شكلی شدی !؟

 - از پسرت بپرس تا در و باز كرد با اون اسباب بازی آبیش من و خیس كرد !

- آره مامانی ؟

پارسا فقط با شیطنت خندید !

 - خدا وكیلی شما زنا ما آقایون و نداشتید چیكار می كردید ؟

- زندگی !

 ولی مطمئنم اگه شما آقایون ما رو نداشتید از غصه دق می كردید !

 - آرزوی قشنگی !

مثلا اومده بودیم سینما تا فیلم ببینیم ولی تا چراغ ها خاموش شد پارسا خوابش برد

 و من و فواد هم شروع كردیم به كل كل حالا هرموضوعی بود بهتر از این فیلمی بود

 كه آخرش معلوم بود چی میشد !

- من كه میدونم تو من و دوست داری !

دماغ این آخرش میره تو دهن من توی این تاریكی هم فقط برق چشماش معلومه !





نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت472

كه دستات و نمی گیرم

تو این بارون تنهایی

 دارم میرم خداحافظ

 شده این قصه تقدیرم

چه دلگیرم خداحافظ

دیگه دیره دارم میرم

چقدر این لحظه ها سخته

 جدایی از تو كابوسه

 شبیه مرگ بی وقته




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : نازی چت سانی چت وینازچت دیانا چت محبوب چت بهارچت اینازچت گلشن چت سامیناچت ایرانسل چت فرزین چت تندیس چت ایاز چت بارباراچت ارزو چت سون چت عسل چت مهر چت تالارچت ققنوس چن خاموش چت امیرعلی چت ملوسک چت اهواز چت رامک چت اهوازچت طلایی کلیک چت عزیزچت روم فرزین چت ملت اوازه چت ازیتاچت بهاران چت گلباران چت پاپلی چت کوروش چت گویاچت بابل چت اسلوچت شمال چت نارنج چت احساس چت ارامش چت چت خاموش وینازچت نازی چت اصلی سون سون سون فرزین تندیس چت چت فرزین رمان باربارا فیسبوک چت محبوب چت هستیم چت نازی وینازگپ دیاناچت محبوب فان،
لینک های مرتبط : نازی چت سانی چت وینازچت دیانا چت محبوب چت بهارچت اینازچت گلشن چت سامیناچت ایرانسل چت فرزین چت تندیس چت ایاز چت بارباراچت ارزو چت سون چت عسل چت مهر چت تالارچت ققنوس چن خاموش چت امیرعلی چت ملوسک چت اهواز چت رامک چت اهوازچت طلایی کلیک چت عزیزچت روم فرزین چت ملت اوازه چت ازیتاچت بهاران چت گلباران چت پاپلی چت کوروش چت گویاچت بابل چت اسلوچت شمال چت نارنج چت احساس چت ارامش چت چت خاموش وینازچت نازی چت اصلی سون سون سون فرزین تندیس چت چت فرزین رمان باربارا فیسبوک چت محبوب چت هستیم چت نازی وینازگپ دیاناچت محبوب فان،


شنبه 16 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت