تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب من خانواده داشتم پارت82
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




خبر بده .. فرنوشم اومد كنار شایان ورو به سیاوش گفت: نكنه ما رو فراموش كنیدا تهران اومدید حتما به ما سر بزنید ... سیاوش سری تكون داد و گفت حتما شما هم بیاید شیراز ادرسو دادم خدمت پدرتون... نزدیكای ده صبح بود كه راه افتادیم .. سیاوش و مانی صدای اهنگ و بلند كرده بودند و همراش میخوندند. منم یكمی كه گذشت خسته از فكرای الكی خودمو باز سپردم دست تقدیرموهمراه اونا شروع كردم به خوندن... مادر سیاوش فردا شب ساعت سه میرسید وقت تنگ بود .. سیاوش بدون توقف یه سره تا شیراز روند ... خسته و خورد نزدیكای نه صبح رسیدیم .مانی رو كه خوابش برده بود از رو صندلی عقب بلند كردم ببرم تو اتاقش كه چشماشو یو باز كرد و گفت:رسیدیم؟ گفتم: اره خوشگلم رسیدیم.. _ساعت چنده نیمایی؟ _تقریبا نه و نیمه... از بغلم اومد پایین ورفت سمت سیاوش كه داشت ساكا رو از ماشین میاورد بیرون و گفت: بابایی باید بریم واسه نیمایی لباس بخریم.. سیاوش خندید و گفت : خودم میدونم اما بزار یكم خستگی بیرون كنم بعد میریم... همونطور كه به سمت ساختمون میرفتیم یهو مانی ایستاد و گفت : وای بابایی ... سیاوش كه از داد مانی ترسید برگشت و گفت: دیگه چیه مانی؟ مانی چشمكی به من زد و گفت: بابایی نیمایی كه سینه نداره مثل مامانی... با این حرف مانی از خجالت داشتم سرخ میشدم كه سیاوش با حالت متفكری گفت: راست میگیا حالا چطور واسه این نیما سینه درست كنیم؟ خودمو زدم به عصبانیت و گفتم: حتما الان میگید باید برم سینه بكارم نه؟ من یكی نیستم .. اصلا چرا نمیرید یه دختر واقعی بیارید ..چیزی كه فراونه دختر....
.
.
.
بارباراچت-فرزین چت


ادامه مطلب


نوع مطلب : باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل و دو-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل و یکم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، بیتاچت | چتروم بیتا-bitachat، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت نهم-فرزین چت|بارباراچت|تندیس چت، من خانواده داشتم پارت21 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت54، من خانواده داشتم پارت82، فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین فرزین فرزین فرزین، فرزین چت فرزین چت فرزین چت، چت فرزین چت فرزین چت فرزین، بارباراچت بارباراچت، چت چت چت چت، فرزین روم فرزین روم فرزین روم، چتروم باربارا چتروم باربارا،
لینک های مرتبط : فرزین، بارباراچت، ادرس اصلی فرزین چت، سایت سرگرمی تفریحی فرزین، الناز، چتروم فرزین، چت باربارا،


سه شنبه 17 اسفند 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
بعداز جدا شدن از دکتر شجاعی دیگه اونو ندیدم.
بهتر بود،برای من.معلومه از اون مردهایی هست که
زیادی خوش و کمی دله هست. نمیدونم چرا این فکر رو در بارش دارم.
ولی هرچی هست من احساس خوبی ندارم.
شاید که اشتباه میکنم.
روزها از پی  هم میگذرند.در بیمارستان دولتی مشکل خاصی با کسی ندارم.
مگر بعضی مواقع که پرستاری کمی در کارش اهمال می کند.
همین و بس.
ولی از وقتی که دکتر شجاعی خودشو بازنشسته کرده و کار به دست پسرش
دکتر سپهر شجاعی افتاده هروز باهم تقریبا روبرو  میشویم.
و هربار به طریقی منو به سخره میگیرد.
البته وقتی هست که من پیشنهاد اون و مبنی برا نهار یا قهوه خوردن رد میکنم.
آن وقت هست که زبانش شروع به کار می شود.

امروز بخش اورژانس شیفت هستم.اونم تو بیمارستانی که دلم از رئیسش
کمی خون است.عجیب از صبح او را ندیده ام.انگار که خودم هم به دیدنه هروزه اش عادت کردم.
تو فکر دکتر سپهر شجاعی بودم.و ندیدنه امروزش که
با پیج کردن اسمم  از اتاق کارم بیرون اومدم.
پرستار...دکتر مردی رودارن میارن  که از  مشکل تنفسی  دارد..
آیلین....کجاست.
پرستار ........دارن میارنش
اتاق احیا رو آماده کنید.با صدای فریاد مردی
به طرف در ورودی رفتم.و هم زمان  از حال بیمار و همینطور
کارای انجام شده می پرسیدم.
مرد جوان ی که با چشماهای خیس فقط خیره به ما بود.کردم.
و به پرستار گفتم.به همراه بیمار برسید.
و بعد به اتاق احیا بیمارو منتقل کردیم.
وای که اگر فقط چند دقیقه دیرتر میاوردن این مرد میانسال و حتما
تمام میکرد.
دلم برای این مرد و همراهش میسوخت.با لباس خانه همراه بیمار آمده بود.
بلاخر با تمام تلاش من و دو پرستار همراه بیمار برگشت.
و با خستگی که نزدیک به یک ساعت فعالیت اومدم.بیرون از اتاق احیا.
که هم زمان مرد جوانی که همراه بیماربود،رو دیدم ، حالا می تونستم چهراش رو ببینم .
مردی چهارشانه و قد بلند ،با صورتی کشیده و پر و ابروانی قهوه ای و موهایی تقریبا بور
و چشماهایی زیتونی.
لباهایی گوشتی..به نظرم مرد خوش قیافه ای می آمد.
مردجوان...دکتر دکتر
باشما هستم.
آنقدر غرق آنالیز کردنه صورت و هیکل مرد بودم که متوجه نشدم ،چند باره که صدایم
میکند.
آیلین....بله بفرمایید.
مرد جوان....حال پدر  چطوره.
آیلین...خوبه.خدارو شکر رفع شد خطر برای پدر شما.
مردجوان ...کمی نگاهم کرد.
بعد گفت:ممنون.خیلی زحمت کشیدین.
آیلین...نه من فقط وظیفه  انجام داد.همین.
پدر شما رفت بخش.و تا دو سه روز دیگر توانست مرخص شد،از بیمارستان.
مردجوان....میشه برم  پدرمو ببینم.
آیلین...نه پدر شما رفت سی سی یو بعد فردا اگر کوب بود.آمد بخش شما رفت
دید.پدر را.
ولی شما رفت خانه.و کمی استراحت کرد.
و با لبخند ادامه دادم.
البته لباس هم کرد عوض.
مرد جوان...با لبخندی که کمی لبهاشو باز می کرد.
گفت: حتما.
راستی من امیرعلی موسوی هستم.
آیلین.خوشبختم.
بعد راهمو کشیدم که به اتاق کارم برگردم.
که صدای امیرعلی بلند شد.
امیرعلی موسوی....و شما  خانم دکتر نمیخواین خودتونو معرفی کنید؟
آیلین.من فکر نکرد لازم باشد.
امیرعلی...چرا لازم که هست،با کسی که پدرمو دوباره به کمک خدا برگردوند بدونم کی هستن.
آیلین....فعلا رفت شما خانه .فردا که آمد فهمید.من کی هست اسمم.
امیرعلی....حتما که باید برگردم خونه.خانم دکتر.ولی یک اسم گفتن فکر نکنم زیاد سخت باشه.
آیلین....اوه شما خیلی هست  لجباز.
باشه.من آیلین دایان هستم.راضی شد.
امیرعلی.... بله خانم دایان از آشنایی باشما خوشبختم.
و بعد با  لبخندی زیبا  خداحافظی کرد ،و رفت.
عجب آدمی بود.چقدر یک دنده بود.تا اسمم منو نفهمید یک قدم از
خواسته اش عقب نرفت.
با لبخندی به تخسیه امیرعلی  سرمو بلند کردم.
اوه خدای من این دکتر شجاعی هست که دارد با چشمهای خونی منو نگاه میکند.
مگر چه شده.شانه ای بالا انداختم
با سرعت  به اتاق کارم برگشتم.و مشغول شستن دستهام شدم.و هم زمان به فکر مردی جوان
به نام امیرعلی شدم.
با ضربه ای به در بفرمایید گفتم.
و از آینه چشمم به دکتر شجاعی خورد.
دکتر شجاعی...با همه همراهان بیمارها اینطور خوش و بش میکنی.
یا شامله همه مذکرها میشه.الا من؟
متوجه حرفش نمی شدم.هیچ نفهمیدم چه می گوید.
آیلین...من نفهمید شما چه گفت.
دکتر...بله باید خودت و به کوچه چپ بزنی.
آیلین...منظور چه بود.کوچه چپ
درست حرف زد.من متوجه نشد.اگر خواست که جواب درست داد به شما.
دکتر شجاعی....ببین آیلین من از تو خوشم میاد.و دوست دارم بهتر همدیگه رو بشناسیم.
تا اینجا که می فهمی چی میگم.
با چشمای گرد شده نگاش میکردم.
چه می گفت.منو دوست داره!
آیلین...چه گفت.منو داشت دوست.
ولی من  نخواست دوست داشت من را.
دکترشجاعی...چرا توهم این و میخوای داری برام ناز میکنی.
خودتو آماده کن.چون تو همین روزا میخوام با خانواده بیام خواستگاری.
آیلین....وات !(چی)
دکترشجاعی .....همین که شنیدی.
راستی مواظبه حرف زدنت با مردای قریبه باش.
آیلین....شما زیاد حرف زد.لطفا رفت بیرون


من خسته هست.
بعداز حرفم از اتاق بیرون رفت.سپهر شجاعی چی گفت،گفت میخواد بیاد خواستگاری!
اونم خواستگاری من.
این مرد  مریض هست.
مگر می شود،بدونه شناخت با مردی ازداوج کرد!
او دیوانه هست باید حتما به تیمارستان برود.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، قسمت پایانی، من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت اصلی فرزین چت اصصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس، فرزین روم،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
با صدای گوشی از فکـر بیرون اومدم.
شیدا....سلام بر آیلین خانم
آیلین.....سلام عزیزم.صدات واضح میادکی اومدین؟
شیدا...سلام دیشب. اومدیم.منو یزدان هستیم.
شهاب  نمیتونه بیاد.
آیلین....چه حیف شد.
شیدا....آره،ولی قول داده که تابـستان حتما بیاد
آیلین....اگه استراحت کردی بیا اینجا دلم تنگ شده برای
آغوش گرمت گلم
شیدا....قربونت منم دلم تنگ شـده.حالا میام.ولی زنگ زدم واسه
شب دعوتی بگیرم.بیـای خونمون .مامان و بابا یه مهمونی گرفتن
آیلین.....شیدا .مجبور نیستی خـودتو تو واسه خاطر من اذیت کنی.
بیام.خانم سبحانی ناراحت نشـه.
شیدا....نه بابا این چه حرفیه.اتـفاقا مامان خودش گفت
زنگ بزنم.گوشی خودش میخـواد بهت بگه که بیای.
خانم سبحانی....سلـام آیلین جان خوبی عزیزم.
آیلین...مرسی خانم سبحانی.شما خوبین .آقای سبحانی خوب هستن.چشمتون روشن بچه ها اومدن
خانم سبحانی....ممـنون عزیزم
به شیدا گفتـم.حتما آیلین و دعوت کنی از طرف من.
ولی دیدم خـودم بگـم بهتره.
آیلین....چشـم حتما میام خدمت تون.
خانم سبحانی....پـس واسه نهار بیا.منتظرت هستم.
آیلین....نه شما زحـمت میشه براتون.همون شب میام.
خانم سبحـانی.....نه بیا دلم واسه عزیزم تنگ شده.
واست یهـ سوپرایـز دارم.
آیلین...چـشم.تا یـه ساعت دیگه خدمت میرسم.
خانم سبـحانی....بیا زود بیا دخترم.
من گوشـیو میدم شیدا.
از حرف خانم سـبحانی شوک شدم.فکر کنم.بخاطر بچه ها
که پیشـش نشـسته بودن.اینطوری باهام حرف زد.
وگرنه چـه سوپرایزی برام داره؟
شیدا.....آیلین..آیلین.
آیلین.....جانم بـگو شیدا
شیدا....شوکه شدی آیلین؟
آیلین....اگه بگم نه که دروغ گفتم،آره خیلی
خانم سبحانی حالشون خوبه؟
شیدا.....آره حالش خوبه،سرش هم به جایی نخورده.
زود بیا برات خـودش خیلی حرف واسه ،گفتن داره.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، قسمت پایانی، من خانواده داشتم پارت74، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت51، فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت چت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت باربارا، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
بلاخره من پیروز شدم.و همراه شیدا به آریشگاه نرفتم.
خانم سبحانی هم وقتی دید که من همراه شیدا نمیرم.اونم
منصرف شد.
تا شب که جشن در ویلایی بیرون از شهر بود.وقت بود.
پس خانم سبحانی با دو فنجان قهوه به کنارم نشسته.
الان بهترین وقته که هردو تنها هستیم  یکم حرف بزنیم.خسته که نیستی؟
آیلین.....نه بفرمایید.اتفاقا همش فکرم درگیر سوپرایزی بودی که شیدا گفته بود.
خانم سبحانی......
میدونی اسمم چیه؟مطمعنم  مریم دفتر خاطراتشو که گفته بود.یه روز می نویسه نوشته.
و میدونی نسترن کیه.
آیلین......وای ...یعنی شما نسترن خانم هستین؟
خانم سبحانی......آره عزیزم.
منو مریم چندین سال دوست بودیم.هم کلاس و خواهر.
همه جوره هوای همدیگه رو داشتیم.
ولی تنها مشکل این بود.که مریم با خانواده من رفت و آمد داشت.
ولی من نه.البته دورا دور همشون و میشناختم ..چون یه حسینیه بود.نزدیک خونه مریم که هر سال دهه ماه محرم
میرفتم اونجا و مریم تک به تک خانوادشو نشونم میداد.و همه رو میشناختم.
 خلاصه  بگم طوری که وقتی میخواستیم از ایران بریم.
بخاطر مشکلی که مریم براش پیش اومد.اونم همراه ما شد.
بگذریم که با چه مشقتی قاچاقی از مرز گذشتیم،و به ترکیه رفتیم.
مریم روز اول خوشحال بود.ولی روزهای بعد عجیب بی تاب وحید نامزدش شده بود.
شبا تا صبح تو بغلم گریه میکرد.از دوری وحید.
خوب یادمه که مامان چند بار بهش گفت مریم اگه بخوای اینطور بی تابی کنی.
به  یکی از اقوام دورمان  هاکان میگم برگردونه تو رو.
ولی مریم میگفت،رفتنم دیگه فایده ای نداره.
حتما بابا عطا منو میکشه.
خلاصه سه ماه ترکیه با هزار بدبختی گذشت.تا تونستیم ویزا اقامت از سفارت امریکا بگیریم.
رسیدن به امریکا  یکم باعث شد،که مریم آروم بشه.و کمتر به یاد وحید گریه کنه.
منو مریم مشکل زبان نداشتیم.واسه همین عرض دو هفته  مشغول به کار شدیم.
مریم تو کتابخانه.و من تو فروشگاه مواد غذایی.
منکه تقریبا سه ماه بعداز اومدن به امریکا با احسان نامزد کردم.
ولی  مریم به هیچکس روی خوش نشون نمیداد.
نیما برادرم دیونه مریم بود.
منو مامان  عشق و تو چشماش نسبت به مریم میدیدیم.ولی مریم اون و داداش صدا میکرد.
کاش هیچ وقت مریم همراه ما نمی آمد.شاید روزگارش بهتر میشد.
احسان عجله داشت که زودتر ازدواج کنیم.از شانس من پنج ماه  بعدازازدواج خیلی زود حامله شدم.
و یار خیلی بدی داشتم.
این شد که مامان بیشتر وقتش رو خونه ما و پیش من میموند.
از اونطرف هم مریم صبح ساعت هشت میرفت  کتابخونه و تا ساعت شیش اونجا بود.نیما هم
که تو یه هتل کار میکرد.تقریبا رفت و اومدشون با هم بود.
نیما کلافه از  بیخبری مریم خودشو به درو دیوار میزد تا بلکه مریم اون و ببینه.
خوب یادمه چند بار منو مامان با نیما حرف زدیم.که از عشق مریم دست بکشه.اون نامزدش وحیدو میخواد
و هیچ مردی به چشمش نمیاد.ولـی نیما قبول نمیکرد.
و چپ و راست به مریم محبت میکـرد.و مریم تمام محبتای نیما رو برای برادری نسبت به
خواهرش میدونست.

 ماه آخرم بود. و اون روز حالم خیـلی بد شد.طوری که مامان مجبور شد حتی شب پیشم بمونه.
ایکاش اون شب نمیموند.
چون سرنوشت مریم و نیما اون شب بدجوری رقم خورد.
خب نیما  دیوونه مریم بود.وقتی بهش گفته بود.مریم خیلی بد جوابشو داده بود.طوری که نیما
از عصبانیت به مریم دست درازیـ کرده بود.
مریم هم به خاطر این مسله حالـش بد شده بود.طوری که نیما به مامان خبر داده بود.
چی بگم.مامان هم اونقدر با مریـم حرف زده بود.
و  از اونطرف نیما اونقدر التماس کرده بود.که بلاخره مریم راضی شد.که برای اینکه بتونه
نیما رو قبول کنه یه مدتی نامزد هم بمونند.
البته  بگم قبول مریم از سر ناچاری بود.چون اگه قصد رفتن از خونه رو میکرد.
باید یه مدت سرگردون میشد.
و حتما پیشه خودش میخواسته اینجوری فرصت بخره تا بتونه واسه خودش
یه مقدار بیشتر پسنداز کنه تا بتونه یه خونه بگیره،




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت90، جرات ابراز عشق، قسمت پایانی، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت53، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت، بارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارابارابارا، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
چیزی نیست شیدا .من یـه کاری برام پیش اومده باید برم.
بعدا میتونی از خانم سبـحانی بپرسی.
شیدا.....کجا بری.مگه نـمیخوای بیای مهمانی؟
نه گلم گفتم که از بیمارستان تماس گرفتن.
خانمسبحانی.....شیدا عزیزم نزار آیلین بره.منم داشتم جلو رفتنش و میگرفتم.
..
وقت حرف زدنه مادرو دختر من سریع مانتو پوشیدم.
و از در اومدم بیرون.
با سوال یزدان دیگه میـخواستم سرمو بکوبم به دیوار
آیلین کجا؟
دارم میرم.
آقای سبحانی.....چرا دخترم امشب قراره یه مهمانی خاطره انگیز باشه
واسه همه.
آیلین....بله در جریان هـستم.ولی من این از خاطرانگیزیش متاسفانه خوشم نمیاد.
تو همین حین شیدا و خانم سبحانی هم پشت سرم اومدن بیرون.
خانم سبحانی......احسان نزار بره.
شیدا....مامان راستش بگو چی شده.چرا داری گریه میکنی؟
خانم سبحانی با چشـمهای اشکی نگام کرد.
آیلین.....چی میخوای بدونی؟چرا حرف نمیزنید خانم سبحانی؟
میخواین من بگم؟
خانم سبحانی سرشو انداخت پایین.
ای خدا این چه حرفی بود،من زدم.
ولی بلاخره که چی امروز نه فردا می فهمیدن که.
آیلین.....ببین شیدا ،یـزدان با توهم هستم.چون یزدان که فکر می کرد مساله زنانست داشت
میرفت تو اتاق.واسه همین بعداز حرفم چند قدمه رفته رو برگشت.
من به گفته خانم سـبحانی دختر دایی شما میشم.
با این حرفم هردو بـا تعجب به خانم سبحانی نگاه میکردن.
و هم زمان با گفتن :چی میگی آیلین ،منتظر تایدی از طرف خانم سبحانی بودن.
منم از این فرصت استفاده کردم.و  از خونه زدم بیرون.
نمی تونستم دیگه اونجا بمونم.
خیلی برام سخت بود.که قبول کنم.که آلبرت (عطا)پدرم نبوده.
و شاید کمی از مامـان مریم دلگیر بودم.
کاش حالا که  خجـالت یا هرچیزه دیگه ای بود.که نمی تونست باز گو کنه.
حداقل تو دفتر خـاطراتش می نوشت.
ولی مامان تا زمان فرار از تهران و نوشته بود.
دلم بدجوری تنهایی میخواست.
دیگه حتی دوسـت نداشتم تا یه مدت  رودر رو بشم با خانواده سبحانی.
ماشین میرفت ولی جایی که  مدنظرم باشه
تو ذهنم نبود.همینطور گوشیم زنگ میخورد.
شیدا،یزدان .خـانم و آقای سبحانی.
ولی من دوسـت نداشتم جواب بدم.مطمعن بودم.پام به خونه برسه
شیدا و یزدان در خونه منتظرم هستن.
با این فکر سر ماشین و کج کردم به طرف خونه ی آقای موسوی.
اونجا  رو دیگه بلد نبودن.
با این فکر نفــس راحتی کشیدم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، قسمت پایانی، من خانواده داشتم پارت74، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت57، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت قرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت رزین چت، بارباراچت باربباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت، چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، بارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارا، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


جمعه 22 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
فردا شب سال تحویل میشد.
به اصرا خانواده موسوی شب رو اونجا گذروندم.
شب و با خیال حرف امیرعلی به صبح رسوندم.
ولی با باز گو کردن دوباره اینکه امیرعلی رضایت داده  به خواستگاریه
فریماه بروند.
حسابی تو ذوقم زده شد.
ولی باید قبول میکردم.طبق رسومه خانواده موسوی باید پسرای موسوی با دخترای خانواده موسوی ازداوج
میکردند.
اینو تو دفتر خاطرات مامان خوانده بودم.
بد بحال من که باید حسی که تازه داشت تو دلم جوانه میزد.خشک میشد.
دیگه دلم به رفتن و همراه شدن .با خانواده موسوی رو نمیخواست.
نکه اونها رو دوست نداشته باشم.ابدا.
اما کمی تنها مانند حقم بود.یا نه.
با اسرار تونستم اجازه رفتـن و بگیرم.ولی به شرط اینکه با ساک لباسم به اونجا برگردم.
بخدا که سخت بود.فریماه ی ندیده رو که اسمش به همراه امیرعلی به زبونه
همه جاری شده بود.رو ببـینم کنار تمیرعلی.
از دیروز عصر گوشیمو خـاموش کرده بودم.
مطمعن بودم.که این سـاعت خبری از شیدا و یزدان در خونم نیست.
با فکری درهم وارد خونه شدم.
حوصله هیچکاری رو نداشتم.
سفره هفت سینی کهـ با ذوق همراه سپهر خریده بودم.روی میز دهن کجی میکرد.
بخاطر قولی که به حاجی داده بودم.به این مسافرت میرفتم.ولی بعد باید همه
چیز رو فراموش میکردم.واز این خانواده هم  دور میشدم.تقدیرم تنهایی بود.
گوشیو رو که روشن کـردم.نزدیک به دویست تماس از شیدا ویزدان و خانم و آقای سبحانی داشتم.
میدونستم شیدا  این شبه عیدی بدجوری با خانم سبحانی برخورد میکند.
پس بخاطره شیدا و یـزدان پیامی برای شیدا فرستادم.
که حالم خوبه.و میخـوام یه مدت تنها باشم.
با روح و روانی داغون روی تخت دراز کشیدم.
جالب بود ،برام که خانم سبحانی با اینکه میدونست من دختر نیما هستم
ولی هیچ وقت نخواست که حتی در نقش مادر دوستم به من محبت کنند.
و حالا بخاطر برگشـت نیما و شاید بازخواست نشدن از طرف نیما میخواست
خودی نشان بدهد.
ولی من نمیخواستم.چقدر اون روزها که مامان مریم فوت کرده بود.دلم یه آشنا میخواست
تا کمی باهام همدردی کند.
پس این محبت تازه رو از طرف خانم سبحانی و هیچ کسه دیگه نمیخواستم.
به این سفرهم با هـمه خوب و بدش میرفتم.و برگشتنی به سپهر جواب مثبت میدادم.
ایرادی داشت که ازداوجی بدونه عشق داشته باشم.شاید در آینده
با محبتهای سپهر بـه اون علاقه مند میشدم.
اگر علاقه ای همبوجود نمی امد مهم نبود.باز با بچه های زیادی که می آوردم برای خودم خانواده ای تشکیل میدادم.
دلم میخواست بچـه های زیادی داشته باشم.که مثل خودم تنها نباشن.
حالا سر فرصت ایـن شرط رو برای سپهر میزارم.
با ابن فکر لبخندی تلخ زدم.
آیلین تو چه مرگت شده!عشق امیرعلی تورو دیوانه کرده.هنوز هیچی معلوم نیست.چند ماهه
که سپهرو سرگردون کردی.و حالا هم که اصلا سپهر برات مهم نیست .
از تو که پزشک هـستی واقعا بعیده که مثل نوجوانی که تازه به سن بلوغ رسیده فکر میکنی.
مگر کودک هستـی.این بساط عشق و عاشقی رو بی خیال باش.

..




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پاردت79، من خانواده داشتم پارت83، من خانواده داشتم پارت91، بارباراچت، پارت سوم رمان عاطفه، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت85، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت98، من خانواده داشتم پارت98، من خانواده داشتم پارت98، من خانواده داشتم پارت98، قسمت اول، قسمت اول، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، پارت اول رمان عاطفه، 
برچسب ها : من خانواده داشتم پارت61، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس، فرزین روم،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


جمعه 22 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت