تبلیغات

خرید ساعت مچی

|

صفحات پاپ آپ popup window

فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت - مطالب ابر فرزین چت اصلی
 
درباره وبلاگ


باربارا,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین,رمان,رمان باربارا,فرزین,باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چتروم,باربارا,وبلاگ باربارا,سایت بارباراچت,چت باربارا,ادرس اصلی بارباراچت,بارباراچت دوست همیشگی,فرزین چت دوست همیشگی,چت فرزین,فرزین چت,بارباراچت,فرزین چت اصلی,فرزین تندیس چت,روم فرزین,فرزین,فرزینی,چت باربارا,باربارافرزین،فرزین چت اصلی.ادرس همیشگی فرزین چت.ادرس یاب فرزین چت.فرزین تندیس چت.چت فرزین.چت روم فارسی فرزین چت.فرزین گپ.چت فرزین.فرزین گپ.بارباراچت.ادرس اصلی بارباراچت.ایازچت.تندیس چت.فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فرزین,وبلاگ فرزین,سایت فرهنگی تفریحی فرزین,عسل چت, عسل چت,چت عسل,چت عسل,فرزین چت , فرزین چت,www.chatfarzin.tk , فرزین تندیس چت, چت,فرزین,امیرفرزین,بارباراچت,باربارا,چت باربارا,رمان باربارا,بارباراچت اصلی,باربارافرزین,فرزین باربارا,رمان باربارا,فیلم باربارا,عکس باربارا,بارباراگپ,باربارا,داستان باربارا,وبلاگ شخصی باربارا,سایت باربارا,باربارا,باربارا,ادرس یاب بارباراچت,قوانین بارباراچت,بارباراچت اصلی,فرهنگ بارباراچت,برنامه اندرویدبارباراچت,ادرس یاب بارباراچت,ادرس همیشگی بارباراچت,ادرس جدیدبارباراچت,ادرسبدون فیلتربارباراچت,فرزین وباربارا,بارباراچت وفرزین چت,بارباراتندیس,باربارافرزین,فرزین تندیس باربارا,www.barbarachat.ir,باربارا,www.farzinchat.com,فرزین چت,باربارا,www.barbarachat.com,باربارافرزین,www.farzinchat.ir,فرزین چت اصلی,روم فرزین,www.farzinchat.top,بارباراتندیس,تندیس چت,www.farzin-chat.ir,www.farzinchat1.ir,www.farzinchat.in,بارباراچت,بارباراتهران,باربارافان,سایت سرگرمی تفریحی باربارا,بارابارا,بارباراایران,فان باربارا,داستان های باربارا,عکس زیبای باربارا,چتروم باربارا,بارباراچتروم,باربارابکس,باربارابافرزین,باربارا,باربارا,باربارا,باربارا,درجه داران فرزین چت,فرزین بکس,فرزین روم,چتروم فرزین,فرزین تندیس چت,چت تندیس,فرزین و برادرش,چتروم فارسی فرزین,فرزین ایران,دانلوداهنگ فرزین,ادرس یاب فرزین چت,بهترین و سالم ترین چتروم فرزین,چتروم ایرانی فرزین,سون,مادام چت,پاپلی چت,چت گلشنی,گلشن چت,اینازچت,نازی چت,گویاچت,فرزین,چتروم فرزینی,گلشن,روم گلشن,فرزین تندیس,برنامه موبایل فرزین,لباس فروشی فرزین,تهران پاتوق,فرزین درزالیان,سایت فیلتر ناز چت ,ادس جدید و بدون فیلتر ناز چت,برنامه اندروید و ادرس یاب , باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت باربارا |بارباراچت | چتروم باربارا | بارباراگپ | گپ باربارا | ادرس جدیدبارباراچت | ادرس اصلی بارباراچت | سایت بارباراچت | وبلاگ بارباراچت
ادرس بدون فیلترگلبوچت-گلبو | golbuchat , گلبوچت , چت گلبو , جت گلبو , گلبوجت www.golbu.chat, گلبو , گلبوچت اصلی , روم گلبو , گلبوبلاگ , گلبوروم , وبلاگ شخصی گلبوچت , گلبوگپ , گپ گلبو , ستین درگلبوچت , انلاین های گلبوچت , گلبوچت اصلی , وبلاگ گلبو , عکس های گلبوچت , تصاویرگلبوچت , گلبوبگس , گلبوچت برترین چت , گلبوچت دوست همیشگی , گلبوچت باحال چت , گلبو قدیمی ترین چت روم , www.golbuchat.ir, گلبوچت شلوغ , چت برترگلبو , گلبوچت بدون فیلتر , ادرس همیشگی گلبوگپ , www.golbuchat.com, ادرس یاب گلبوچت , گلبو , golbu , چت , انلاین گلبوچت به 100نفررسیده است , گلبوچت برترین چتروم ایران , چتروم گلبو , گلبوچتروم , گلبو , گلبو چت | golbuchat .
فرزین چت-چتروم فرزین | farzinchat , فرزین چت , فرزین چت اصلی , روم فرزین, www.farzinchat.com , گپ فرزین , چت فرزین , چت شلوغ فرزین چت , فرزین چت اصلی , وبلاگ شخصی فرزین چت , ادرس های فرزین چت , ادرس بدون فیلترفرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت ] ادرس جدیدفرزین چت , چتروم فرزین چتروم , چت , چت فرزین , چت روم فارسی فرزین چت, www.farzinchat.ir , فرزین چت قدیمی , فرزین چت جدید , انلاین های فرزین چت , فرزین چت دوست همیشگی , فرزین چت باحال چت , فرزین چت برترین چت , فرزین گپس , فرزین بکس , فرزین موزیک , سایت اصلی فرزین چت , ورودبه فرزین چت , باکس فرزین چت , چت اصلی فرزین , فرزین رومی , فرزین چت | farzinchat
بارباراچت , چت باربارا , بارباراچت اصلی
, ادرس همیشگی بارباراچت , ادرس بدون فیلتربارباراچت, www.barbarachat.com , باربارا , چت روم باربارا , چت شلوغ بارباراچت , بارباراگپ , وبلاگ شخصی بارباراچت , ادرس جدیدبارباراچت, www.barbarachat.ir , ادرس یاب بارباراچت , بارباراچت برترین چت , بارباراچت دوست همیشگی , چت باحال بارباراچت , barbarachat , ورودبه بارباراچت , باربارابکس , رمان باربارا , بارباراروم , بچه های بارباراچت , ادرس اصلی بارباراچت , چت بزرگ بارباراچت , لیست انلاین بارباراچت

مدیر وبلاگ : فرزین چت
مطالب اخیر
موضوعات فرزین چت-بارباراچت
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرزین چت | بارباراچت | گلبوچت | رمان | چت گلبو |فرزین چت اصلی | باربارا | چتروم فرزین | ادرس همیشگی بارباراچت
باربارا,فرزین روم | farzin | barbara | farzin | barbara | farzin | barbarachat | farzinchat | barbarachat | farzinchat | فرزین چ




قـــسمت صــــدوپنــــجاه ویــــڪم

شهلا، من یه دوقلو دارم دوتا دختردوساله اند ،پروشا و نیوشا

«به امیر محمد با تعجب نگاه کردم با رضایت و لبخند نگاهم کرد ،گیج شده بودم

چرا این حرفوزد؟؟دخترا نزدیک 5 سالشونه نه دوسال!!به جمع نگاه کردم صبا و

 محمد حسن ومحمد جواد نیشاشون تا بنا گوش باز بود ،به شهلا نگاه کردم با

حرص به امیرمحمد نگاه کردو گفت:»پس قصدت دَک کردن من بود؟

«امیرمحمد شونه بالا داد و گفت:»-خلایق هر چی لایق«شهلا با حرص نگاهش کرد

و رو برگردوند و رفت و جمع بلند خندیدند و گنگ گفتم:»-برای چی دروغ گفتی؟

امیرمحمد- دروغ نگفتم!فقط بچه ها رو کم سن وسال تر کردم ،آخه اگر میگفتم

 5/4سال هستند فکر میکرد اون موقعه هم که زنم بود زن دوم بوده

«سه تا برادرا خندیدن و صبا آروم بهم گفت:»-ناراحت نباش امیر محمد میخواست

 بهش بفهمونه که زن برای اون زیاده ،زنی که به پاش بشینه تا درمان بشه ،

حرف بچه رو پیش کشید تا بگه درمان شده و حتی بچه دار هم شده یعنی تا این

 حد درمانش خوب پیش رفته،سن بچه ها رو گفت که شهلا بفهمه جاش خالی

نشده میدونی که وقتی از امیر محمد جدا شد که ماه ها بود که دوست پسر داشت

و باهاش در ارتباط بود-ییه،شوخی نکن!صبا- اگر امیر بهت سخت میگیره چون

 ترسیده،چون این زن خیلی غرورشو زیر پاهاش له کرده واسه همین امیر محمد

نمیخواد تنها جایی بری،بی اجازه اش کاری کنی نه اینکه بهت اعتماد نداره فقط

 ضربه ای که بهش خورده کاریه،اگر اینا رو روز اول نگفتم چون میترسیدم تو بترسی

 ،حالا بعد ماه ها زندگی منطقی به موضوع نگاه میکنی«به صبا نگاه کردمو سرمو

 تکون دادم و محمد حسن گفت:»بریم؟اِ،هیفا!تو که به غذات لب هم نزدی!

«امیرمحمد با کمی حرص گفت اصلا هیفا معلوم نیست با چی زنده است ؟

خودشو بسته به میوه خوردن صبا- ماشاءالله آقا امیر محمد! که دلت انقدر بزرگه ،

خب برادر من یه دکتر ببرش اصلا من از وقتی دیدمش رنگ و روش یه طوری شده

 بود،چشماش یه حالتی شده«امیرمحمد آرنجمو گرفتو منو برگردوند طرف خودشو

تو چشمام نگاه کردو گفت:»-چطوری شده صبا؟!!!«محمد جواد گفت:»

-رژیم میگیری خوش هیکل بشی؟«برگشتمو با خنده محمد جواد و نگاه کردم و

نگاه کردم ومحمد حسن گفت:»-ظرف بگیریم غذاشو بریزه تو ظرف ...

-نه نمی خواد، بریم«همه از جا بلند شدن تا بلند شدم امیرمحمد دستشو انداخت

 دور کمرم با تعجب نگاهش کردم آخه اون جلوی کسی این کار رو نمی کرد چه

برسه توی یه مکان عمومی!!!بهم نگاه کرد و گفت:»-

چرا به همسر سابقم ثابت نمی کنی جاش خالی نیست؟

«تو قرنیه چشمام جستجو گرا نگاه کرد نمی دونم دنبال چی میگشت؟

تایید حرفش یا اینکه من عکس العملی دیگه در قبال کارش انجام بدم؟

آهسته گفتم:»-تو بگو بهم که جاش خالی نیست«بدون اینکه نگاهشو تغییر

 بده +یه مصممی و جدیت چاشنی نگاهش کردوگفت
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : قسمت بیستم، قسمت بیست و یکم، قسمت بیست و یکم، قسمت بیست و یکم، قسمت بیست و یکم، فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت قرمزچت پاپلی چت دیاناچت محبوب چت وایبرچت چت محبوب چت روم فارسی نازی بارباراچت تندیس چت وبلاگ هنری اوازه چت اواره چت عزیزچت دیاناچت وینازچت سانی چت اینازچت گلشن چت مهرچت تالارچت مهسان چت عسل چت نازی چت سانی چت وینازچت دیانا چت محبوب چت بهارچت اینازچت گلشن چت سامیناچت ایرانسل چت فرزین چت تندیس چت ایاز چت بارباراچت ارزو چت سون چت عسل چت مهر چت تالارچت ققنوس چن خاموش چت امیرعلی چت ملوسک چت اهواز چت رامک چت اهوازچت طلایی کلیک چت عزیزچت روم فرزین چت ملت اوازه چت ازیتاچت بهاران چت گلباران چت پاپلی چت کوروش چت گویاچت بابل چت اسلوچت شمال چت نارنج چت احساس چت ارامش چت چت خاموش وینازچت نازی چت اصلی سون سون سون فرزین تندیس چت چت فرزین رمان باربارا فیسبوک چت محبوب چت هستیم چت نازی وینازگپ دیاناچت محبوب فان واو چت چت روم فرزین ساحل چت فلفل چت خاموش چت دیاناچت ارزوچت عسل وبلاگ شخصی فرزین مادچت فردین چت نارنج چت سون چت اصلی چت روم محبوب اسیره چت کافه گپ واوچت نفس چت سانی چت کلیک چت سامیناچت بارباراچت فرزادفرزین فرزین چت اصلی روم ایار فرزین گپ تندیس روم چت مهسان ققنوس چت شماچت چت مهسان، فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت،
لینک های مرتبط : فرزین چت قرمزچت پاپلی چت دیاناچت محبوب چت وایبرچت چت محبوب چت روم فارسی نازی بارباراچت تندیس چت وبلاگ هنری اوازه چت اواره چت عزیزچت دیاناچت وینازچت سانی چت اینازچت گلشن چت مهرچت تالارچت مهسان چت عسل چت نازی چت سانی چت وینازچت دیانا چت محبوب چت بهارچت اینازچت گلشن چت سامیناچت ایرانسل چت فرزین چت تندیس چت ایاز چت بارباراچت ارزو چت سون چت عسل چت مهر چت تالارچت ققنوس چن خاموش چت امیرعلی چت ملوسک چت اهواز چت رامک چت اهوازچت طلایی کلیک چت عزیزچت روم فرزین چت ملت اوازه چت ازیتاچت بهاران چت گلباران چت پاپلی چت کوروش چت گویاچت بابل چت اسلوچت شمال چت نارنج چت احساس چت ارامش چت چت خاموش وینازچت نازی چت اصلی سون سون سون فرزین تندیس چت چت فرزین رمان باربارا فیسبوک چت محبوب چت هستیم چت نازی وینازگپ دیاناچت محبوب فان واو چت چت روم فرزین ساحل چت فلفل چت خاموش چت دیاناچت ارزوچت عسل وبلاگ شخصی فرزین مادچت فردین چت نارنج چت سون چت اصلی چت روم محبوب اسیره چت کافه گپ واوچت نفس چت سانی چت کلیک چت سامیناچت بارباراچت فرزادفرزین فرزین چت اصلی روم ایار فرزین گپ تندیس روم چت مهسان ققنوس چت شماچت چت مهسان،


سه شنبه 9 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه ودوم

-تو چی فکر میکنی؟

« به طرف میز شهلا نگاه کردم نگاهشو دیدم که چقدر کینه توزانه و کدر بهم دوخته

 شده بود ،ولی من حس رضایت تو قلبم داشتم امیر سر انگشتاشو بیشتر به پهلوم

فشار داد و گفت:»-من تو زندگیم جایی برای یه خائن ندارم

«بهش نگاه کردم ثبات حرفشو با نگاهش در چشمام ریخت و در رستوران باز شد

و هر دو بیرون رفتیم و ...

مردا جلو افتاده بودن و منو صبا عقب تر راه میرفتیم که صبا گفت:»

-یه چیز بپرسم «ادامو در آورد و گفت:»

نمیگی:یییه...کی ؟من؟...پناه بر خدا....اییییه.

.خنده ام گرفت از اینکه ادای منو در میاوردو گفتم:»

-نه ،مگه میخوای چی بگی؟!

«صبا آرنجمو گرفت و منو نگه داشتو تو چشمام نگاه کردو گفت:»

-حامله ای؟«دقیقا عین همون ادا با یه تن صدای بلند تر گفتم:»

-ییییییه چی؟!!!امیرمحمد-چیشد؟!!

«برگشتم به امیر محمد نگاه کردم ،نگاهمو که دید یکه خوردست عزم کرد که بیاد

 به طرفمو ،،صبا زیر لب با حرص گفت:»-خاک بر سرت خوبه گفتم

«:آروم»«صبا به طرف محمد حسن که کنار محمد جواد ایستاده بود با تعجب ما

رو نگاه میکرد رفت و امیر محمد به طرف من اومد و گفت:»-چی شد؟

چرا رنگت بدتر پرید؟«خاک خاک خاک بر سرت هیفا مگه تو زن نیستی ؟

چطور نفهمیدی؟آخه من که عقب ننداختم!!!نه پس نیستم،نه بابا قلبم ایستاد

،پس این حال تهوع و ه*و*س های گاه بی گاه چیه؟!!نمیدونم !!!خب من سر

 پروشا و نیوشا اولین نشونه ام همین بود که یه هفته عقب انداخته بودم پس

 حامله نیستم،امیرمحمد:»-چرا جواب نمیدی؟-چی؟!-میگم چی شد؟

-هیچی امیرمحمد- پس چرا رنگت یهو عین گچ سفید شد؟...

الان میریم دنبال پروشا جفتتونو می برم دکتر،تو با این حال و رنگ و قیافه ات

 جداً منو نگران کردی«سری تکون دادم و به بقیه رسیدیمو صبا گفت:»

-ای بابا ،حرفای زنونه بودمحمد جواد- آخ جون من می میرم برای حرفای زنونه

 خب چی بود؟ بگو دیگه «منو محمد حسن خندیدیمو امیرمحمد گفت:»

محمدجواد!صبا- ایشالله زن میگیری زنت بهت میگه چه حرفایی

«محمد جواد با لحن با مزه ای گفت:»-پس کی خواهر من ؟پس کی؟

 تا کی وعده وعید؟فقط امیر محمد برادر شوهرت بود؟

«محمد حسن دستشو انداخت دور گردن محمد جوادو گفت:»

-خودم برات زن می ستونم«رسیدیم به پارکینگ استودیو امیرمحمد گفت:»

-من پروشا و هیفا رو میخوام ببرم دکتر شما میرید بالا؟

محمد جواد-من می مونم تا کارای تنظیمو انجام بدم

«امیر محمد با محمد حسن رفت تو پارکینگ و محمد جواد گفت:»

-هیفا خانم ،این امیرمحمد عنقه آدم نمی تونه باهاش حرف بزنه ،از دکتر اومدید

 بیایید خونه ما لبخندی زدمو صبا با خنده و اخم گفت:»

-حالا دیگه فقط هیفا خانم بیاد دیگه؟«محمد جواد لبشو گزید و گفت:»

-تو -ای بابا ،حرفای زنونه بودمحمد جواد- آخ جون من می میرم برای حرفای

زنونه خب چی بود؟ بگو دیگه «منو محمد حسن خندیدیموامیرمحمدگفت:»

محمدجواد!صبا- ایشالله زن میگیری زنت بهت میگه چه حرفایی

«محمد جواد با لحن با مزه ای گفت:»-پس کی خواهر من ؟پس کی؟

 تا کی وعده وعید؟فقط امیر محمد برادر شوهرت بود؟

«محمد حسن دستشو انداخت دور گردن محمد جوادو گفت:»

-خودم برات زن می ستونم«رسیدیم به پارکینگ استودیو امیرمحمد گفت:»

-من پروشا و هیفا رو میخوام ببرم دکتر شما میرید بالا؟

محمد جواد-من می مونم تا کارای تنظیمو انجام بدم

«امیر محمد با محمد حسن رفت تو پارکینگ و محمد جواد گفت:»

-هیفا خانم ،این امیرمحمد عنقه آدم نمی تونه باهاش حرف بزنه ،از دکتر اومدید

بیایید خونه ما «لبخندی زدمو صبا با خنده و اخم گفت:»-
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


سه شنبه 9 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه وســــوم

حالادیگه فقط هیفاخانوم بیاددیگه محمد جواد لبشو گزید و گفت:»

-تو که رو سر ما جا داری صبا جان«امیر محمد ماشینو آورد بیرونو سوار شدم

 و صبا سرشو آورد نزدیک پنجره و آهسته اشاره کرد که زنگ بزنم،با سر اشاره

 کردم باشه و همه خدا حافظی کردن و راه افتادیم تو راه به امیر محمد نگاه

 کردمو گفتم:»-یه چیزی بپرسم؟-هوووم؟-تو تقاضای طلاق دادی یا شهلا؟

«امیرمحمد نگاهم کردو اخماشو تو هم کرده بود و گفت:»-چی میخوای بدونی؟

اونو بپرس-همینو-مهمه؟«با تحکم گفتم:»-نمیخوای جواب بدی.«رومو برگردوندم

یه کلام بگو جواب نمیدم منو خلاص کن دیگه مهمه ؟چیه؟...سوالو می پیچونه

،نزدیک چند دقیقه گذشت تا با یه لحنی که رگها ی عصبانیت و تعصب در اون

 مشخص بود گفت:»-اون تقاضا داد«بهش نگاه کردم داشتم از تعجب شاخ در

 میاوردم تو جام جا به جایی شدمو گفتم:»-انقدر دوسش داشتی که با خیانتش ...

«عصبی ولی با تن صدای آرومی که به زور هم کنترلش میکرد گفت:»

-موضوع دوست داشتن نبود نمی تونستم طلاقش بدم-چرا؟

پس موضوع جز علاقه تو چی میتونه باشه ،باورم نمی شه آدمی به با تعصبی

 تو تونسته باشه...«عصبی تر این بار با تن صدای بلند گفت:»-منه لعنتی

 مشکل داشتم نمی تونستم آتو بدم دستش«یکه خورده گفتم:خیانتو به

مشکلت ترجیح دادی؟!!!»«باحرص نگاهم کردو دنده رو عوض کردو سرعتو

 افزایش دادو گفتم:»-امیرمحمد!چیکار میکنی ؟سرعتتو بیار پایین!

«بدون توجه به من به کارش ادامه داد منم حرصم گرفت که بهم توجه نکرد

و سرعتش همچنان بالا بود گفتم:»-بعد، عوارض خیانت زن اولو من باید بکشم؟

«با خشم نگاهم کردو با حرص گفت:»-آره تو باید بکشی چون من دیگه اون

امیر محمدی نیستم که به خاطر ضعفم سکوت کنم«همینطور وارفته نگاهش

کردم!چقدرمیتونست احمق باشه این مرد،جای درمانش ،سکوت کرد و حاضر

 شده بهش خیانت بشه؟!!!سرمو تکون دادمو گفتم:»اصلانمیشناسمت ،الان

،الان اجازه ندارم بدون تو تا خونه ی مادرم برم،یه تار موم بیرون باشه که تو از

 کوره در میری بعد تو انقدر بی تفاوت با زن سابقت رفتار می کردی که

میدونستی کسی تو زندگیته و دم نمی زدی؟دیوونه ای حتما!«یه گوشه

 نگه داشت و تو جاش جا به جا شد و با تعصب و خشم خاصی گفت:»

-تو هیچی از منو احساسم نمیدونی ،پس در موردم قضاوت نکن واسم خیلی

 سنگین بود که این ضعفو داشتم ،سنگین تر بود که شهلا به کسی بگه که

 من مشکل دارم باید بهش باج میدم تا سکوت کنه پس آزادی ای دادم که خودم

ویرون بشم خودم داغون تر بشم می فهمی چقدر برام سخت بود ولی چون

دوستش نداشتم میتونستم درد سهمگینشو با خرد شدن غیرتم تحمل کنم

همه ی اینا تا زمانی بود که نمی دونستم گشت و گذار ها مهمونی رفتنا

مسافرت ها همه با یه عوضی مثل خودش همراهه چرا خبر نداشتم چون

 تو کار خودمو غرق کرده بودم تا خودمو پیدا نکنم ،تا زندگیمو بدون تحقیر های

 شریک زندگیم بگذرونم ،تا پیشم بود عذابم میداد ترجیح میدادم نباشه،نباشه

 که تحقیر بشم ،سرزنش بشم ،من،منه مغرور غرورم له بشه ،نمیخواستم

 مشکلمو قبول کنم برام غیر قابل قبول بود،نمی خواستم میدونستم ضعفم

 چیه ولی مشکل من قبول نکردن این ضعف بود ،برای اینکه کسی هم بهم

 گوشزد نکنه از خودم دورش کردم،انقدر که زندگیمون رسما از هم جدا شد و

فقط اسم همو یدک می کشیدیم با این وجود حق نداشت به من خیانت کنه

«زد رو فرمونو داد زد»: حق نداشت،شونه هام از فریاد و ضربه پریدو گفت:»
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، شکرگذارخداباشیم-بارباراچت، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و پنجم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، بیتاچت | چتروم بیتا-bitachat، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، گویاچت | goyachat-گویا، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و نه-فرزین چن-بارباراچت-تندیس چت، سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | swvenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat، چت، بارباراچت|باراباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت، گلشن چت-گلشن دوست همیشگی، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و هشت-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


دوشنبه 8 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه وچــــهارم

یارو رو پیدا کردم ،زدو خوردمون که بالا گرفت و کار به کلانتری و دادگاه رسید همه اونچه که نباید

 می فهمیدنو فهمیدن...«سرشوتکون داد و گفت:»-اون زن، رسما منو غرورمو له کرد ،محمد حسن

 راضیم کرد که همه چیزو تموم کنم و با تقاضای طلاق موافقت کنم چون به هرحال مشکل من باعث

 میشد دادگاه حقو به اون بده و بتونه طلاق بگیره-یعنی بازم نمی خواستی طلاقش بدی؟

«دادزد:»هیفا من به خاطر احساس بینمون نمی خواستمش چرا انقدر برات مهمه؟

 اون منو تحقیر کرده بود باید یه روزی تقاص تحقیرشو پس میداد-دوست پسره چی شد؟

-زدن زیرش مدرک نداشتم ثابت کنم،یه دیه ای هم بابت شکستن دماغشم ازم گرفت تا رضایت

 داد تا ماجرا فیسله پیدا کرد«بهش نگاه کردمو تو چشمام نگاه کرد ،آروم تر شد و گفت:»

-انقدر دندون رو جگرم گذاشتم که طاقت خطای تو رو ندارم «رومو ازش برگردوندم یاد خط و

 نشونای روز اولش که خونه ی صبا می کشید افتادم ،بگو پس من یه کف ترازوشم ،شهلا

یه طرف ،یاد تموم جر و بحثایی که باهم داشتیم افتادم ...سری تکون دادم وگفت:»

میدونم سخت میگیرم ولی هیفا من اینطوری آرومم«بهش نگاه کردم و گفتم:»

-پس من چی؟«مغرورانه گفت:»تو با من آروم باش-تو منو شهلای اصلاح شده می بینی

-اینطور نیست-تموم دعوا هامون به خاطر ذهنیت تو از شهلا بود«توی چشمام باز اون طوری

که انگار نگاهش تموم نگاهمو به سلطه خودش در میاره نگاه کرد،از زیر جواب دادن در میرفت

 با نگاهش میخواست قانعم کنه رومو ازش برگردوندمو گفت:»-تمومش کن،من تو زندگیم آرومم

،خواهش میکنم زیر لب گفتم:خودخواه«ماشینو روشن کرد ،قیافه شهلا از جلوی چشمم دور

 نمی شد ،هیفا اون خیانتو به مشکلش ترجیح نداده واسه شهلا هم اینطوری بوده شنیدی که گفت

 «تا فهمیده رفته یارو رو پیدا کرده ناکارش کرده»دلم نمیخواد سر کسی جز من غیرتی بشه اون

 زن چه اهمیتی داشت ؟تو هم آی آی میگی هم وای وای؟خب معلومه که باید عکس العمل نشون

 میداده آبروش بوده...تا خونه ی باباجون با خودم کلنجار رفتم خدا میدونه اون پروشای سرتقو

امیر محمد چطوری آوردش؟صدای جیغ پروشا و داد امیر محمد از تو حیاط تا تو ماشین که من

نشسته بودم میومد ،زیر جفت بغلاشو گرفته بود و رو هوا بلندش کرده بود اونم دست و پا میزد،

 کفشای پروشا هم تو دستش بود، پروشا هم عین ابر بهار گریه میکردو جیغ میزد :

«منو نبرید دکتر من سرما نخوردم »امیرمحمد در ماشینو باز کرد و پروشا رو سوار کردو و

 برگشتم با اخم نگاهش کردمو گفتم:»بسه ،بسه صدات از تو خونه مادرجون تا بیرون میومد

«امیرمحمد سوار شد و گفت:»-اون یکی از ترسش رفته بود غایم شده بود«به پروشا نگاه کردم

 اومد طرفمو گفتم:»-نیا پایین کفش پات نیست امیرمحمد- بشین خطر ناکه ترمز میکنم پرت میشی

جلوپروشا- بابا من حالم خوبه-جلوی لباست باز که خیسه!امیرمحمد- از کنار حوض گرفتمش بگو

چه حرکتی زده بودی ،تا شونه دستش تو آب بودپروشا- داشتم به ماه های باباجون غذا میدادم

، دستمو تو آب کردم،بیان دستمو بوس بکنن بهشون غذا میدم-برو بشین رو صندلی ،نقم نزن حوصله

 ندارماپروشا – من فقط آمپول بخورم؟نیوشا چی؟-اون که آب بازی نمیکنه سرما بخوره

«آسین امیر محمد و گرفتو گفت:»-عموی خوشگلم«امیرمحمد خندیدو گفت:»

خب امروز لفظ جدید یاد گرفتی
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، من خانواده داشتم پارت28 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، من خانواده داشتم پارت8 | فرزین چت | بارباراچت | تندیس چت، www.farzinchat.com-فرزین چت، فرزین چت|بارباراچت-فرزین چت، گناهکارپارت1قسمت اول، گویاچت | goyachat-گویا، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و نه-فرزین چن-بارباراچت-تندیس چت، سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | swvenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat، بارباراچت|باراباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت|بارباراچت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


دوشنبه 8 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه وپـــنجم

پروشا- جون مامان هیفا منو دکتر نبریدامیرمحمد- اِ!نمی گیم صد بار قسم نخور؟

-پروشا،سمج نشو برو بشین، دارم عصبانی میشما«رسیدیم به مطب دکتر،در عقبو باز کردو بودمو خم

شده بودمو کفش پروشا تو دستم بود و میخواستم پاش کنم ، خودشم پاش نمی کرد، باز حال تهوع اومده

 بود سراغم نمی تونستم بیشتر خم بمونم ،جیغ زدم:»-پروشا حالم خوب نیست اذیت نکن بیا بپوش دارم

 بالا میارم ،دوساعت خم موندم کفشتو بپوشی«پروشا که یه گوشه خودشو جمع کرده بود با گریه

 منو نگاه کردو گفت:»-من نمی یام«امیرمحمد دست رو شونه ام گذاشت و گفت:»-تو بلند شو من پاش

 میکنم پروشا- نه توهم نیا پام نمی کنم«بلند شدم سرم گیج میرفت لعنتی این چیه؟اگر حامله باشم چی؟

نیستم مگه نباید عقب بندازم؟پس چرا حالم شبیه زنای بار داره سر دوقلوها اینطوری بودم اگر حامله باشم

 عکس العمل محمد چیه؟نه نه نیستم ،امیرمحمد گفته بود خودم مراقبم،باشم چی اینو بگو،واییی نمی دونم

،خدایا چقدر حالم بده...رو پله نشستم و امیرمحمد داشت هنوز با پروشا چونه میزد چه حوصله ای داره !

ترو خدا ببین من به کجا رسیدم به امیرمحمد که اصلا تحمل بچه نداشت میگم چه حوصله ای داره ،امیرمحمد:»

-نمیخواد کفش بپوشی بیا بغلم،به دکتره میگم آمپول نده«پروشا با هق هق گفت:»

-قول میدی؟

امیرمحمد –آره پروشا- بگو به جون هیفا«امیرمحمد خندیدو گفت:»

-چرا جون هیفا،جون پروشا«پروشا با همون هق هق گفت:»

-نه پس دروغ ...میگی...شما منو ...دوست ندارید...همش دعوام می...کنید ...بگی جون ...هیفا راست میگی

 امیرمحمد- لا اله الا الله ،بیا بچه کاسه صبرم داره سر ریز می شه ها بیا ما تو رو دوست داریم

«بلند شدمو گفتم:»-واییی!امیر ولش کن بیا بریم من حالم بده ،اَه پروشا- دیدی؟

دیدی؟منو دوست نداره،من باید بمیرم«اصلا حوصله ی پروشا رو نداشتم وارد راه پله ها شدم و پله ها رو

بالا رفتم ،چند تا پله نیومد به نفس نفس افتادم ،امیر محمد در حالی که پروشا بغلش بود و سرشو رو شونه

 ی امیر محمد گذاشته بود و گردنشو محکم گرفته بود ،بهم رسیدگفت:»خوبی؟

آسانسور...نداره؟امیرمحمد- مطب طبقه ی اوله!چهارتا پله رو اومدی به نفس نفس افتادی؟!!

«بازوشو گرفتم و گفتم:»نمیدوم چم شده !«وارد مطب شدیم اووووه ،انگار دکتر تو تهران همین یکدونه است

 رج به رج ،سیبیل به سیبیل آدم نشسته امیرمحمد به یه صندلی اشاره کردو گفت:»

-اون خالیه بشین تا من ویزیتو حساب کنم«رفتم نشستم سر بلند کردم دیدم نگاه مردم حاضر تو سالن

مطب بین منو امیر محمد در حال رفت و آمد به چی نگاه میکنن؟!!چی متعجبشون کرده؟!!

امیر برگشت طرف منو پروشا یقه ی اون بلوز سرمه ای با چهار خونه های قرمز ِ جذب امیر محمد که فیت

 تنش بود و قامتشو به رخ می کشید،گرفتو گفت:»ببین ،من خوبم ،نگاه بکن مامانو اون حالش بده امیرمحمد

- یقه امو ول کن گفتم نمی ذارم آمپول بده دیگه«موهای پروشا رو عقب زدو گفتم:»-بده به من پروشا رو

 سنگینه«پروشا امیرمحمدو بغل کردو گفت:»-به مامان هیفا بگو تو که پروشا رو دوست نداری برای چی بیاد

 رو پای تو بشینه تو بغل من جاش خوبه«امیر محمد خندیدو منو نگاه کرد و سری تکون داد و خانمی که کنارم

نشسته بود گفت:»نگاه این بچه های این دوره زمونه چه زبونی دارن «خلاصه وارد اتاق شدیمو
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت شصت-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه و هشت-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت پنجاه-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، امن ترین اغوش دنیاقسمت چهل و یکم-فرزین چت-بارباراچت-تندیس چت، بیتاچت | چتروم بیتا-bitachat، گویاچت | goyachat-گویا، امن ترین اغوش دنیاقسمت سی و نه-فرزین چن-بارباراچت-تندیس چت، سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | swvenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat | سون چت | sevenchat، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


جمعه 5 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه وشـــشم

پروشا از بغل امیرمحمد پایین نیومد که نیومد ،دکتر هم تو همون بغل امیر محمد پروشا رو معاینه میکردو گفت:»

-دختر خوشگل من چی شده؟پروشا- مامانم منو دوست نداره دکتر-واسه همین مریض شدی و از بغل بابا

 پایین نمیای؟«به امیر نگاه کردم ،اونم به من نگاه کرد ،خیلی عادی ولی من مضطرب نمیدونم چرا مضطرب

شدم؟ترسیدم شاید از اینکه خوشش نیاد اونو بابای پروشا خوندن ،شاید از وضعیتم ترسیدم که اگر حامله

باشم و عکس العمل امیر بد باشه چی؟در قبال اینکه اونو بابای پروشا صدا زدن عکس العملی نشون نداد

پس اگر باشم بدش نمیاد ،اولین روز تاکید کرد که بچه ای نباشه...سرمو به زیر انداختم و پروشا گفت:»

-قلبم درد میکنه«با وحشت سر بلند کردمو رفتم طرفشو گفتم:»-قلبت؟«امیرمحمد پروشا رو نگاه کردو گفت:»

-قلبت درد میکنه؟دکتر خونسرد گفت: صبر کنید ،عمو جان اینجات درد میکنه؟(اشاره به قلب پروشا )

پروشا- آره مامانم قلب منو شکونده-پروشا!ای خدااا از دست تو«دکتر و امیر محمد خندیدن و دکتر گفت:»

-یه سرماخوردگی جزیی ِامیرمحمد- آقای دکتر اگر می شه به پروشا آمپول ندید چون من قول دادم آمپول

 نزنه دکتر- چشم چشم ،خب خانم چه مشکلی دارن؟«امیرمحمد احوالمو توضیح دادو دکتر گفت:»

-خیله خب،چند روز عقب انداختید؟«به امیر نگاه کردم دقیق به دهنم نگاه کرد ،صورتش جدی شده بود

،یا علی ،یاعلی...به دکتر نگاه کردمو لبمو با زبونم تر کردمو چادرمو تو مشتم جمع کردمو گفتم»:

-اصلا عقب ننداختم«دکتر سری تکون داد و گفت:»-باشه من یه آزمایش می نویسم چون نمی تونم همین

 طوری بدون آزمایش دارو بدم،فردا اول وقت جوابشو برام بیار،آزمایشگاه هم همین بالاست امیرمحمد

- ممکن مسمومیت باشه؟«دکتر گوشه های لبشو پایین داد و گفت:»-حالا آزمایش بده

«امیر با چهره ای متفکر منو نگاه کردو نسخه رو از دکتر گرفت و رفتیم بیرونو بدون حرف رفتیم آزمایشگاه

 تا خون دادم اومد بیرون حالم دوباره زیر و رو شد ،انقدر حالم بد شد که امیرمحمد پروشا رو خونه ی

باباجون گذاشت و منو برد خونه ی خودمون،استرس جواب آزمایش منو زیر و رو کرده بود امیرمحمد هم

یه کلمه حرف نمی زد فقط نگاهم میکرد و هر وقت حالم بد میشد طبق معمول هول میشد ،تا صبح

چشم رو هم نذاشتم همش میگفتم:«نه امکان نداره امیر مطمئنه که حرف نمی زنه ،هیچی نیست

 مسموم شدم،از اعصابه،معده ام میکروبی شده...هزار تا درد به خودم دادم تا حامله نباشم،از وقتی

 از مطب اومدیم تا فردا که بریم جواب آزمایشو بگیریم من یه قطره آب از گلوم پایین نرفت که پشتش بالا

 نیارم ؛اون روز پنج شنبه بود و امیرمحمد هم که بازار نمی رفت ،صبح ساعت نه گفت:»-حاضر شو

 بریم جوابو بگیریم«آخه اونم انگار حالش عین من بود از وقتی اومده بودیم یه لقمه غذا نخورده بود

 رنگشم عین زردچوبه زرد شده بود،نگرانش بودم ولی جرئت حرف زدن هم نداشتم ،خودش زودتر

 لباس پوشید و رفت تو حیاط ،سرم به شدت گیج میرفت دهنم تلخ زهرمار بود ،یه شلوار جین سرمه ای

 پوشیدم با یه یه مانتوی کوتاه خردلی و شال سرمه ای ،رنگ و روم عین میت بود به ویژه که رنگ لباسم

اینو تشدید میکرد، چادرمو برداشتمو رفتم پایین دیدم امیر محمد یه دستشو به دستگیره ی در ماشین

گرفته و انگار خشک شده ایستاده داره حرکتی هم نمی کنه زل زده به شیشه ی مقابلش ،ترسیدم

 صداش زدم انقدر تو فکر بود که متوجه من نشد و با صدام شونه اش پرید منو نگاه کردو گفت:»-اومدی؟

بشین ،چادرت چرا دستته سرت کن،نه نمیخواد پیاده شدیم سرت کن ،حالت خوب نیست کلافه ات میکنه

«ترو خدا ببین تکلیفش با خودش روشن نیست» -ترسیدم چرا همینطوری خشکت زد
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت،


جمعه 5 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه وهـــفتم

بود به ماشین نگاه میکردی؟«باجدیت محض نگاه کردو گفت:»

بشین«یاعلی ،خدایا ...دلم به شور افتاد ...تا برسیم به آزمایشگاه امیرمحمد یه کلمه یه حروف از دهنش در

نیومد ،فقط با اون اخمای در هم کشیده زل زده بود به خیابون، جوابوگرفتیمو بردیم برای دکترتا اینجا برسیم

 حس کردم 20 سال عمرم از جوش و خروش قلبم و استرسم کم شده ،تموم تنم یخ کرده بود و لرزه خفیف

 دستامو خودم می دیدم،دکتر آزمایشو دیدو سر بلند کردو گفت:»...دکتر_یه دختر داشتید درسته؟

-دوتا، دوقلو أنددکت-ماشاءالله بهتون نمی خوره«امیرمحمد کمی نگران و عصبی و لحن متجدّی گفت:»

-می شه جواب آزمایشو بگید؟دکتر-مگه تو آزمایشگاه بهتون نگفتن؟!!!

-نه ما برگه آزمایشو گرفتیمو اومدیم پایین،مطب شما«دکتربه صندلیش تکیه داد و با رضایت به منو امیرمحمد

که کنار هم نشسته بودیمو چشم به دهن دکتر دوخته بودیم نگاه کردو گفت:»

-خب خونواده اتون پر جمعیت تر میشه«به امیرمحمد نگاه کردو گفت:»سه مرتبه پدر میشی

«حس کردم تو گوشم مواد مذاب ریختن،این به جهنم قلبم ایستاده بود ،پشتم عرق سرد کرده بود تموم

 احساسات درونم یه کلمه رو هجه میکردن:(امیرمحمد چیکار میکنه؟)

توی اون لحظه خودمو ،بچه درونم مهم نبودن فقط عکس العمل امیر محمد مهم بود از جا بلند شد،سرمو

 گردوندم به طرفش تموم جونم شده بود چشم تا فقط صورتشو ببینم ،اومد مقابلم ایستاد...

هرگز ،هرگز چهره اشو فراموش نمی کنم هرگز؛ابروهای پهن و هشتشو چنان در هم کشیده بود که

 فاصله ابروهاش از هم دیگه مشخص نبود،از اون چشمای عسلیش درست عین دهن اژدها آتیش می بارید

 و قلب منو می سوزوند ،مورگ های خونی و سرخ تو سفیدی چشماش مثل شعله های آتیش بود،نگاهش

 داشت منو تو حرارت خودش جزغاله میکرد ،سینه ام میسوخت قلبم با منت می کوبید ولی بلند انقدر بلند

که گوشم از ضربان قلبم داشت کر میشد،انگار تو سرم پر خون بود و هر آن امکان داره سرم منفجر بشه ،

خوف عین یه ویروس تو وجودم شاخه می دوئوند ،چهره اش از خشم کبود شده بود و این منو مستاصل تر

 میکرد،چنان بلند و خشم آلود نفس میکشیدکه پره های بینیش از شدت برون داد نفسش می لرزیدن ،دندوناشو

رو هم گذاشت و استخون فکش از زیر پوست گونه اش حرکت کرد،با همون دندونای روهم گذاشته با صدایی

که از ته گلوش در میومد وگرفته وخش دار و دو رگه بود،انگشت اتهامشو مقابلم گرفتو گفت:»

-تو،تو حامله شدی«انگار آب یخ رو سرم ریختن »تو به چه حقی حامله شدی؟من به تو گفته بودم نباید

 دست از پا خطا کنی«سرانگشتای دستم از سرما گز گز میکردو قلبم انگار خواب رفته بود چون اونم گز گز

میکرد»بعد تو حامله می شی؟من تو ام خانم چرا لال مونی گرفتی؟

«مگه میشه از شوک حرکت تو من خشکم نزنه؟؟؟»«دکتر بلند شدو گفت:»

-آقا ...آقایمحترم چه خبرته؟اینجا مطب،مراعات کن خواهشا«امیرمحمد اصلا صدای دکتر رو نمی شنید و فقط

 منو با اون نگاه مزدورش نگاه میکردو
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، فرزین گپ، چت فرزین، فرزین چت تندیس چت، فرزین چت اصلی، ادرس بدون فیلترفرزین چت، بارباراچت،
لینک های مرتبط : فرزین چت , فرزین گپ , چت فرزین , فرزین چت تندیس چت , فرزین چت اصلی , ادرس بدون فیلترفرزین چت , بارباراچت , تندیس چت , ایازچت , چت روم فرزین , چت فرزین , فرزین چتی , ادرس یاب فرزین چت , ادرس همیشگی فرزین چت , روم باربارا , فرزادفرزین , فرزین , فرزین , چت روم فارسی فرزین , چت شلوغ فرزین چت , باربارا , وبلاگ شخصی فرزین , فرزین چت , فرزینچت , فرزین چتی , فرزین بکس , فرزین چتروم , ورودبه فرزین چت , وبلاگ فرزین چت , سایت فرزین , اهنگ جدیدفرزین , باربارا , فرزین , رمان باربارا , farzinchat , فرزین چت , barbarachat , باربارا , ادرس اصلی بارباراچت، فرزین چت , بارباراچت , باربارا چت اصلی , ادرس بدون فیلتربارباراچت , باربارا , روم باربارا , وبلاگ شخصی باربارا , فرزین چت , تندیس چت , ادرس یاب بارباراچت , چت روم باربارا , ادرس همیشگی باربارا , سایت باربارا , رمان باربارا , چتروم باربارا , گپ باربارا , باربارابکس , وبلاگ هنری باربارا , باربارایی ] بارباراچتی , چت روم فارسی بارباراچت | چت شلوغ بارباراچت , barbarachar , فرزین چت , بارباراچت , farzinchat , باربارا،


جمعه 5 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوپنــــجاه ونـــهم

از اتاق رفتم بیرون مردم حاضر در سالن مطب منو کنجکاو نگاه میکردن مگه میشه مکالمه ی فریاد زنون امیر

 محمدو نشنیده باشن؟ حد فاصل سالن تا اتاق یه دیوار با قطر چند سانتی متره، بیرون تو خیابونم رفتم،

داشت داد و بیداد میکرد عقده هاشو سر راننده ی متخلف خالی میکرد،مردم جداشون کرده بودن ،سرم

 به شدت گیج میرفت ،نمی تونستم جلوی راهمو ببینم ،همون جا پشت ماشین های پارک شده جلوی

 شمشاد های پیاده رو ،روی پله بانک نشستم ،تموم تصویر جلوی چشمم سیاه شده بود،انگار سوار

قایق بودم و درست وسط دریای پر عمق و مواج و هر آن ممکن با یه تکون محکم موج وسط دریا بیفتم

 تو آب و غرق بشم ،دستمو محکم به لبه ی پله گرفتم ،صدای دادش تو گوشم می پیچید و دردمو ملتهب

 تر میکرد و بیتاب تر می شدم ،صورتم از اشک خیس بود ،خدایا چرا من رنگ روزگار رو نمی بینم؟

قیافه ابتاه اومد جلوی چشمم و های های به گریه افتادم ...نفهمیدم چقدر گذشت که پلیس اومد ،کروکی

 کشید،مردم و پلیس امیرمحمد و از راننده جدا کردن ،خیابون آرامشو بدست آورد که دیدم امیر محمد

 هراسون به اطراف نگاه کرد ،دو سه قدم از ماشین فاصله گرفت و با وحشتی محسوسانه صدام زد:

هیفا...هیفا...تو هیفا میشناسی ظالم؟بد طینت ،هیفا چه نقشی برای تو داره؟دویید داخل مطب هر کی

 ندونه میگه جونش به من وصله،صدای فریادایی که تو مطب زده بود تو سرم پیچید ،خواستم بلند بشم

 تا بلند شدم از سرگیجه دوباره نشستم ،سرم به شدت دوران میرفت و حال تهوعمو شدیدتر میکرد

،دوباره صداش اومد انقدر هول بود ،نمی اومد پشت ماشینا تو پیاده رو رو نگاه کنه که منو پیدا کنه،فقط تو

 خیابون سر در گم دنبالم میگشت ،انقدر بگرد تا سمت گرد بشه ،حالم بهم خورد،به زور خودمو به شمشادا

 رسوندم ،دستش دور کمرم قلاب شد ،عق میزدم ،اشکمم مثل یه جویبار باریک از چشمام جاری بود ،

دوزانو کنار شمشاد های پیاده رو نشسته بودم ،دستام روی زانوم می لرزید ،چرا من تو حصار آغوشت

 می گیری؟ مگه من برات مهمم لعنتی؟تا عق زدنم کمتر شدو آرومتر شدم ،با آرنجم پسش زدم و نفس زنان

 گفتم:»-ولم کن «اومدم بلند بشم تنم ضعف داشت نمی تونستم ،دوباره نشستم،دست و پام می لرزید عصبی

 شدم از ناتوونیم ،امیرمحمد با همون خشمش اومد دوباره دستمو گرفت ،پسش زدمو جیغ زدم:»- ولم کن،

ولم کن لعنتی «همین طور روی زمین نشسته بودم با هق هق گفتم:»برو«باخشم نگاهم کردو با صدای

 گرفته و خش دارش گفت:»تموم کن مسخره بازی رو پاشو«زیر بازومو گرفت و دستمو کشیدموبا صدای

دورگه ام جیغ زدم با همون هق هق و گفتم:»-برو،نمیام باهات «مردمی که تو بانک بودن یا احیانا ًدر حال

بیرون اومدن یا داخل رفتن بودن روی پله های بانک ایستاده بودنو مارو نگاه میکردن ،امیرمحمد بالا سرم بود

 ،زیر بازومو محکم تر گرفتو گفت:»-هیفا بلند شو مسخره بازیتو تموم کن-گفتم :«برووو»«تو صورتم داد زد:»

-داری روی سگ منو بلند میکنی بلند شو میگم«کافی بود اراده کنه تا از زمین کنده بشم و بی جون توی

دستاش باشم ،هق هقم امون نمی داد ،توان تقلا نداشتم باید نفسم بالا میومد تا یه حرکتی بکنم ولی

 دقیقا من همون نفسو نداشتم ،با یه دست دور کمرمو گرفته بود و یه دست بازومو که یه پیرزنی از بین

 جمعیت ناگهونی یه سوال ناشیانه پرسید:»-تو چیکاره اشی هان؟دوساعت بود روی این پله نشسته بود

کجا بودی؟چیکارش کردی که با این سرو شکله...«امیرمحمد سرشو عصبی زیر انداختو زیر لب با حرص گفت:»

-خانم تو زندگی خصوصی مردم خواهشاً دخالت نکنید
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، ادرس های همیشگی فرزین چت، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، بارباراچت، چت باربارا، فرزین چت اصلی، رمان باربارا، کلیک چت، امیرعلی چت،
لینک های مرتبط : فرزین چت، کلیک چت، امیرعلی چت، فرزین، وبلاگ شخصی فرزین،


چهارشنبه 3 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
قـــسمت صــــدوشصــت ویــڪم

مثل مسخ شده ها تو دهنشو نگاه میکردم و بدون اینکه اراده کنم از چشمام با همون

قیافه ی خشک شده ام اشکام پشت سر هم مثل رگبار می باریدن و میچکیدن روی

 دستم ،چشمم تار شده بود ،دهنم به قدری تلخ بود که حس میکردم کیسه صفرام تو

دهنمه،لبهام خشک بود ،جمله ی آخرش عین پُتک خورد تو سرم و تموم اون سنگینی

 توی سینه ام اومد تو حنجره ام و تبدیل به یه فریاد زنونه شد که با حرصی جان سوز

 با تموم ضجه هایی که بین حرفاش لایه بندی شده کلمات ثقیلی که از افکار امیرمحمد

 بلند میشدو هجه کنمو از حقوق به آتیش کشیدم برای یکبار هم که شده دفاع کنم:»

-خیال کردی من عاشق چشم و ابروتم؟با این اخلاق مزخرفت؟تو اگر اون شب مست

نبودی،من حامله میشدم؟هیچی حالیت نبود،اگر تو سرو کله خودم نمی زدم محرم

 نشده کار دستم میدادی،انگار نه انگار بچه این تو شکممه ،همچین یه طرفه به قاضی

 میره که انگار بچه ی یه آدم دیگه تو شکم ِمن هست ، خشم گناه خودتو داری سر من

خالی میکنی؟به خودت بگو این غلط تو اِ«به شکمم اشاره کردم»بچه ی تواِ، تو باعثــشی،

خودتو سرزنش کن،وقتی مست بودی چه انتظاری داشتی؟خودمو تو اتاق حبس کنم بگم

 به من نزدیک نشو ،ممکن حامله بشم؟«محکم زدم تو سرخودم و گفتم:»خاک بر سرم

خاک برسرمن کنن که فکر کردم مردی،هوامو داری که نگهم داشتی ،حالا می بینم نه

هیفا زهی خیال باطل تو «اشاره به امیرمحمد»تو هم لنگه ی همه ی اون مردایی که

چشمشون به یه زن بی پناه می افته یهو از فرشته میشن گرگ درنده ،بچه ی تو اِ، مال

 تو اِ ،تو به وجودش اوردی من مقصرم؟من فقط غلط کردم؟مگه من مرغم که بدون

خروس هم تخم بذارم هان؟«زدم به شونه اش و گفتم:»بچه ی خودتم قبول نداری منو

 قبول داشته باشی؟انتظارات بیخود دارم ،بی خود تو رو مرد می دیدم تو قاتل جون منی

 آفریده شدی عذابم بدی،هرچی گفتی «گفتم چشم»برو«چشم»بمون«چشم»حق

نداری بدون من پاتو از خونه بذاری بیرون «چشم»حق نداری مادرتو بی اجازه ی من

ببینی«چشم»چشم چشم چشم بمیر،بمیر چشم آرزو به دل صاحب مردم موند یه بار یه

 بار تو هم به من اهمیت بدی «اشکام اجازه نمی دادن ببینمش با پشت دستم پسشون

 زدم دیدم همین طوری با اخم داره فقط بهم نگاه میکنه ادامه دادم»جای اینکه من شاکی

 باشم تو شاکی ای؟من از دستم در رفت یا تو؟مغرور ِ خودخواه،این«اشاره به شکمم»

تقاص مستیه تو اِ،تقاص ه*و*س تواِ،من اگر بدبختم،اگر خونواده ام طردم کردن ،اگر

آواره ام برای ساختن یه سر پناه بالای سرم حاضر نیستم چاله برای کسی بکنم،پنج

 ماهه تو تبت می سوزم ولی لب باز نکردم بگم که نخواستی برم ،فکر کردی برام آسون

 ص*ی*غ*ه باشم؟من غرور ندارم؟شخصیت ندارم؟درد میکشمو به ص*ی*غ*ه ات

راضیم، درد می فهمی؟تو منو برای سرگرمی میخوای من از اینجا (به قلبم اشاره کردم)

از اینجا میخوامت ،نفهم ،هیچی رو جز خودت نمی فهمی و از همه میخوای تو رو درک

کنن،هرچی از دهنت در میاد بارم میکنی،حراج کی بود هیفا که حامله شدی؟نگاه

ه*ر*ز*ه کی دنبالت بود که تا خونه ی من نگاهش کشیده شده و واست تو صف هیفا؟

ننگ خیانت زدی گفتی کاری کردم که ازم خواستگاری کنن بعد تو جا داشته باشم ،

آغوش باز داشته باشم ...«جیغ زدم»:منو ه*ر*ز*ه کردی با تموم نامرّوتی هات ،

هفته هاست به خاطر غلط تو دارم روزی صد بار می میرم ،منم که باز تقاص پس میدم
ادامــــــہ دارد...




نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین.فرزین.فرزین، فرزین چت.فرزین چت، فرزین چت اصلی، بارباراچت، چت فرزین، فرزی روم، بارباراچت اصلی،
لینک های مرتبط : بارباراچت، پاپلی چت، وبلاگ شخصی فرزین،


چهارشنبه 3 خرداد 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()
رمان پرشان پارت448

یكی داشت صورتم و نوازش می كرد اه مزاحم اگه گذاشتند بخوابم دوست داشتم ادامه ی

خوابم رو ببینم ولی دردی كه روی شكمم بود نمیگذاشت !

 ناله ای كردم و شنیدم كه كسی پرستار رو صدا زد !

و بعد دوباره بیهوش شدم !

- راستش و بگو فواد حال پارسا كوچولوی من چطوره ؟

 فواد چنگی به موهاش زد ای بابا این دوباره شروع كرد موهاش و كندن !

- پرشان الان دوباره حالت بد میشه آ !

 بابا گفتم كه پسركوچولومون حالش خوبه فقط چون چندماه زودتر بدنیا اومده و عجله

داشته باید یه چند وقتی توی دستگاه بمونه !

- پس چرا نمیارندش تا ببینمش !

فواد شروع كرد موهام و نوازش كردن و با مهربونی گفت :

- خانمم چرا اینقدر خودت و اذیت می كنی من بهت قول میدم كه پسركوچولومون حالش

الان خوبه خوبه و به زودی میاد پیش مامانش !

با نگاه كردن به چشماش فهمیدم كه داره راست میگه !

 وا حالا چرا خیره شده به من فكر كنم با هنگ كرد الو !

 - راستی حال مامان ملی چطوره ؟

- آخر اونی شد كه تو دوست داشتی !

 هان ؟

این چه ربطی به سوال من داشت ؟

- فواد حالت خوبه ؟

 میگم حال مامان ملی چطوره ؟

- اونم خوبه منتقل شده بخش یك هفته ی دیگه هم مرخص میشه !

نفس راحتی كشیدم و خدا را شكر كردم كه حال مامان ملی خوبه !

- میگم فواد ....





نوع مطلب : فرزین چت، بارباراچت | باربارا | فرزین چت | فرزین تندیس چت | باربارافرزین، فرزین چت، 
برچسب ها : فرزین چت، بارباراچت، چت فرزین، چت باربارا، فرزین چت اصلی، سانی چت، امیرعلی چت،
لینک های مرتبط : فرزین چت، بارباراچت، فرزین چت اصلی، فرزین، فرزین چت روم، ادرس اصلی فرزین چت، وبلاگ شخصی فرزین،


جمعه 29 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : فرزین چت
نظرات ()


( کل صفحات : 25 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 

فرزین چت , چت روم فرزین , فرزین گپ , چت فرزین , ادرس اصلی فرزین چت,فرزین چت اصلی, چت , چت روم

چت روم فارسی , فرزین چت ,فرزین تندیس چت , بارباراچت , باربارا , ادرس اصلی باربارا ,فرزین موزیک , بارباراچت اصلی , باربارارمان , فرزین باربارا , باربارافرزین , تندیس چت , ایاز چت , امیر چت

چت روم

بارباراچت ایاز چت چت

چت

چت روم شلوغ فارسی بارباراچت

شلوغ چت بارباراچت

امیر چت

فرزین چت ایاز چت

تالار چت

سافت کده

چتروم چت روم چت چت روم فارسی چت روم باران چت چت روم فارسی ایاز چت امیر چت
فرزین چت،فرزین تندیس چت،فرزین چت،چت روم فرزین،تندیس چت،چت روم چت،چت شلوغ فرزین چت،تندیس چت،ایاز چت،تالار چت ماد چت،امیر چت،

فرزین چت | وبلاگ فرزین چت | وب سایت فرزین چت,فرزین چت,چت فرزین,فرزین,فرزین,چت روم فرزینی ها,فرزین چتفرزینی|چت روم فرزین چت.,فرزین تندیس چت farzinchat فرزین چت