تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب من خانواده داشتم پارت74
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




زندگی گلی سرخ است که 


گلبرگ هایش خیالی

و خار هایش واقعی است !




نوع مطلب : یک بام و دو هوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، لیدی گودیوا، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، تجربه دروغ، چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است، چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است، چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است، چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است، چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و سوم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و سوم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و سوم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و پنج-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و چهار-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و چهار-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و چهار-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و دو-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و هشتم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و هفتم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت بیست و ششم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، 
برچسب ها : فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا،
لینک های مرتبط : فرزین چت فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا چت.باحال چت.چت تندیس فرزین چت. تندیس چت.باربارا،


جمعه 20 مرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
از چیزی كه دیدم شكه و شرمگین سرموبرگدردوندم ... سیاوش تازه از حمام بیرون اومده بود داشت با حوله اندام ورزیدشو خشك میكرد ... با دیدن منگفت : چی میخواستی بگی نیما؟ چرا روتو برگردوندی پسر ... با لكنت زبون گفتم : هه...هیچ..هیچی... دارم میرم اماده شم ... همونطور كه سرمو انداخته بودم پایین سریع خواستم از اتاقش بیام بیرون كه با خنده جلوم ایستادو گفت : نیما واقعا بعضی كارات ادمو به خنده میندازه ... چون لباس تنم نیست اینطوری میكنی؟ خوب نیست پسر این قدر خجالتی باشه ... حتما استخرم كه میری چشماتو میبندی هان؟ هلش دادم عقب و گفتم: نخیر.....برو كنار اما ول كن نبود باز جلوم وایساد و گفت:چی میخواستی بگی؟ تا نگی نمیزارم بری... سرمو گرفتم بالا و خواستم بگم كه نمیام اما با دیدن اون چشمای خمار قهوه ایش گفتم: هیچی میخواستم بپرسم چی میپوشی تا منم باهات ست كنم؟ خندیدو گفت همین...؟ _اره رفت سمت كمدشو ربدوشامشو پوشید بعد جعبه بزرگ كادو پیچ شده ای از تو كمدش بیرون اورد وداد دست من وگفت : اینم عیدی تو پسر گل.. كمی جا خوردم فكر نمیكردم واسه من كادو گرفته باشه ... گفتم: لازم نبود خودتو به زحمت بندازی ... _چه زحمتی این كادو حتی جبران یه ذره از كارایی كه واسه مانی كردی رو نمیكنه .... برو سریع اماده شو كه دیگه باید بریم ... خودمو سپردم دست تقدیرم ..همون تقدیری كه منو به اونجا كشیده بود . تو اتاقم در جعبه رو كه خیلی زیبا كادو پیچ شده بود و باز كردم...
.
.
.
بارباراچت-فرزین چت




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، من خانواده داشتم پارت99، من خانواده داشتم پارت74، صفت های مداد-فرزین چت | بارباراچت، مردانگی-فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، دخترک زیرک-فرزین چت | بارباراچت، من خانواده داشتم پارت2 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت3 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، 
برچسب ها : فرزین چتfarzinchat، farzinchatفرزین چت، فرزین چت اصلی، فرزین چت، فرزین تندیس چت، فرزین باربارا، بارباراچت اصلی،
لینک های مرتبط : فرزین، بارباراچت، تندیس چت، ادرس اصلی فرزین چت، سایت سرگرمی تفریحی فرزین،


یکشنبه 15 اسفند 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
ساعت هفت بیدار شدم.و حمام کردم.
رفتم و کمی میوه پوست گرفتم.و خوردم.
هشت بود.باید سریع آماده مب شدم
چون آقای سبحانی خودش به دنبالم می امد
کت و شلور مشکی و قرمزی رو که برای بیرون رفتن
خریده بودم.پوشیدم
و روسری قرمز و مشکیمو سرم کردم.
برق لبمو زدم.و منتطر تماس آقای سبحانی شدم
گوشیم زنگ خورد.سبحانی بود.
سریع کفشامو پوشیدم.و از خونه زدم
بیرون.
بیرون که رسیدم، آقای سبحانی
به در ماشین تکیه زده بود.
آیلین.....سلام آقای سبحانی.
سبحانی......سلام دخترم.
دره  جلو رو برام باز کرد.
بفرما دخترم.
آیلین...مرسی زحمت شد.
سبحانی سوار شد.و حرکت کرد.
سبحانی....چه خبر آیلین جان؟
آیلین ....سلامتی به فرهادی ،گفتم که خبرتون کنه
که امروز کارا همه ردیف شد.
فقط آقای سبحانی برای حسابهای بانکی و سند خونه
 وقتش با شما.البته تو این دو روز کاری.
آقای سبحانی.....آره فردا که کار دارم.ولی برای روز بعد
ساعت  ده دیگه آماده باش فرهادی میاد دنبالت.
سبحانی....ماشین و فرستادن برات؟
آیلین.....آره .آقای فرهادی تحویل گرفتن.
سبحانی واسه سند  کی قرار گذاشتن؟
آیلین.....فردا.نزدیکای یازده صبح.
سبحانی..... خب پس فردا شما هم کار دارین.
ولی فعلا با فرهادی رفت و آمد کن.تا مسیرها رو خوب یاد بگیری.
آیلین باشه.خودم هم با وضع ترافیک اینجا همین نظرو دارم.
باقیه راه درباره اومدنه شیدا و یزدان صحبت شد.
جلوی رستورانی شیک ماشین توقف کرد.بفرما پایین دخترم
رسیدیم

باورم نمی شد،فکر میکردم.قـراره به خونشون بریم.
واسه همین کمی فقط کمی دلگیر شدم.
چه  دلیلی برای دوری کردنه خانم سبحانی از من وجود
داشت.حتما باید می فهمیدم.ولی حالا نه بمونه تا شیدا بیاد.
آیلین....آقای سبحانی راضی  نبود شما افتاد تو زحمت.
سبحانی....نه دخترم چه زحـمتی.
و هم زمان صندلی رو برام بیرون کشید و من تشکر
کردم.و نشستم.
منوهایی که روی میز بود.یـکی رو به دستم داد.
و یکی هم خودش گرفت.
سبحانی.....خب من شیشـلیک و کوبیده میخورم.
آیلین...من هین که شما گـفتین
گارسون که اومد.و سفارشات و گرفت
دوباره سبحانی شروع به صحبت کرد.
سبحانی...آیلین دخترم مـن باید خونه از شما پذیرایی
می کردم ولی حاج خانم کمی کسالت داشتن
این شد.که اینجا اومدیم.
آیلین...من زحمت شد برای شما.واقعا من معذرت
خواست.احتیاجی نشد کـه شما افتاد به زحمت
سبحانی...نه زحمت نیسـت ،بابا جان.
حالا سر فرصت باید بیای خونه .این و حساب نکن.
آیلین... همین هم کیلی کوب هست.
فصای کوبی داره .من خـوشم اومد از اینجا.
باز عصبی شده بودم.نمیدونم چرا .ولی هرچی بود.مطمعنم
که خانم سبحانی از دعـوت من به خونشون سر
باز زده.

آیلین..من خواست پرسـید یک سوال.تونست
پرسید؟
سبحانی....البته بپرس دخترم.
آیلین... حاج کانم با من مشکل داشت.
سبحانی....متوجه نمی شم دخترم.
شروع کردم دوباره کلـمه به کلمه و کمی با
آرامش پرسیدنه پرسـشم.
آیلین....حاج خانم با من داشت مشکل آقای سبحانی؟
سبحانی...نه مشکلـی با شما نداره.
آیلین...پس دلیل دوری کردن از من چی می تونه باشه؟
سبحانی .....چی بگم
با اومدنه ،گارسون سبحانی دیگه ادامه حرفشو نداد.
منم دیگه دنبالشو نگرفتم.
شام تو سکوت بینمـون خورده شد.و بعد
سبحانی منو به خونه رسوند.
چند بار خواستم دوبــاره بپرسم.ولی دیدم سبحانی
بدجوری تو فکر هستن.
منم  سرمو به پنجره برگردوندم و وبه  مغازه ها و ماشینها
نگاه کردم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، قسمت بیستم، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزن چت چتروم فرزین چتروم فرزین پاپلی چت پاپلی چت پاپلی چت چتروم چتروم فرزین چتروم فرزین فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی روم فرزین روم فرزین روم فرزین روم فرین روم فرزین روم فرزین روم فرزین، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت پاپلی پاپلی چت پاپلی چت تندیس چت تندس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم، سایت سرگرمی تفریحی فرزین،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
به خانه که رسیدم احساس تنهایی  بدجوری اذیتم میکرد.مگر چند روز بود.که اومده بودم.
کاش به حرف شیدا گوش میدادم.و چند ماه دیگه می آمدم.
فردای آن روز دوباره با فرهادی به ثبت رفتم.و سند ماشبن و بنام خودم زدم.
و روز بعد با آقای سبحانی تمام اموالی که به نام سبحانی بود.بنامم زده شد.
دوروزه آخره هفته رو به گردش  و دیدنه شهر و چند بار  با ماشین رانندگی کردم.
البته که فرهادی کنارم بود.و هر جا که اشتباهی میخواستم از مسیر منحرف بشم
راهنماییم می کرد.
بلاخره روز شنبه رسید.و آماده با تیپی رسمی به بیمارستان دولتی قدم
گداشتم.بیمارستانی  شلوغ و بیماران قلبی که هر کدام برای درمان آمده بودند.و یک یا دو نفر
همراه داشتن.
برنامه رو با  رئیس بیمارستان هماهنگ کردم.و کارمو با ویزیت بیماران در درمانگاه شروع کردم.

وقرارشد.  پرستاری دستیارم باشه.تا هرکجا نتوانستم حرفمو درست به
بیمار  منتقل کنم.پرستار به بیمار توضیح بدهد.
دو بیمار باید عمل میشدن.و چهار بیمار باید  آنژی گرافی انجام میدادن.
که قرار شد.   یک شنبه شب چهار بیمار بستری بشن.و دو بیمار دیگه هم همینطور.
بعداز تماس  با دکتر  خادمی جراح بخش  برای دو بیمار وقت عمل داده شد.
بلاخره  ویزیت بیماران تمام شد.و همراه پرستار کریمی به بخش رفتم.
سوپروایزر بخش با خوش رویی خودشو معرفی کرد.
خانم احدی.خانمی بسیار  خوش برخورد و آرم.
با خانم احدی با پرستارای شیفت آشنا شدم
 کاظمی پرستار
ویسی پرستار
حممیدی و نجار.
خلاصه با همه آشنا شدم.و  معرفی منو خانم احدی
بعده گرفتن.من  هم از آشنایی با آنها اظهار خوشیختی کردم.و تذکر دادم
که من دوست دارم که با من راحت باشن.و کمی جو بینمان خودمانی باشد.
ولی کوتاهی برای بیمار و اصلا گذاشت نمیکنم.
پس دوستیها بجای خود.و کارهم بجای خود.
بگذریم با هر کلمه که می گفتم لبخند بر لبانه پرستار و بهیار و حتی کارگر می نشست.
بهد از  آن دکتر موحد که یکی از جراحان بخش بود.پیشنهاد دادن که ایشون برای ویزیت بیمارهایی
که او بستری کرده بود.و یا عمل کرده بود. سر بزنیم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، قسمت بیستم، فرزین چت، شروع رمان عاطفه، شروع رمان عاطفه، پارت دوم رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت، بارباراچت بارباراچت باراباراچت باراباراچت باراباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس،
لینک های مرتبط : فرزین، www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
همه چیز به خوبی گذشت.
الحق که پزشکان ایرانی حاذق وارد بودند.
البته که منم دسته کمی از اونا نداشتم.
امروز جدا از اینکه کار زیاد انجام ندادم.
ولی خسته شده بودم.
فردا هم باید به  بیمارستان خصوص می رفتم.
خدا کنه که مثل  اینجا باشه.البته نه بشلوغی اینجا.
تا ساعت چهار بیمارستان بودم.و  چمع دوستانه خوبی رو با همه همکاران و پرسنل بخش گذرودنم.
و چند بار به پرسنل بخش داخلی قلب گفتم.
که آروم حرف بزنند.تا منم کلماتو یاد بگیرم.
اونها هم خیلی شمرده حرف میزدنند.
کلا  روز خوبی بود.و کمی همراه با خستگی.
با فرهادی به خونه برگشتم.که باز فرهادی کنارم نسشت و من رانندگی کردم.
اوف از دست راننده های بی ملاحظه.
بلاخره شب با کمی درگیری فکری برای فردا بخواب رفتم.

فردا صبح باز یه ست از لباسهای اداری رو پوشیدم.
و با فرهادی به بیمارستان رفتم.
وقتی وارد شدم.
با بیمارستانی آروم و تمیز روبرو شدم.
نه اینکه بیمارستان دولتی شلوغ باشه.نه ولی سرو صدای  اونجا بیشتر بود.
با راهنمایی مسول حراست به بخش مدیریت  رفتم.فرهادی در بیرون از بیمارستان به انتظار
ماند.که اگر امروز شروع بکار نکردم.منو برگردونه خونه.
*
خودمو به منشی  رییس بیمارستان معرفی کردم.
و نامه رو به دستش دادم.
که با لبخند زیبایی گفتن شانس اوردم که رییس بیمارستان  امروز بخاطر یه مورد آروژانسی
از ساعت سه نیمه شب بیمارستان هستن.
خب خدارو شکر که معطل نشدم.
منشی نامه رو به داخل برد.و چند دقیقه بعد بیرون اومدن.
و با احترام منو به اتاق رییس بیمارستان هدایت کردن.
به ضربه ای به در اتاق زدم.و با بفرمایید رییس  وارد  اتاق ریاست بیمارستان شدم.
مردی  مسن  ولی خوش تیپ به احترامم بلند شدن.
و خوشامد گفتن.
بعد از تشکر پرونده  ادرایمو به دستشون دادم.
بعد از کمی خواندن .با صدایی آروم خودشون معرفی کردن.دکتر شجاعی هستم.
آیلین ...منم که اسمو فامیلم خواندید.
آیلین دایان هستم.
دکتر شجاعی....خیلی خوش اومدین به کشور ایران خانم.
آیلین ....ممنون دکتر.
دکتر شجاعی.....امیدوارم  بیتونیم همکارهای خوبی برای همدیگه باشیم.
و اگه اجازه بدین. شما  رو به قهو های دعوت کنم.تا پرسنل  صبح شیف و تحویل بگیرن.
البته شما دکتر سحر خیزی هستین.
آیلین....لطف دارین.البته خوشحال میشم.که  همراه شما باشم.
بعد  همراه دکتراز اتاق بیرون اومدم.بین راه دکترمشغول معرفیه قسمتهای ی که تو مسیرمون بودند
شدن.وارد رستوران بیمارستان شدیم.
همراه صرف قهوه دکتر روزومه کاریمو می پرسیدن.که من خلی مختصر و مفید
توضیح دادم.
دکتر شجاعی...دکتر دایان من متاسفانه بعلت کسالت یک ماهی اینجا هستم
بعداز من پسرم که نصف سهام بیمارستان و دارن  ریاست بیمارستان و به
عهده میگیرن.
امروز هم  ساعت نه عمل دارن.
آیلین....ایشون تخصص تو چه رشته ای هستن
دکتر...ایشون هم جراح قلب هستن.
البته به نظرم یک ماهی  تو اتاق عمل باهم همکار باشین.
آیلین....بله.مانعی نداره.
واقعا هم مانعی نداشت.
همین یرنامه رو هم تو بیمارستان دولتی داشتم.پس
برام جا افتاده بود.پیشنهاد دکتر شجاعی.
و قرار شد  با همراهی دکتر به بخش جراحی رفته.و منو به پرسنل و همینطور پسرشون
معرفی کنند.خب  دکتر توی صحبتاشون  اسم پسرشون نگفتن.فقط ایشون به اسم
دکتر شجاعی معرفی کردن.چیزه زیادی از دکتر نگفتن.
با دکتر وارد بخش شدیم.تحویل و تحول کادر بخش تمام شده بود.
و همینطور معرفی من بعنوان جراح قلب.
و بعد منو   به سر پرستار بخش سپردن.تا ایشون خام ساجدی
هم اتاق کارمو نشون بدن.و هم منو به اتاق عمل برای آماده شدن  
برای عملی که با دکتر شجاعیه پسر  بود .آماده بشم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، قسمت بیستم، 
برچسب ها : فرزین فرزین فرزین فرین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرینفرزین فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، بارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراباربارابارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچتبارباراچت تندیس چت تندیس چت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
پرونده بیمارو داشتم میخواندم که دکتری با لباس گان
اتاق عمل وارد.
مردی قد بلند و تقریبا سبزه.
با چشمهایی تیز که داشت
منو برنداز میکرد.حدس زدم که باید دکتر شجاعی پسر باشه.
قدی بلند و پوستی سبزه.و چـشمهایی قهوه ای
دکتر.....سلام خانم شما باید دکتر آیلین دایان باشید؟
آیلین....سلام.بله و شما هست دکتر شجاعیه پسر.درست گفت.
دکترشجاعی با لبخندی به لب  
گفت:درسته.فکر کنم.از امروز همکار هستیم.
آیلین....بله امید دارم که همکاری خوبی باشیم با هم.
دکترشجاعی...بله یادم باشه  تو اتاق عمل همراه با کار به شما
زبان فارسی  باهتون کار کنم.
آیلین...نه شما حواست داد به بیمار من بلد هست کم کم یاد گرفت.
دکتر شجاعی...بله اون که حتـما حواسم هست.
خب دکتر    دایان بهتر آماده بـشیم که بیمار رو منتظر نزاریم.
آیلین...شما رفت من هم آمد.آماده شد.
دکتر شجاعی.....اوکی  
وبعد به طرف دستشویی رفـت و مشغوله شستنه دستهاش شد.
اوف معلومه که با یک دکتر جوان و شوخ طبع روبرو هستم.
حواسم باشه بیشتر رو حرف زدنم تمرکز کنم.تا کمتر باعث مزاح دکتر باشم.
من هم بعداز لباس گانی که پوشیدم.دستهامو شستم و  با کمک پرستار دستکش پوشیدم
و وارد اتاق عمل شدم.
اوه اونم سرعت عمل زیادی تو جراحی داره.
چه زود سینه یه بیمارو شکـافته بود.
با گفتم پرستاری که لوازم عمل رو به دستش میاد که کمی عقبتر به ایستد تا جایی برای من باز شود.
دوباره مشغول شد.و شروع کرد به توضیح دادن.که گفتم:دکتر من عمل زیاد داشت
فقط دکتر خواست که من و شما عمل انجام داد.تا شما فهمید که وارد هست من.
دکتر..... اوه یادم نبود.دکتر پس بیاین جای من به ایستین ببینم چقدر تو کارتون وارد هستین.
آیلین....بله حتما.فقط من تـمام پرونده بیمارو رو نخواند شما یکم توضیح داد
که مشکل بیمار چی هسـت.
دکترشجاعی....بله حتمـا.
ایشون  دریچه قلبشون  تقریبا  بسته شده.که باید
با لیزر و چاقو اونو درسـتش کنیم.
اون داشت  منو مسخره میکرد.
مثل یک آدمه ناشی باهام حرف میزد.
نشونت میدم.آخر عمل که کی واردتر هست.دکتر مغرور.
بعد مشغول شدم.و  بـا کمال صبر و  حوصله کارمو انجام دادم.تقریبا سه ساعت تو اتاق عمل بودیم.
انگاربه نظر میومد کهـ کارمو بلد هستم.چون دکتر حرفی برای گفتن و تذکر به من نداشت
و خیلی اروم و بی حـرف داشت به کارم نظارت میکرد.
بعداز اتمام جراحی  با لبخندی که به لب داشت ،خسته نباشیدی که گفت از اتاق عمل بیرون رفتیم.
آیلین....خب من خوب وارد هست تو عمل؟
دکتر....بله بله واقعا کارتون بی نقصه خانم دکتر.
آیلین...مرسی تعریف کرد از من.
دکتر...اگه اجازه بدین بریم برای نهار دکتر دایان
آیلین... من خواست رفت .کلنیک بیمار دید.
شما گرسنه هست رفت من بعد اومد.
دکتر...پس دعوتم رد میکنید دکتر.
آیلین...اوه نه نه من هنوز کار داشت.
بیمار زیاد هست .بایـد رفت و انتظار نکشید بیمار.
دکتر.....بله خوشبحال بیماراتون چه  وظیفه شناس هستین شما.
آیلین...شما که با رفتن من مشکل نداشت دکتر؟
دکتر...نه ابدا شما بـه کارتون برسید.منم بعداز نهار به بیمارام سرکشی  میکنم.
من نخواست با این مرد هم غذا شد.باید جواب پس داد به این مرد.
وای باز حرف زدنم قاطی شد.
بی خیال آیلین تو مـجبور به قبول درخواست  اون نیستی.
مرسی وجدان که منو آروم کرد.
بعداز شستنه دستام و لباس عوض کردن.از اتاق  اومدم بیرون.
و به طرف کلینیک رفتم.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، من خانواده داشتم پارت88، خداحافظ....فقط همین، خداحافظ....فقط همین، قسمت بیستم، شروع رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرین چت فرزین چت فرزین چت چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزن چچتروم فرزین، بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت چتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارباراچتروم بارابارا، تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چتتندیس چت تندیس چت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
بعداز جدا شدن از دکتر شجاعی دیگه اونو ندیدم.
بهتر بود،برای من.معلومه از اون مردهایی هست که
زیادی خوش و کمی دله هست. نمیدونم چرا این فکر رو در بارش دارم.
ولی هرچی هست من احساس خوبی ندارم.
شاید که اشتباه میکنم.
روزها از پی  هم میگذرند.در بیمارستان دولتی مشکل خاصی با کسی ندارم.
مگر بعضی مواقع که پرستاری کمی در کارش اهمال می کند.
همین و بس.
ولی از وقتی که دکتر شجاعی خودشو بازنشسته کرده و کار به دست پسرش
دکتر سپهر شجاعی افتاده هروز باهم تقریبا روبرو  میشویم.
و هربار به طریقی منو به سخره میگیرد.
البته وقتی هست که من پیشنهاد اون و مبنی برا نهار یا قهوه خوردن رد میکنم.
آن وقت هست که زبانش شروع به کار می شود.

امروز بخش اورژانس شیفت هستم.اونم تو بیمارستانی که دلم از رئیسش
کمی خون است.عجیب از صبح او را ندیده ام.انگار که خودم هم به دیدنه هروزه اش عادت کردم.
تو فکر دکتر سپهر شجاعی بودم.و ندیدنه امروزش که
با پیج کردن اسمم  از اتاق کارم بیرون اومدم.
پرستار...دکتر مردی رودارن میارن  که از  مشکل تنفسی  دارد..
آیلین....کجاست.
پرستار ........دارن میارنش
اتاق احیا رو آماده کنید.با صدای فریاد مردی
به طرف در ورودی رفتم.و هم زمان  از حال بیمار و همینطور
کارای انجام شده می پرسیدم.
مرد جوان ی که با چشماهای خیس فقط خیره به ما بود.کردم.
و به پرستار گفتم.به همراه بیمار برسید.
و بعد به اتاق احیا بیمارو منتقل کردیم.
وای که اگر فقط چند دقیقه دیرتر میاوردن این مرد میانسال و حتما
تمام میکرد.
دلم برای این مرد و همراهش میسوخت.با لباس خانه همراه بیمار آمده بود.
بلاخر با تمام تلاش من و دو پرستار همراه بیمار برگشت.
و با خستگی که نزدیک به یک ساعت فعالیت اومدم.بیرون از اتاق احیا.
که هم زمان مرد جوانی که همراه بیماربود،رو دیدم ، حالا می تونستم چهراش رو ببینم .
مردی چهارشانه و قد بلند ،با صورتی کشیده و پر و ابروانی قهوه ای و موهایی تقریبا بور
و چشماهایی زیتونی.
لباهایی گوشتی..به نظرم مرد خوش قیافه ای می آمد.
مردجوان...دکتر دکتر
باشما هستم.
آنقدر غرق آنالیز کردنه صورت و هیکل مرد بودم که متوجه نشدم ،چند باره که صدایم
میکند.
آیلین....بله بفرمایید.
مرد جوان....حال پدر  چطوره.
آیلین...خوبه.خدارو شکر رفع شد خطر برای پدر شما.
مردجوان ...کمی نگاهم کرد.
بعد گفت:ممنون.خیلی زحمت کشیدین.
آیلین...نه من فقط وظیفه  انجام داد.همین.
پدر شما رفت بخش.و تا دو سه روز دیگر توانست مرخص شد،از بیمارستان.
مردجوان....میشه برم  پدرمو ببینم.
آیلین...نه پدر شما رفت سی سی یو بعد فردا اگر کوب بود.آمد بخش شما رفت
دید.پدر را.
ولی شما رفت خانه.و کمی استراحت کرد.
و با لبخند ادامه دادم.
البته لباس هم کرد عوض.
مرد جوان...با لبخندی که کمی لبهاشو باز می کرد.
گفت: حتما.
راستی من امیرعلی موسوی هستم.
آیلین.خوشبختم.
بعد راهمو کشیدم که به اتاق کارم برگردم.
که صدای امیرعلی بلند شد.
امیرعلی موسوی....و شما  خانم دکتر نمیخواین خودتونو معرفی کنید؟
آیلین.من فکر نکرد لازم باشد.
امیرعلی...چرا لازم که هست،با کسی که پدرمو دوباره به کمک خدا برگردوند بدونم کی هستن.
آیلین....فعلا رفت شما خانه .فردا که آمد فهمید.من کی هست اسمم.
امیرعلی....حتما که باید برگردم خونه.خانم دکتر.ولی یک اسم گفتن فکر نکنم زیاد سخت باشه.
آیلین....اوه شما خیلی هست  لجباز.
باشه.من آیلین دایان هستم.راضی شد.
امیرعلی.... بله خانم دایان از آشنایی باشما خوشبختم.
و بعد با  لبخندی زیبا  خداحافظی کرد ،و رفت.
عجب آدمی بود.چقدر یک دنده بود.تا اسمم منو نفهمید یک قدم از
خواسته اش عقب نرفت.
با لبخندی به تخسیه امیرعلی  سرمو بلند کردم.
اوه خدای من این دکتر شجاعی هست که دارد با چشمهای خونی منو نگاه میکند.
مگر چه شده.شانه ای بالا انداختم
با سرعت  به اتاق کارم برگشتم.و مشغول شستن دستهام شدم.و هم زمان به فکر مردی جوان
به نام امیرعلی شدم.
با ضربه ای به در بفرمایید گفتم.
و از آینه چشمم به دکتر شجاعی خورد.
دکتر شجاعی...با همه همراهان بیمارها اینطور خوش و بش میکنی.
یا شامله همه مذکرها میشه.الا من؟
متوجه حرفش نمی شدم.هیچ نفهمیدم چه می گوید.
آیلین...من نفهمید شما چه گفت.
دکتر...بله باید خودت و به کوچه چپ بزنی.
آیلین...منظور چه بود.کوچه چپ
درست حرف زد.من متوجه نشد.اگر خواست که جواب درست داد به شما.
دکتر شجاعی....ببین آیلین من از تو خوشم میاد.و دوست دارم بهتر همدیگه رو بشناسیم.
تا اینجا که می فهمی چی میگم.
با چشمای گرد شده نگاش میکردم.
چه می گفت.منو دوست داره!
آیلین...چه گفت.منو داشت دوست.
ولی من  نخواست دوست داشت من را.
دکترشجاعی...چرا توهم این و میخوای داری برام ناز میکنی.
خودتو آماده کن.چون تو همین روزا میخوام با خانواده بیام خواستگاری.
آیلین....وات !(چی)
دکترشجاعی .....همین که شنیدی.
راستی مواظبه حرف زدنت با مردای قریبه باش.
آیلین....شما زیاد حرف زد.لطفا رفت بیرون


من خسته هست.
بعداز حرفم از اتاق بیرون رفت.سپهر شجاعی چی گفت،گفت میخواد بیاد خواستگاری!
اونم خواستگاری من.
این مرد  مریض هست.
مگر می شود،بدونه شناخت با مردی ازداوج کرد!
او دیوانه هست باید حتما به تیمارستان برود.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت78، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت82، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت90، جرات ابراز عشق، جرات ابراز عشق، قسمت پایانی، من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت74، پارت اول رمان عاطفه، پارت اول رمان عاطفه، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت اصلی فرزین چت اصصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس، فرزین روم،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
اونروز با حرفهای بی سروته سپهرشجاعی گذشت.
تعجبم از این بود.که یک دکتر چقدر میتواند ،بی منطق باشد.
روز بعدهم بیمارستان دولتی گذشت.
امروز  شپهر دیگه درخواستی مبنی بر  قهوه خوردن یا نهار ازمن
نداشت.
رویه خودش و عوض کرده بود.
وقتی ضربه به اتاق خورد به گمان اینکه بیمار دارم.بفرماییدی گفتم.
که اول سینی کوچکی با دو فمجان قهوه  دیدم و بعد سر سپهر که وارد
اتاق شدم.
سپهر.....سلام بر  دکتر زحمتکش و وظیفه شناسمون.
آیلین...سلام دکتر
بعد با اخم ظریفی به صورتش نگاه کـردم.
سپهر ....خانم دکتر اینجوری نگام نکید.میترسم والا .
فقط دوست داشتم دوتا قهوه  با شیرین زبانی شما بخوریم.
البته اگه اجازه بدین.
آیلین....شما که بدونه اجازه با سینی امد.
سپهر.....من فقط دوست داشتم واسه عـشقم قهوه بیارم.تا خستگی از
تنش بدر بشه.
آیلین.....جدی اونوقت عشقتون شما خواست.البته
ببخشید  که  پرسید.
سپهر...نه ولی میخوام سعی خودم و بکنـم.
حالا خدارو چه دیدی شاید مقبول افتادیم.
آیلین...چی شدین؟
سپهر....اصلا هیچی.بفرمایید قهوه بخوریـن تا سرد نشده.
آیلین...مرسی ،ولی من  قهوه نخواست .
بعداز کار خورد.
سپهر....پس  من این همه سینی رو جلو پرسنل تا اینجا کشوندم
واسه هیچ که نبوده.
حالا بخورین قهوه اش سپهر پزه.
بخورین دیگه.
آیلین...من قهوه خورد.ولی خواهش کرد دیگه  نخواست شما  افتاد زحمت
من خواست خودم به  خانم خادم گفت.
سپهر....باشه.چه کنم فعلا  باید نازکشیدن آیلین خانمو به جون بخرم.
البته اگه من و عشقمو باور کنه.تا آخر عـمرم نازشو  خریدارم.
قهوه رو برداشتم.و کمـی خوردم.بعد خـیلی جدی
گفتم:....دکتر  خواهش کرد.اجازه داد.فقط همکار شد.با هم.فقط همکار.
سپهر.....آیلین من از هـمون روز اول که اومدین  تو تگاه اول عاشقتون شدم.
آیلین...واو مگر شما مـن شناخت!چطور با یک بار دیدن عاشق شد.
این امکان نداشت.
مطمعن بودم.حرف مـفت میزنه.
البته  حسی که روز اول  از سپهر داشـتم.کمی اشتباه بود.اون مردی  مغرور بود.که با هیچ کدام از
پرسنل تیک نمیزد.
چون دیده بودم.که  دکنر خانم بیهوشی و چند پرستار واسه
جلب توجه سپهر  چـطور  به بهانه و بی بهانه میخوان که فقط باهاش حرف بزنند.
سپهر....خانم دکتر عزیز قهوه تونو بخورین سرد شد.
آیلین.....مرسی  دیـگه نتونست خورد.
سپهر....آیلین.
آیلین....آیلین نه .خـانم دایان .
سپهر....آیلین من مرد مغروری هستم.تا حالا به یه خانم اینقدر اصرار نکردم.
راستش اطلا اصرار نکردم.
ولی برای داشتن زنی مثل تو میخوام خودخواهی رو بزارم کنار.
بزار یه مدت همو بشناسیم.لطفا.
آیلین.....من فکر کرد.ولی نخواست شما باید  از من دست کشید.
سپهر...اوکی.ولی اگه دلیل نخواستن  تو  منطقی باشه،من کنار میکشم.
آیلین....شما مردی لجباز هست.گفتم که من فرصت خواست.
دلیل هم نگفت.
حالا هم اگه اجازه داد. وقت استراحت تمام شد.
شما رفت من مریـض دید.
سپهر با لبخند نگام کرد.
و گفت:باشه ولی کی جواب فکرات و بهم میگین؟
یک ماه بعد.
سپهر....اوه چه خبره خانم عزیز.یک ماه که من از عشقتون سر
به بیابون میزارم.
یک هفته.کافیه.اتم که هوا نمیکنی.
آیلین....همینکه گفـت.اگر نه.من کلا  نخواست.بفرمایید .
سپهر .....باشه.ولی اجازه بده بیرون از بیمارستان همو ببینیم.تا شماهم فکر کنید.
بدونه شناخت که نمی تونید بگین آره یا نه
آیلین.....شما بدونه شناخت عاشق شد.پس من هم مثل شما  بدونه شناخت جواب داد..
.من فرصت نداشت. شما  چرا اصرا داشت که رفت بیرون
 شما دیگه نیامد اینجا تا من فکر کرد.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت76، من خانواده داشتم پارت80، من خانواده داشتم پارت88، خداحافظ....فقط همین، قسمت بیستم، پارت سوم رمان عاطفه، 
برچسب ها : ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت، فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین چت چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت ماه بانوچت، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
بعداز  رفتنه سپهر شجاعی و  ویـزیت بیماران کلنیک به بخش رفتم.
تا بیمارانی رو که  بستری کرده بودم.معاینـه کنم.
یک بیمار که صبح عمل کرده بودیم.البته با حضور سپهر.
بقیه هم بیماران  بستری شده از روزهای گذشته بودند.
بیمار آخری وحید موسوی بود.
تازه یاد همراه  بیمار افتادم.
و از اصراه اون روزش لبخند به لـبم اومد.
بعداز دیدنه پرونده به  آقای موسوی گفتم:
پدرجان شما نداشت مشکل.ولـی اگر درد داشت گفت کجا هست.
موسوی تشکر کرد.و گفت:که مشکلی ندارد.
توی همین حین همراهش کهـ پسرش یا همان امیرعلی بود.وارد اتاق شد.
امیرعلی....سلام دکتر دایان .خسته نباشیـد.
آیلین....مرسی آقای موسوی.من خسته نیست.
شما خوب هست.اونروز که  خلیلی ناراحـت بود.
امیرعلی....بله ممنون.
بعد رو کرد به پدرش
امیرعلی......آقاجون ،ایشون همون دکتری هستن که جان شما رو نجات دادن.
 
موسوی پدر....ممنون دخترم زحمت کشیدین.
آیلین....خواهش کرد.من وظیـفه انجام داد.خدا کمک کرد برای بازگشت شما.
موسوی پدر.....اینکه صد البتـه.ولی کمک شما هم بی تاثیر نبوده.که دوباره چشمم
به دنیا باز بشه.
آیلین...خدا شما نگهدار باشـد.
بعد شروع به معاینه کردم.
و داروهای لازم رو نوشتم.وبه موسوی پـسر ،گفتم:این دارو تهیه کرد.و سر ساعت
حتما  باید خورد بیمار.
بعد به بیمار گفتم:شما برای اینکه مطمعـن شد.مشکل نداشت.تا فردا صبح مهمان ما هست
برگه مرخص شما امضا کـرد.
امیرعلی....دکتر،پدرم حالـشون خوبه.دیـگه مشکلی ندارن؟
آیلین.....پدر خوب هست.ولی قول داد کـه حتما دارو ها سر ساعت خورد.
باشه پدر جان.

موسوی پدر .....حتما دکـتر.
آیلین..و شما  نباید عصـبانی یا استرس داشت.هیچ وقت.
امیرعلی.....بفرما آقاجـون ببینید چقدر استرس براتون بده.
دیگه به فکر گذشته نبـاشید.
هرکس هم خواست حرفی یا خبری بهتون بدن .بگین دیگه نمیخواین
چیزی از گذشته بدونیـد.
آیلین....پدرجان پسر شما درست گفت.گذاشت گذشته  همون گذشته ماند.
موسوی پدر.چشم غـره ای به طرف امیرعلی پرت کرد.و فقط سرشو تکون داد.
امیرعلی....دکتر مادرم دیروز اومدن که ازتون تشکر کنند.ولی تشریف نداشتین.
آیلین...بله من یک روز اینجا هست.و روز بعد بیمارستان.... هستم
امیرعلی...پس امروز تا شب اینجا هستین؟
آیلین....تا ساعت  هـفت اینجا هستم.
امیرعلی ...مادر رفـتن برای استراحت .ساعت چهار برمیگردند.
با مادر حتما  خدمـت میرسیم.
آیلین..خدمت برایـ چه.من گفت که وظیفه انجام داد.
نخواست مادر زحـمت افتاد.
امیرعلی....این خـواست مادرمه.من بی تقصیرم.
آیلین...اوکی من وقت ملاقات اتاق کار هست.برای استراحت .مادر اونجا آمد.
امیرعلی....بله حـتما.
آیلین...خب پدرجان مواظب باشید همیشه.
با اجازه.
از اتاق بیمار که بیرون اومدم.پرستار حسینی گفتن:دکتر دایان
فکر کنم.عروسی افتادیم.
آیلین...چرا فکر کرد عروسی هست.این خانواده ترسید
و حتما همسر ایـن بیمار خواست شخصا
تشکر کرد.برای نجات همسرخود.
پرستار حسینی....بله حق باشماست.
من اشتباه فهمیـدم.

اوف.من باید سـعی کنم.که دیگه به همراهان بیمارها در حد توصیه
و سفارش برای بیمار حرف زد.تا حرفی پیش نیاید.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت90، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت91، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت93، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، من خانواده داشتم پارت97، گاهی سکوت لازم است، گاهی سکوت لازم است، گاهی سکوت لازم است، قسمت هفتم، قسمت هفتم، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت89، من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چفرزین چت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت بارباراچت براباراچت بارباراچت بارباراچت چتروم بارباراچتروم فرزین چتروم فرزین، تندیس چت تندیس چت تندیسچت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تنندیس چت تندیس چت تندیس چت تتندیس چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت اصلی فرزین چت اصلی، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین، درجه داران فرزین چت، فرزین بکس،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
وقت ملاقت بیماران.من به اتاقم رفتـم.
تا کمی استراحت کنم.
هنوز چند دقیقه از آمدنم نه گذشتهـ
بود.که صربه ای به در خورد.
آیلین.....بفرمایید.
زنی  زیبا و محجبه با هیکلی نسبتا ظریف
وارد شد.که دسته گلی که همراه داشت.زودتر دیدیم.
زن....سلام دکتر.
آیلین...سلام خانم .
زن....قالبه شمارو نداره دخترم.
آیلین....مادر چرا زحمت افتاد .شرمنده شد من.
زن....من خانم آقای موسوی هستم.
آیلین....بله خیلی خوش آمد خانم موسوی.
بفرمایید نشست خواهش کرد.
خانم موسوی....ممنون دخترم.
اومدم تشکر کنم.بابت کمکی که به همسرم کردین.
واقعا  زحمت کشیدین.
آیلین....مادر من کار خاص نکرد.خدا کمک کرد.
من فقط وظیفه انجام داد.
خانم موسوی.... عزیزم،درست میگین.ولی کار شما هم بی تاثیر
نبوده.
آیلین...مرسی شما لطف داشت به من.
خانم موسوی...من میخواستم ازتون دعوت کنم.برای
آخر هفته دیگه تشریف بیاربن منزل ما.
آیلین....مرسی مادر ولی من نتوانست قبول کرد.
خانم موسوی....چرا نمی تونید.من این دعوت و از طرف خودم و همسرم
از شما میکنم.
حتما تشریف بیارین.
آیلین....ولی  نیست درست که من به شما زحمت داد.
خانم موسوی....چه زحمتی دخترم.این مهمونـی رو میخوام
به مناسبت سلامتی حاج آقا بگیرم.
لطفا شماره تلفن خودتون و بدین.که خانواده رو هم دعوت کنم.

خانواده !ولی من که کسی رو ندارم.تلفن بدم.نمیدونم چرا با حرفش بغض
بدی به گلوم وارد شد.با آب دهنم بغضمو قورت دادم
و گفتم:خانواده من همه فوت کرد.من تنها آمد ایران زندگی کرد.
خانم موسوی...ببخش عزیـزم.قربونت برم که با این حرفم بغض کردی.
خدا همه کسه عندهاشه دخترم.
غصه نخور.اگه قابل میدونی منو مادر خودت بـدون.
پس دیگه تعارف نکن.
شماره خودت و بده.که هم موقع اومدن ماشین بفرستم دنبالت .
آیلین....من شماره داد.ولی آدرس داد ،خودم آمد.
خانم موسوی...نه آدرس رو گم میکنی.
ماشین میفرستم،یاد که گرفتی .برای دفعات دیگه خودت بیای پیشمون.

آیلین...چشم .حالا که اصرار کرد.من امد.خیلی خوشحال شد،که  امد.پیش شما.
خانم موسوی....پس دیگه مزاحمت نمیشم.عزیزم.
واسه شماره هم ممنون.
آیلین خواهش کرد.
بعداز گرفتن شماره خانم موسوی کمی تعارفـات معمول کرد.
چون فهمیدم که ایرانیها خـیلی تعارف کرد.
سرمو رو میز گذاشتم.تا کـمی سر دردم بهتر شود.
که باز صدای در اتاق بلند شد.
آیلین...بفرمایید.
اوف باز سپهر.،چرا این مرد بد پیله میکند.
سپهر....سلام.
آلین...سلام.شما نخواسـت من کمی استراحـت کرد!
سپهر....چرا نخواست.ایـن یعنی مزاحمه اسـتراحتت شدم.
آیلین...دقیقا آقای شچـاعی
سپهر...میشه اینقدر هـی نگی آقای شجاعـی،من اسم دارم.سپهر
آیلین....به چه مناسبت من شما به اسم صـدا کرد.
سپهر به مناسبت اینکه قراره  یه مدت همو بشناسیم.
آلیلین.....ببینید آقای شـجاعی من فقط گفـت ،گذاشت من فکر کرد.که
خواست قبول کرد،که با شما آشنا شد،یا نه.خواهش کرد.هیچ
فکر دیگر نکرد.
سپهر.....باشه منم کهـ قبول کردم.
فقط واسه اینکه از یهـ جایی شروع کنیم،گـفتم اسمو صدا کنید.
آیلین....هر وقت خواست شروع کرد.شما به اسم صدا کرد.
سپهر....خوبه.ولی مـن میخوام از حالا شروع کنم.
آیلین  عزیزم.شام دعوتمو قبول میکنی.
آیلین...نه ...نه...شمـا من داشت خیلی اذیت کرد.
اصلا برای شخصیت شما  بد است.
سپهر....من خودم هم موندم تو کار خودم.که چرا واسه ارتباط
با شما دارم اینقدر رفتارت  بدتونو   تحمل میکنم.
آیلین...من نخواست تحمل کرد.من خواست؟
سپهر...نه دل خودم میخواد.
حالا هم استراحت کن قراره شامو میزاریم واسه یه وقت دیگه.خوبه.
آیلین....شما  یک بار دیگر هم گفت،ولی  باز تکرار کرد.
سپهر.....نه صبر میـکنم.تا فکراتونو بکنید.
فعلا خانم دکتر.رور بخیر.

نذاشت من استراحت کرد.




نوع مطلب : من خانواده داشتم پارت73 | فرزین چت | بارابارچت، من خانواده داشتم پارت74، من خانواده داشتم پارت75، من خانواده داشتم پارت77، من خانواده داشتم پارت81، من خانواده داشتم پارت89، گاهی سکوت لازم است، قسمت بیست و یکم، 
برچسب ها : فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین تفرزیت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت فرزین چت بارباراباربارابارباراباراباراباراباراباربارابارابارباراباراباراابارابارابارابارابارباربارابارباربارباربارباربارارابابارباراچت بارباراچت بارباراچا بارابارچت بارباراچت بارباراچت باربارابچت، فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزینتندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت فرزین تندیس چت، تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت تندیس چت چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس چتروم تندیس، چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین چتروم فرزین، www.farzinchat.com فرزین چت، فرزین، امیرفرزین،
لینک های مرتبط : www.farzinchat.com فرزین چت,فرزین,امیرفرزین,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,فرزین باربارا,بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی باربارا,ادرس بدون فیلترباربارا,بارابارای اصلی,سایت فرهنگی تفریحی باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,ادرس یاب باربارا,باربارافرزین,باربارادرفرزین چت,بارباراروم,فرزین,فرزین فان,فرزین اصلی,فرزین جدید,www.barbarachat.ir,بارباراتندیس,تندیس,تندیس چت,فرزین تندیس,چتروم تندیس,www.farzinchat.com,فرزینی,فرزین گپس,فرزین ومحمدفرزینی,فرزینوحسن فرزین,فرزین فرزین فرزین فرزین فرزین,باربارا,www.barbarachat.com,www.farzinchat.ir,www.farzinchat.in,بارباراتندیس,تندیسباربارا,سون باربارا,دیاناباربارا,باربارانازی چت,سون چت اصلی,سون فان,محبوب چت,انسان چت,قرمزچتباربارا,,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم،


شنبه 23 بهمن 1395 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت